قابل پیش بینی بود. بار دیگر اخلاق به سود قدرت قربانی شد در عوض اما متانت در مقابل وقاحت درخشید و آشکار شد چه کسی بیش دیگران از برای کسب کرسی قدرت به هر ریسمانی چنگ می زند و هر حریمی را در هم می شکند.
مناظره انتخاباتی میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد بیش از آنکه تقابل میان دو نفر یا تنها دو نامزد به حساب آید، رویارویی دو تفکر و نگاه و مرام است و دیدگاهی که قائل به حفظ حرمت و کرامت اشخاص و احترام به حقوق و جایگاه افراد است، پیروز بلا تردید این بازی خواهد بود. حال رئیس دولت دهم هر که می خواهد باشد.
متانت ، آرامش و اخلاق گرایی مهندس میرحسین موسوی را باید برنده بدون تردید تقابل داغ ترین شب نشینی تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی دانست. اینک محمود احمدی نژاد هم می تواند بر خود ببالد که خطوط قرمز را زیر پا نهاده و اسرار! مگو را فاش کرده است تا تفکری که به ظاهر هیچ ارزش و حقی برای حریم دیگران قائل نیست و خود را داروغه و متولی و تجسم شرع و قاون می پندارد سر به آسمان بساید.
اینک محمود احمدی نژاد نفسی به راحتی کشیده است. هر آنچه به ظاهر مدت ها در جیب کاپشنش گره خورده و در میانه گلویش پنهان مانده بود عاقبت آشکار شد.
از این پرده دری و حرمت شکنی اما چه چیزی عاید نظام مقدس جمهوری اسلامی شد؟ رئیس دولت نهم یکسره هر آنچه در تاریخ سی ساله ایران اسلامی گذشته است را به چالش کشید. این بار اما روی سخن او تنها دولت اصلاحات و سازندگی نبود. این بار اما فرزندان هاشمی و همراهان خاتمی هدف حملات رئیس جمهور نبودند. او حتی دولت ٨ ساله مقام معظم رهبری را هم آشکارا در برابر علامت های سوال متعدد قرار داد. دولتی که تحت فشار جنگ تحمیلی و مشکلات و کمبودهای آن روزگار به لطف رهنمود های اما (ره) و همراهی ملت کشور را از بحران ها به سلامت عبور داد. دولتی که نفت را با مشقت به ارز تبدیل می کرد تا جبهه های نبرد با دشمن بعثی بدون پشتوانه نماند. احمدی نژاد سرمست از قدرت بلامنازع چهارسال گذشته که با نقدینگی سیل آسا و رو به تزاید همراه شد و با اعتماد به نفسی عجیب مدیریت آن روزگار سخت را هم حتی به ریشخند گرفت.
احمدی نژاد حذر از باختن را در هجوم و تاختن یافته بود. چه تفاوت دارد طرف منازعه نخست وزیر مورد وثوق امام(ره) و وزیر کابینه رهبر باشد، یا رئیس بازرسی دفتر رهبری. چه تفاوت دارد رئیس معتمد رهبری نظام در مجمع تشخیص هدف تیرها باشد یا رئیس دولت مورد تایید و تنفیذ ایشان.
چه تفاوت دارد شاکله سیاست های و عملکردهای دوران گذشته مورد تایید رهبری باشد یا نباشد.
راستی رئیس جمهور همین چند روز قبل فرموده بودند که سینه و گلوها را در برابر تیرها و نیزه ها آماده کرده است. دیشب اما آشکار شد که تیرها و نیزه ها از کدام جبهه پرتاب می گردد.
چه تفاوت دارد مفسده ای اثبات شده باشد یا تنها جامه اتهام به تن داشته باشد. چه تفاوت دارد که نواخته شدگان خود از اهالی همین نظام باشند یا نباشند؟
اینک کسی شک ندارد ، رئیس دولت نهم را نقد و نظرهای ناهمگون بر آشفته می سازد و او را به وکانش های غیر معمول دچار می کند.
اصلاح طلبان به جای خود ، کسی سرنوشت پورمحمدی ، دانش جعفری ، مظاهری و حتی علی لاریجانی را به یاد دارد؟
چه جای تعجب که احمدی نژاد بر دولت های سازندگی و اصلاحات به قصد جهاد هجوم آورد.
چه جای
حیرت که رفیق و رقیب ، بی ربط و مرتبط ، بی بهانه و با علت در هم بکوبد و برچسب
بچسباند و تهمت نثار کند.
احمدی نژاد اخلاق را زیر پا نهاد تا قدرت را در دست داشته باشد و بماند. اینک باید آسود باشد. کوله بار او خالی است. انبوهی از تهمت ها در حافظه تاریخ جا ماند و ماندگار شد تا بازنده اصلی این پرده دری و حرمت شکنی اما نظام جمهوری اسلامی باشد
|
زیبا ترین لحظه اما آنجا بود که میر حسین موسوی متین و
قاطع و دوست داشتنی انگشت اشاره اش را به سوی احمدی نژاد و جوسازی ها و مظلوم
نمایی ها و اتهام زنی هایش گرفت و خطاب به دوربین گفت : « من برای تغییر
همین فضاست که آمده ام. من می خواهم همین چیزهایی را که دارید می بینید عوض
کنم"... |