تبليغاتX
راهی به سوی آبادی

راهی به سوی آبادی

ايران چهار شنبه شب سراسر سبز پوش بود ...گزارش هاي رسيده حاكي است در آخرين ساعات تبليغاتي رياست

حمايت ٣٠ ميليوني از مير حسين

جمهوريت : گزارش هاي رسيده حاكي است در آخرين ساعات تبليغاتي رياست جمهوري، ايران سراسر سبز پوش شد و دستكم ٣٠ ميليون نفر از مردم ايران به نفع مير حسين موسوي به خيابان ها آمدند .

بزرگترين اجنماع در ميدان آزادي تهران شكل گرفت كه بيش از ٢ ميليون نفر با اجتماع در ميدان آزادي و خيابان هاي اطراف گسترده ترين حمايت انتخاباتي را از مير حسين موسوي به نمايش گذاشتند . گزارش هاي رسيده حاكي است كه موج سبز سراسر كشور را در برگرفته و چهارشنبه شب تمام مراكز استان ها و شهرهاي بزرگ و كوچك كشور در اختيار طرفداران موسوي بود .

نتايج تازه ترين نظر سنجي ها نشان مي دهد مير حسين موسوي با آراي بالاي ٧٠ درصد رئيس جمهور ايران است و دستكم ٣٠ ميليون راي دهنده ايراني به او راي خواهند داد . موج سبز چنان فراگير شده است كه هيچ كس توان كتمان آن را ندارد و محافل راي ساز را در وحشت فرو برده است چرا كه راي سازان اميدوار بودند اگر اختلاف آرا اندك باشد به نحوي محمود احمدي نژاد را از صندوق هاي راي بيرون بياورند .

اما در حال حاضر امكان تقلب جز با به آشوب كشاندن كشور ممكن نيست و مرگ سياسي جريان دروغ فرا رسيده است . موج سبز  ،جريان دروغ و خودخواهي را كنار گذاشته است . چهار شنبه ٣٠ ميليون ايراني راي منفي خود عليه دروغ را به نمايش گذاشتند  




+ تاریخ پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 17:16 نویسنده علی

در کوچه پس کوچه های انتخابات

پرستو سپهری - روزآنلاین: در آخرین روزهای مانده به انتخابات ، اگر چه کاندیداهای ریاست جمهوری و رسانه ها مجبور به توقف فعالیت انتخاباتی هستند، اما مردم شامل این ممنوعیت نمی شوند. گزارش زیر به پررنگ ترین شعارها، لطیفه ها و پیامک هایی که این روزها در ایران دهان به دهان می گردد، اختصاص دارد. رایج ترین شعارهای این روزها به شرح زیر است:

موسوی موسوی پرچم ایران منو پس بگیر/ موسوی موسوی قلب من صندوق آراء توست

یک یا حسین تا میر حسین /احمدی بای بای /کروبی کرباسچی نه یک تدارکاتچی /مرگ بر دیکتاتور

 /دانشگاه زندان نیست/ ننگ بر اين دولت مردم فریب /رهنورد     رهنورد     تساوی زن و مرد/ "شال سبزتو وا كن ، به شیخ ما نگاه كن"، "شیخ شما ارزونیتون ، ما رأی نمی‌دیم بهتون"/

حضرت زهرا رو صدا می‌كنیم، دوم خرداد به پا می‌كنیم/هر كی كه كم میاره، ناموس وسط میاره/حسین حسین شاعر ماست، موسوی افتخار ماست/دولت سیب‌زمینی چیزم براش زیاده/

اگه تقلب نشه، احمدی پنجم می‌شه/ پرونده‌ی اردبیل، والا خجالت داره/، مناظره به پا شد، احمدی كله‌پا شد/، احمدی پینوشه ، ایران شیلی نمی‌شه/، نصرالله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم‌فریب/، "دولت سیب‌زمینی، نمی‌خوایم نمی‌خوایم/مرگ بر دیكتاتور /ننگ ما ننگ ما    صدا و سیمای ما/رای ما یک کلام    نخست وزیر امام/ماشالله به چشم و ابروش  کردان نشسته پهلوش/موسوی کروبی اتحاد اتحاد/ احمدی حیا کن....... ریاست رو رها کن /یه هفته دو هفته.......  احمدی هنوز نرفته



پیامک ها

لحظه ای نیست که روی موبایل ها صدایی نیاید به علامت رسیدن پیامک یا همان اس ام اس.

پر طرفدارترین این پیامک ها تا دیروز خبرعذرخواهی بلر از احمدی نژاد به کمک "دکتر کردان" بود:

و بعد

1 - دستور زبان انتخابات

من رای نمی دهم

تو رای نمی دهی

او رای می آورد

پس:

من رای می دهم

تو رای می دهی

او رای نخواهد آورد

رای ما غیر از او

2 - رای ما به دولت عقل و تغییر ، کروبی

3 ـ نه به دولت هاله و الهام

نه به دولت رنگی و ابهام

4 - این  رای ، رای رهبریست:

هرکس که راهش مهدویست

رایش همانا احمدیست

5 – احمدی ، ای شیر ، شکوه غرشت را دیدند

آنها که به عزت تو می خندیدند

دیشب همگی به پای روشنگریت

جز چیز جواب دیگری نشنیدند

6 – شبی که چشم هرعاقل سند بود

یکی قانون جنگل را بلد بود

ادب این سو، خرد این سو، در آن سو

خری جو خورده در حال لگد بود

7 ـ سیدی دیگر به ميدان آمده/ هموطن برخيز و عزم كاركن/ دوم خردادرا تكراركن

8 ـ اتوبوسی که درحال سقوط به دره است راننده اش را عوض نمیکنند

9 ـ خرداد روز غلبه "چیز" بر "ناچیز " است

10 ـ هشدار كروبي به احمدي نژاد: عكس زنمو بياري فیلم مادرتو ميارم

11 ـ برای سلامتی کروبی، رضایی

و رئیس جمهور آینده موسوی

صلوات

12 ـ احمدی نژاد: وقت مناظره کم بود، نتوانستم افشا کنم دختر اقدس خانم و عروس شهین خانم  که از حامیان موسوی هستند آن شب در مراسم حنا بندان  اشرف، دختر همین زینت خانم زن  همسایه جاری دختر خاله ام چی گفتند!

13 ـ به موسوی رای بدهید ! این اس ام اس را برای 10 نفر بفرست  حتما امشب خواب  خاتمی را خواهی دید .یک نفر بی توجهی کرد  و برای بقیه نفرستاد. شب خواب احمدی نژاد را دید

لطیفه ها

و در شرایطی که افراد زیادیست مدت ها شب تا صبح در خیابان اند، سختی شرایط با گفتن لطیفه تلطیف می شود:

1 ـ میگویند در اصفهان همه كانديدا ها براي اينكه در مصرف کاغذ صرفه جویی کنند پوستر تبليغاتي چاپ نكردند و به جایش هر روز از يك درخت آويزون شدند.

2 ـ دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را  
سید بیا که محمود بیچاره کرده ما را

3 ـ مابصيجيان ودكتورحا به اهمدی نجاد رعی ميدهيم. صطاد عنطخابات اهمدی

4 ـ اخراجی های 3

اکران از 23 خرداد در سراسر ایران

با حضور محمود احمدی احمدی نژاد

غلامحسین الهام

فاطمه رجبی

کارگردان:

ملت غیور ایران

5 ـ اتوبان شهید احمدی نژاد به زودی توسط هاشمی افتتاح می شود.

6 ـ رهبری فرمودند درسال اصلاح الگوی مصرف، بهترين رئيس جمهور همين بی مصرف است!

7 ـ کردان با مدرک دکترای آکسفوردش رفت! علی دايي هم که رفت! يوزارسيف هم که تموم شد! اگه احمدي نژاد رای نياره ميخواين به اس ام اس های کي بخنديد؟! (ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد )

8 ـ از یک نفر می پرسند: به کی رای میدهی؟می گوید: میر چیز موچیز

9 ـ مدارک همسرتان را در سطل آشغال نریزید چون روزی رفتگری آن را پیدا می‌كند و وقتی رئیس جمهور شد منتشر می کند.

10ـ به جای باز باران:

-     باز محمود با دروغ های فراوان

-      می خورد از مال مردم

-      می پرد بر کول مردم

-      یادم آید از فلسطین

-      از بلندیهای جولان

-       از دلار نفت ایران

-      دور می گشتم ز خانه

شرع چون شمشیر بران پاره می کرد مغزها را

حرف های احمقانه از رجایی زمانه

بشنو اینک کودک من

مرز و بوم  پاک میهن

این رییس جمهور نادان

کرد ویران خاک ایران..........

و آخرین اس ام اس های دریافتی:

با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات هاله ای زرد رنگ در اطراف و پشت شلوار احمدی نژاد دیده شده!

پرونده ها رومیزه    هی میگه چیزه چیزه

احمدی نژاد (۴ سال بعد) : آقای .... ! من شما رو دوست دارم . من بهتون علاقه مندم. دلم واستون میسوزه . ولی نزنید این حرفها رو ! این مدرک اجتهاد شماست . بگم چه جوری آیت الله شدی ؟ بگم؟ بگم؟

 




+ تاریخ پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 14:10 نویسنده علی

انتخابات تاريخي انقلاب پس از 30 سال در حالي رقم خواهد خورد که مردم به خاطر بي برنامه گي , خودکامگي , توهم گرايي, تهمت , فساد اقتصادي و... سران دولت به تنگ آمده وبا شعارهايي با همين مضامين اعتراض خودشون رو اعلام و فردا با حضور حد اکثري در پاي صندوق هاي راي با تغيير وضعيت فلاکت بار کنوني به اثبات خواهند رسانيد.در اين ميان طيف گسترده اي از اقشار مردم خواهان اصلاحات بوده و قلب خود را صندوق آراء مهندس مير حسين موسوي نموده وبه مسلخ آمده اند تا پرچم ايران را از ديکتاتور کوچک پس بگيرند. دوستان من ما در هر صورت پيروز انتخابات هستيم چرا که به فرمايش معمار اصلاحات سيد محمد خاتمي اصلاحات از ريشه دارترين حرکتها و جريانهايي است که بيش از يک قرن گذشته وجود داشته و در متن وجدان و خواست تاريخي مردم ريشه دارد و به همين دليل است که اصلاحات شکست ناپذير است.شايد روزي در تاريخ بنويسند که 22 خرداد 1388 سر آغاز انقلاب فکري ,صنعتي ,اجتماعي و فرهنگي در ايران عزيز و پايدار است ايراني که مردانش خون کورش کبير در رگهايشان جريان دارد و به دنبال عزت از دست رفته خود به خودکامگي پشت نهاده و با راي سبز خود به خواست حقيقي ايرانيان که از عصر زرتشت تا کنون بوده است خواهند رسيد . اما فردا من با تولد سبز ايران, بيست و هشتمين بهار زندگي ايم را در کنار قلب هاي سبز ميليونها ايراني روشنفکر و انديشمند جشن خواهم گرفت. با اميد بهروزي و سربلندي ايران و ايراني علي توکلي نيا 21خرداد 1388.



+ تاریخ پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 12:20 نویسنده علی


آنچه احمدی نژاد در مناظره با مهندس موسوی از خود بروز داد؛ چیزی جز تکرار رفتار دو ماه قبل محمد مایلی کهن در عرصه ورزش نبود.کسی که چون جایگاه و وزنی در حد پستی که اشتغال کرده؛ نداشته و ندارد و صرفا بر مبنای اتفاقات و روابط به آن موقعیت رسیده بود، وقتی دریافت امکانی برای تداوم حضور در ان پست ندارد، کوشید همگان را همراه با خود به قعر بکشد و آنها را لجن مال کند. از قلعه نوعی تا فیروز کریمی و فدراسیون فوتبال و افشین قطبی، همگان چند روزی سوژه جناب درحال سقوط بودند و در پایان هم، نظر کلی جامعه و کارشناسان نوعی ابراز نگرانی از سلامت جسمی و روانی محمد مایلی کهن بود.مایلی کهنیسم، اما با گفتار و رفتار امشب احمدی نژاد به نقطه اوج خود رسید. کسی که در این چهارسال، هیچگاه در قد و قواره رییس جمهور ایران نبود، حال که به روز خداحافظی رسیده؛ می کوشد همزمان با سقوط خود، دیگران را هم لجن مال کند و به زعم خود، بی اعتبار کند. در این لجن مال کردن، بین امام و هاشمی رفسنجانی و خاتمی و میرحسین موسوی و ناطق نوری و زهرا رهنورد و محسن صفایی فراهانی و فائزه رفسنجانی و دهها تن دیگر که لابد وقتش اجازه نداد نامشان را ببرد، فرقی قائل نمی شود.مایلی کهنیسم احمدی نژاد اما در روزهای آینده هم ادامه می یابد. رییس دولتی که چنین افسارگسیخته علیه چهره های باسابقه و خوشنام سیاسی و اجرایی کشور اتهام زنی می کند؛ نشان می دهد که اولا، امیدی نسبت به ادامه حمایت های خاص از خود برای بقا در قدرت ندارد و اعتمادبه نفس خود را کاملا از دست داده است. ثانیا، چنین فردی به حامیانش اعم از شبه نظامیان، گروههای فشار، رسانه های رسمی و غیررسمی، شبنامه نویسان، مداحان و... اجازه می دهد از هر ابزاری علیه مخالفانش استفاده کنند و حتی دست به خشونت عریان بزنند.برای مقابله با مایلی کهنیسم احمدی نژاد، باید همان راه و رویه ای را در پیش گرفت که قلعه نویی و قطبی و حتی فیروز کریمی در برابر مایلی کهن از خود بروز دادند. همان رفتاری که، از مهندس موسوی دیده شد. تأکید بر مواضع ایجابی، دوری از واکنش های احساسی، خودداری از گشودن عرصه به روی خشونت و رفتاری توأم با اعتمادبه نفس کامل، رفتار درستی است که میرحسین از خود بروز داد.روزهای آینده، روزهای حساسی است که باید با هوشمندی و درایت گام های آخر مبارزه ملی خود را به سوی پیروزی و ساقط کردن مایلی کهنیسم برداریم.



+ تاریخ شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 14:26 نویسنده علی


ايلنا: محمود احمدی‌نژاد را به مناظره دعوت می‌کنم و اگر ایشان توان ‍پاسخگوی به ادعاهای کذبشان را دارند، باید در این مناظره شرکت کنند. محسن صفایی فراهانی در گفت‌‌وگو با ایلنا در واکنش به ادعاهای احمدي‌نژاد، كانديداي دهمين دوره رياست جمهوري بیان داشت: آقای احمدی‌نژاد بدون هیچ سند و مدرکی در برنامه‌ای تلویزیونی، بنده و گروهی دیگر از مسوولان نظام را متهم کرده‌اند. من از همین طریق اعلام می‌کنم برای مناظره رودرو با ایشان آمادگی کاملی دارم و اگر محمود احمدی‌نژاد توان ‍پاسخگویی به اتهاماتی که به بنده زده‌اند را دارند باید در این مناظره شرکت کنند. اگر آقای احمدی‌نژاد از این مناظره فرار کنند مردم می‌توانند در مورد ادعاهای کذب و دور از واقعیت ایشان قضاوت کنند. محسن صفایی فراهانی ادامه داد: به تمام سال‌های که در دولت حضور داشتم افتخار می‌کنم و به صورت رسمی از قوه قضاییه، وزارت اطلاعات، سازمان بازرسی کل کشور و تمامی نهادهای نظارتی دعوت می‌کنم تا به تمامی اموال و دارایی‌هایم رسیدگی کنند. از همین تریبون اعلام می‌کنم به لطف خداوند متعال در تمام سال‌های فعالیت یک ریال از اموال بیت‌المال را برخلاف برخی از نزدیکان دولت نهم به همراه نبرده‌ام و برای این اتفاق خداوند را شکر می‌کنم. او تصریح کرد: آقای احمدی‌نژاد در اقدامی خلاف قانون و اخلاق رفتاری از خود بروز دادند که تنها از ایشان برمی‌‌آمد. به صراحت بازهم اعلام می‌کنم آمادگی کاملی برای مناظره با آقای احمدی‌نژاد دارم و در صورتی که ایشان در این مناظره مستقیم شرکت نکند گفتار خلافشان به تمامی مردم اثبات خواهد شد. محسن صفایی فراهانی اعلام کرد: اگر آقای احمدی‌نژاد ادعایی در مورد بنده دارند می‌توانند در مناظره‌ای مستقیم و بدون واسطه شرکت کنند و تمامی ادعاهای خود را مطرح سازند. وی ادامه داد: بنده طی سال‌های گذشته منتقد دولت بوده‌ام و این جریان آقای احمدی‌نژاد را به شدت ناراحت کرده است. ایشان از اینکه منتقدی جدی دارند، در هراس قرار دارند و چنین اقداماتی را نیز از همین روی صورت می‌دهند. متن کامل گفت‌وگوی محسن صفایی فراهانی با خبرگزاری ایلنا بزودی به صورت مفصل منتشر خواهد شد.



+ تاریخ شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 14:20 نویسنده علی


قابل پیش بینی بود. بار دیگر اخلاق به سود قدرت قربانی شد در عوض اما متانت در مقابل وقاحت درخشید و  آشکار شد چه کسی بیش دیگران از برای کسب کرسی قدرت به هر ریسمانی چنگ می زند و هر حریمی را در هم می شکند.

مناظره انتخاباتی میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد بیش از آنکه تقابل میان دو نفر یا تنها دو نامزد به حساب آید، رویارویی دو تفکر و نگاه و مرام است و دیدگاهی که قائل به حفظ حرمت و کرامت اشخاص و احترام به حقوق و جایگاه افراد است، پیروز بلا تردید این بازی خواهد بود. حال رئیس دولت دهم هر که می خواهد باشد.

متانت ، آرامش و اخلاق گرایی مهندس میرحسین موسوی را باید برنده بدون تردید تقابل داغ ترین شب نشینی تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی دانست. اینک محمود احمدی نژاد هم می تواند بر خود ببالد که خطوط قرمز را زیر پا نهاده و اسرار! مگو را فاش کرده است تا تفکری که به ظاهر هیچ ارزش و حقی برای حریم دیگران قائل نیست و خود را داروغه و متولی و تجسم شرع و قاون می پندارد سر به آسمان بساید.

اینک محمود احمدی نژاد نفسی به راحتی کشیده است. هر آنچه به ظاهر مدت ها در جیب کاپشنش گره خورده و در میانه گلویش پنهان مانده بود عاقبت آشکار شد.

از این پرده دری و حرمت شکنی اما چه چیزی عاید نظام مقدس جمهوری اسلامی شد؟ رئیس دولت نهم یکسره هر آنچه در تاریخ سی ساله ایران اسلامی گذشته است را به چالش کشید. این بار اما روی سخن او تنها دولت اصلاحات و سازندگی نبود. این بار اما فرزندان هاشمی  و همراهان خاتمی هدف حملات رئیس جمهور نبودند. او حتی دولت ٨ ساله مقام معظم رهبری را هم آشکارا در برابر علامت های سوال متعدد قرار داد. دولتی که تحت فشار جنگ تحمیلی و مشکلات و کمبودهای آن روزگار به لطف رهنمود های اما (ره) و همراهی ملت کشور را از بحران ها به سلامت عبور داد. دولتی که نفت را با مشقت به ارز تبدیل می کرد تا جبهه های نبرد با دشمن بعثی بدون پشتوانه نماند. احمدی نژاد سرمست از قدرت بلامنازع چهارسال گذشته که با نقدینگی سیل آسا و رو به تزاید  همراه شد و با اعتماد به نفسی عجیب  مدیریت آن روزگار سخت را هم حتی به ریشخند گرفت.

احمدی نژاد حذر از باختن را در هجوم و تاختن یافته بود. چه تفاوت دارد طرف منازعه نخست وزیر مورد وثوق امام(ره) و وزیر کابینه رهبر باشد، یا رئیس بازرسی دفتر رهبری. چه تفاوت دارد رئیس معتمد رهبری نظام در مجمع تشخیص هدف تیرها باشد یا رئیس دولت مورد تایید و تنفیذ ایشان.

چه تفاوت دارد شاکله سیاست های و عملکردهای دوران گذشته مورد تایید رهبری باشد یا نباشد.

راستی رئیس جمهور همین چند روز قبل فرموده بودند که سینه و گلوها را در برابر تیرها و نیزه ها آماده کرده است. دیشب اما آشکار شد که تیرها و نیزه ها از کدام جبهه پرتاب می گردد.

چه تفاوت دارد مفسده ای اثبات شده باشد یا تنها جامه اتهام به تن داشته باشد. چه تفاوت دارد که نواخته شدگان خود از اهالی همین نظام باشند یا نباشند؟

اینک کسی شک ندارد ، رئیس دولت نهم را نقد و نظرهای ناهمگون بر آشفته می سازد و او را به وکانش های غیر معمول دچار می کند.

اصلاح طلبان به جای خود ، کسی سرنوشت پورمحمدی ، دانش جعفری ، مظاهری و حتی علی لاریجانی را به یاد دارد؟

چه جای تعجب که احمدی نژاد بر دولت های سازندگی و اصلاحات به قصد جهاد هجوم آورد.

چه جای حیرت که رفیق و رقیب ، بی ربط و مرتبط ، بی بهانه و با علت در هم بکوبد و برچسب بچسباند و تهمت نثار کند.
 

احمدی نژاد اخلاق را زیر پا نهاد تا قدرت را در دست داشته باشد و بماند. اینک باید آسود باشد. کوله بار او خالی است. انبوهی از تهمت ها در حافظه تاریخ جا ماند و ماندگار شد تا بازنده اصلی این پرده دری و حرمت شکنی  اما نظام جمهوری اسلامی باشد

زیبا ترین لحظه اما آنجا بود که میر حسین موسوی متین و قاطع و دوست داشتنی انگشت اشاره اش را به سوی احمدی نژاد و جوسازی ها و مظلوم نمایی ها و اتهام زنی هایش گرفت و خطاب به دوربین گفت : « من برای تغییر همین فضاست که آمده ام. من می خواهم همین چیزهایی را که دارید می بینید عوض کنم"...
 

 




+ تاریخ شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 14:9 نویسنده علی

 

یاری نیوز: در پی انتشار تصویری از دست‌خط حجت‌الاسلام سعیدی که در آن آمده بود «نظر صریح مقام عظمی ولایت حضرت آیت الله خامنه‌ای انتخاب مجدد ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد است و بر فرماندهان سپاه لازم است پرسنل و نیروهای تحت امر خود را در حمایت همه جانبه از دولت توجیه کنند» قصد سکوت داشتیم، اما رسیدن گزارشی از سخنانی از نماینده ولی فقیه در سپاه پاسدران موجب شد تا به برخی مسائل اشاره کنیم.

تصویر دستخط و بقیه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب



+ تاریخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 16:35 نویسنده علی


جمهوریت: روزگار غریبی است، دولتی که گذشتگان را مظهر تملق ، ریا وسفله پروری می دانست به جولانگاه افرادی مبدل شده است که عجیب ترین سخنان در مدح رئیس جمهور از زبان شان جاری می



+ تاریخ شنبه نهم خرداد 1388ساعت 17:54 نویسنده علی

               «صفر و صد یا کمی بهتر؟»

1-یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند  تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما  بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.

در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."

من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه

2- منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.

اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.

آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.

در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.

 آمار نشان می دهد که ماهایی  که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.

من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.

من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم

می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. 3- ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد

 

4- سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.

در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم

 

6- بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی  نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.

از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.

موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.
 
از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.

در حالی که در 4 سال احمدی نژاد،ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.

او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را

7- بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.

درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود

 

8-به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو  با کلنگ خراب می کرد ، گفتم:" آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون ،درستش کن."

گفت:" خانوم من یک ... ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن."

 

یکشنبه 27 اردیبهشت 1388

محسن مخملباف

 

 

 




+ تاریخ سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 16:28 نویسنده علی


رئيس دفتر سياسي نهضت آزادي گفت: دوم خرداد ٧٦ در شرايط ويژه اي پديد آمد كه مجموعه حاكميت در مورد نامزد رياست جمهوري تصميم سازي كرده بود و حتي مديران كل آن هم سازمانده

ادامه مطلب



+ تاریخ دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 10:24 نویسنده علی

جمهوریت بايد به آمارها و نظرسنجي‌ها نگاه کنيم و به نظر مي‌رسد راي اصلاح‌طلبان باز هم بيش از اصولگرايان است و اگر اين فرصت را از دست دهيم باز چند سال ديگر بايد دور هم جمع...



+ تاریخ دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 10:15 نویسنده علی


 سايت خبري - تحليلي ستاد «داد» با شعار «چاره درد مرا بايد اين داد كند» با رويكرد حمايت از كانديداتوري مهندس ميرحسين موسوي، صبح روز يكشنبه سوم خرداد با حضور دكتر سعيد حجاريان افتتاح شد. سعيد حجاريان در آيين افتتاح اين سايت ضمن حمايت از كانديداتوري مهندس ميرحسين موسوي خطاب به هسته مركزي این ستاد سخناني را پيرامون انتخاب، اصلاحات

جامعه محور و چرايي حمايت از مهندس موسوي بيان كرد.
متن كامل سخنان وي در پي مي‌آيد:
انتخابات معمولا جامعه را به هم مي‌زند. همچون كفگيري كه ديگ آرام همه را زير و رو كرده و بسياري از چيزهايي كه تا قبل از آن ديده نمي‌شد به صحنه آورده و در معرض ديد مردم قرار مي‌دهد. از اين جهت شايد بتوان انتخابات را رقيقه‌اي از انقلابات فرض كرد مثلا چه كسي ميدانست كه دولت فعلي چه كارهايي كرده است و چه مصائبي بر سر ملت آورده است، اما در فضاي رقابت به علت باز شدن فضاي نسبي، هم رقبا و هم هواداران توانسته‌اند بسياري از سياهكاري‌ها و تباهي‌هاي دولت را روي دايره بريزند.
البته من نمي‌دانم كه لغت سياه‌نمايي اخيرا از كجا آمده است وقتي دولتي كه سياهكاري مي‌كند طبعا كارگزار كار وي سياه خواهد بود، مگر آنكه در لحظاتي حتي لاش مرده سگي را ببينيم و بگوييم كه به جمع دندان سفيدي دارد اما براي خبرنگاري كه مي‌خواهد گزارش دقيقي از اوضاع كشور بدهد، اين نگاه كارساز نيست و شايد نوعي خيانت به مردم باشد.
در هر حال در اين انتخابات نيز بسياري از لوش لجن‌ها از كف مرداب به سطح آمده‌اند و مردم ديده‌اند كه پشت صحنه چه خبر است.
اين اولين خاصيت انتخاب است. عده ای هم به دنبال آن هستند كه دوباره به همان وضعيت سابق برگرديم و آب از آب تكان نخورد.
في‌الواقع انتخابات زمان را فشرده مي‌كند. در مدت كوتاهي مردم بسياري اخباري جذب مي‌كنند كه در حالت عادي امكان دريافت اين اطلاعات وجود ندارد به همين خاطر است كه مي‌گويم انتخابات رقيقه‌اي از انقلابات است چون انقلاب نيز زمان را به شدت فشرده كرده و تجربه‌اي كه مردم در انقلاب به دست می‌آورند، شايد در تمام مدت عمرشان نتوانند بدان دست يابند، از جهت ديگري هم شايد بتوان بين اين دو مقايسه‌اي به عمل آورد.
انقلاب ايران تنها انقلابي بود كه به نام اسلام صورت گرفت، هر قرائتي از اسلام داشته باشيم چه حداقلي و چه حداكثري، چه و یلورال و چه تك‌صدايي، چه بنيادگرا و چه فقاهتي و چه معنويت‌‌گرا، قدر متعين آن است كه مخرج مشترك همه اين قرائت‌ها اخلاقي بودن آن است. اما متاسفانه شاهديم كه در اين چند سال اخلاق نيز مینیمم اخلاقی نیز در انتخابات رعايت نمي‌شود.
سايت‌هاي بي‌نام و نشان و نشان‌دار مانند قارچ مي‌رويند و بدون احساس كوچك‌ترين مسووليتي هر چه خواستند به هر كسي نسبت مي‌دهند و از مصونيت نيز برخوردارند. تا حتي به مرحله تهديد فيزيكي كانديداها نيز مي‌رسند و كسي جلودارشان نيست.
مي‌نيمم اخلاق، قانون است كه آن نيز به كلي در كشور فراموش شده است. نه مي‌توان دادخواستي عليه مفتريان صادر كرد و نه مي‌توان اميد به رسيدگي عادلانه به اتهامات آنها داشت و آقايان در محافل خصوصي مي‌نشينند و از معصوم روايت مي‌آورند كه «باهتوكم لكيلا يطعموا في دينكم» به آنها بهتان ‌ببندید مبادا در دينتان طمع ورزند.
گويا رقباي آنها كفار حربي هستند و همچنين چون رقابت انتخاباتي را با جنگ با كفار حربي يكي گرفته‌اند، مطابق با قانون «الحرب خدعه» هر گونه حيله و نيرنگي را مجاز مي‌دانند و اميد ثواب اخروي هم دارند.
وقتي اخلاق تا بدين درجه نازل مي‌شود كه از زباني مسوولان امر نيز از اين قبيل بي‌اخلاقي‌ها جاري مي‌شود طبعا در زمان انتخابات كه همه چيز بر آفتاب افكنده شده است، مردم نيز كم و بيش در رفتار و گفتار اخلاق مسوولان خود تأسي مي‌كنند و به مقتضاي «الناس علي دين ملوكهم» اين شناعت‌ها در جامعه نيز گسترش مي‌يابد و هر چه بيشتر از جامعه اخلاقي دور مي‌شويم. البته فرض است بر بزرگان علم و ادب و فرهيختگان جامعه كه زبان و ذهن خود را از اين قبيل آلودگي‌ها بپيرايند چون متاسفانه در جامعه ما مردم بيش از آنكه از
سياست پيشگان بياموزند از هنرمندان و فرزانگان و روشنفكران تأسي مي‌كنند. اينكه مي‌گويم متاسفانه به خاطر آن است كه كشور ما به خاطر هيزم بي‌اخلاقي‌ها به پلشتي آلوده شده است. در حالي كه در جوامع توسعه يافته سياستمداران معمولا نمونه‌هاي خوبي از ادب و مروت، فتوت و اخلاق هستند. همين اخيرا، در مجلس انگلستان با آنكه تعداد انگشت‌شماري مبالغ اندكي را از ماليات‌هاي مردم خرج امور شخصي كرده بودند، رئيس مجلس آن استعفا مي‌دهد و اين در حالي است كه بعد از ٤٠٠ سال اين دومين فردي است كه از رياست مجلس استعفا مي‌دهد و با اين عمل خود آبروي مجلس را خريد، در حالي كه فلان وزير با مدرك جعلي در ايران تا آخرين لحظه تلاش مي‌كند بر سر كار بماند و رفقايش جد و جهد مي‌كنند كه به نمايندگان رشوه دهند و مانع استيضاح وي شوند.
به همين خاطر است كه سپهري مي‌گويد جاي مردان سياست بنشانيد درخت تا هوا تازه شود.

نسبت بين انتخابات و سياست ورزي جامعه محور
در ادامه اين ديدار سعيد حجاريان در پاسخ به پرسش اعضاي سايت «داد» درباره نسبت بين انتخابات و سياست‌ورزي جامعه‌محوري كه در سال‌هاي اخير به دفعات مورد تاكيد و توجه وي بوده است، اظهار كرد: اولا سياست حاصل پيدايش عرصه عمومي است و در عرصه عمومي، نهادهاي مدني، جنبش‌هاي اجتماعي و همچنين نيروهاي اجتماعي فعالند.
جامعه توده‌وار از سويي غيرسياسي و از سوي ديگر تماما سياسي است، به اين معنا كه توده مردم توسط دولت به صحنه سياست كشيده شده و همچون سياهي‌لشكر براي تاييد سياست‌هاي نظام بسيج مي‌شوند. تا مباني اخلاقي جامعه مستحكم نشود و جامعه اخلاقي به وجود نيايد، جامعه مدني نخواهيم داشت.

جامعه اخلاقي
سعيد حجاريان جامعه اخلاقي را واجد سه ويژگي دانست و بر اين اساس كانديداي مورد حمايت خود را معرفي كرد:
- اولا مردم اخلاقا خود را در غم و شادي يكديگر سهيم بدانند.
- ثانيا مردم به خود اعتماد كنند و اعتماد به نفس عمومي براي سياست‌‌ورزي بالا باشد اعتماد به نفس اولين بايد هر نوع سياست‌ورزي است ولو تكروانه، ولو آنارشيستي.
- ثالثا كم و بيش به دولت و سياست‌هاي آن اعتماد داشته باشند. اين ويژگي سوم البته براي جامعه‌اي است كه در پي اصلاحات مطرح است و نه انقلاب، براي جامعه‌اي كه به گزينه انقلاب رسيده، آن دو مولفه اول كفايت مي‌كند.
هر كانديدايي كه بهتر بتواند اين سه مولفه را محقق كند، كانديداي بهتري براي اصلاح جامعه‌محور است.
در دولت احمدي‌نژاد در هر سه مولفه نزول كرده‌ايم، اعتماد اجتماعي از بين رفته، آمار اعتياد و خودكشي و طلاق و تعداد بالاي پرونده‌هاي قضايي و عدم دوام شركت‌ها و مشاركت‌ها و... علائم باليني نزول اعتماد اجتماعي است.
از سوي ديگر تزلزل و عمر كوتاه تصميمات دولت و پيش‌بيني ناپذيري رفتار دولت علامت و مشدد بي‌اعتمادي است.
پس همان طور كه گفته شد اول بايد مباني اخلاقي جامعه محكم شود، سپس از جامعه مدني سخن گفت و آنگاه صحبت از سياست كرد. اين را هگل نيز مطرح كرده است.

چرا مهندس موسوي
حجاريان در خاتمه سخنان در ديدار با اعضاي ستاد «داد» گفت: كانديدايي كه ما در جبهه مشاركت برگزيده‌ايم در هر سه مولفه لازم براي جامعه اخلاقي شاخص است و مي‌تواند عملكرد موثري داشته باشد و اين از جمله دلايل ما براي حمايت از ايشان بوده است.
تاكيد كانديداي ما بر سرمايه اجتماعي و قابليتي كه در جذب افزايش اعتماد عمومي دارد با توجه به شناختي كه جامعه از صداقت و توانايي ايشان و پيشينه ايشان دارد مي‌تواند در شكل‌گيري جامعه اخلاقي كه مقدمه جامعه مدني و سياست است موثر باشد.

 




+ تاریخ دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 10:9 نویسنده علی

آزادی لبریز شد فاطمه شمس: در دوازدهمین سالگرد پیروزی اصلاح‌طلبان در دوم خرداد 1376، ایرانیان ایران‌دوست با همان شور و شکوه و اشتیاق گرد هم آمدند تا نوید بیست دوم خردادی از جنس دوم خرداد را به هم و دیگران بدهند. بیش از بیست‌هزار ایرانی، از پیر و جوان، مرد و زن،‌ دانش‌آموز و دانشجو، معلم و استاد و روشنفکر، هنرمند و کارمند و کارگر و کارآفرین، از کرد و ترک و لر و بلوچ و عرب و فارس با دین و آیین و گویش و لهجه‌های مختلف و با حضوری کم‌نظیر از همان دست که دوازده سال قبل در ورزشگاه شیرودی تهران اتفاق افتاد، دوم خرداد هشتاد و هشت را بار دیگر با نام خاتمی و موسوی و به دعوت «پویش حمایت از خاتمی و موسوی» (موج سوم)، «ستاد 88»، «یاری»، «دختران فیروزه‌ای» و «دانشجویان حامی موسوی» به روزی خاطره‌انگیز بدل ساختند؛ روزی که طعم پیروزی و امید می‌داد. پس از چهار بهار نه‌چندان سبز، دوم خرداد هشتاد و هشت، ورزشگاه دوازده هزار نفری آزادی در حمایت از خاتمی و موسوی یکپارچه سبزپوش بود. رنگی که نشان از رویش دوباره امید در دل‌ها داشت و خبر از رستاخیزی دیگر از پس زمستانی طولانی می‌داد. دو ساعت قبل از شروع برنامه - از ساعت 14 - سکوهای ورزشگاه آزادی تقریبا پر شده بود، حاضران از بدو ورود خود به سالن با پوششی سبزرنگ که نشان از حمایت موسوی در انتخابات بود و نیز با در دست داشتن پرچم‌های که متبرک به ذکر یامحمد(ص)، یا زهرا(س)، یا مهدی(عج) و یا ابوالفضل(ع) و منقش به اشعار مولوی از جمله "انسانم آرزوست" بود‌، شعر یار دبستانی من را همخوانی می‌کردند. تصویر طرح جلد ویژه‌نامه‌های 32صفحه‌ای «موج سوم» برای دوم خرداد که عکس دست در دست موسوی و رهنورد بود بر روی دستان هواداران موسوی بلند بود. اقلام سبزرنگ ستادهای انتخاباتی حامی میرحسین موسوی و دی‌وی‌دی‌های چهارگانه همایش‌های «موج سوم» و کلیپ‌های «پویش» توزیع می‌شد. قبل از آغاز برنامه بعضی از سرودهای خاطره‌انگیز حماسی و ملی نظیر «ایران ای سرای امید»، «ای ایران»، «یار دبستانی» و ترانه‌های تولیدی «موج سوم» در سالن پخش شد که با استقبال گسترده حضار و همخوانی آنان همراه بود. همایش بزرگ دوم خرداد در ساعت 16:30 دقیقه در حالی‌که ورزشگاه آزادی بیش از دو برابر ظرفیت را در خودش جای داده بود با قرائت آیاتی از قرآن کریم و پخش سرود ملی ایران آغاز شد. اولین برنامه، پخش کلیپ «از گذشته تا آینده»، ساخته پویش «موج سوم» بود که روایتی تصویری از صدسال آزادی‌خواهی ایرانی بود. پخش تصاویر بزرگانی چون ستارخان و باقرخان، امیرکبیر، دکتر مصدق، مهندس بازرگان، دکتر شریعتی، آیت‌الله طالقانی، امام خمینی، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مطهری، سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی و حماسه آفرینانی چون همت، چمران، باکری، شیرودی و زین‌الدین، اشک و لبخند را بر چهره حاضران در همایش نشاند. محسن امین‌زاده: با وجود بی‌مهری‌های صداوسیما دوم خرداد را تکرار خواهیم کرد مجری برنامه، سیدجواد یحیوی، سخن خود را با شعری از شاعر محبوب ایرانی، هوشنگ ابتهاج، آغاز کرد:‌ "عشق شادی‌ست، عشق آزادی‌ست، عشق آغاز آدمیزادی‌ست" و سپس از دکتر محسن امین‌زاده، میزبان مراسم و رئیس ستاد اصلاح‌طلبان حامی میرحسین موسوی دعوت کرد تا با حامیان اصلاحات دقایقی سخن بگوید. سخنان امین‌زاده که با تحسین و تشویق‌های پیاپی حاضران همراه بود این‌گونه آغاز شد: "12 سال پیش در چنین روزی، در دوم خرداد 76، ملت ایران حماسه آفرید و تحولی عظیم به وجود آورد که نتیجه‌اش تغییر سرنوشت کشور بود. 12 سال پیش همچون امروز، چشم‌انداز سخت و دشواری پیش روی ملت ایران بود، اما ملت ایران تصمیم گرفت سرنوشت کشور را به دست کسی بسپارد که خواهان تغییر و ایجاد امنیت و اعتبار در سطح ملی و بین‌المللی باشد". امین‌زاده با بیان مشکلات و دشواری‌های پیش روی اصلاح‌طلبان در سال 76 یادآور شد: "آن روز همه می‌گفتند که امکان پیروزی‌مان کم است، چراکه تمام امکانات و ابزار تبلیغ در اختیار رقیب خاتمی‌ است. تخریب، دروغ و تقلب رایج بود ... اما ما پیروز شدیم". رئیس ستاد اصلاح‌طلبان ایران در میان فریادهای حمایت حاضران در همایش به نقد عملکرد صدا و سیما در دوران اصلاحات و تشابه عملکرد جناح رقیب در دوره کنونی پرداخت و گفت: "رسانه ملی از هیچ تلاشی برای شکست خاتمی فروگذار نکرد، اما خاتمی با ملت بود و پیروزی با ملت بود". وی با اشاره به اهمیت حماسه دوم خرداد 76 و انتخابات سرنوشت‌ساز دهم گفت: "امروز هم که دوم خرداد است آمده‌ایم تلاشی را در بیست و دوم خرداد تکرار کنیم تا منجر به دوم خردادی دیگر شود، در حالی‌که این بار هم رسانه ملی در خدمت رقیب موسوی است". در این هنگام بود که شعار " بیست و سی حیا کن‌‌، اصلاحاتو رها کن"، "دولت سیب‌زمینی، نمی‌خوایم، نمی‌خوایم" و "مرگ بر سیب‌زمینی" در اعتراض به سیاست‌های تبلیغاتی صداوسیما و دولت نهم از سوی جمعیت سر داده شد. امین‌زاده ضمن مقایسه وضعیت ایران چه از لحاظ ملی و چه از نظرگاه بین‌المللی در زمان دولت خاتمی و احمدی‌نژاد گفت: "دولت نهم کشوری را در اوج عزت و اقتدار در جامعه بین‌الملل تحویل گرفت و امروز آن را در معرض تحریم و انزوای بی‌سابقه قرار داده است؛‌ اما ملت ایران واقعیت را می‌داند و آمده است تا یک‌ بار دیگر پیروز شود و کشور را در مسیر درستی قرار دهد". امین‌زاده ضمن تشکر از همه دست‌اندرکاران برگزاری همایش و در میان تشویق‌های جمعیت بیست‌هزار نفری ورزشگاه آزادی که شعار "موسوی، موسوی حمایتت می‌کنیم" را تکرار می‌کردند، صحنه را ترک کرد. همسر شهید رجایی: نزدیک‌ترین شخصیت به شهید رجایی،‌ میرحسین موسوی است سخنران دوم این همایش عاتقه صدیقی، همسر شهید رجایی بود. او مهربانانه و با رویی گشاده و در حالی‌که در پاسخ به تشویق‌های شرکت‌کنندگان دستانش را به نشانه تشکر بالا برده بود، پشت میکروفن آمد تا حق آن شهید زنده را احیا کند و از تشابه‌های بی‌شمار همسرش با میرحسین بگوید. قبل از این‌که همسر شهید رجایی لب به سخن بگشاید، شعار " ... حیا کن، رجایی رو رها کن" بارها و بارها از سوی جمعیت تکرار شد. این همسر شهید در آغاز سخن از حضور میان جوانان حامی موسوی ابراز خرسندی کرد و در حمایت از موسوی گفت: "گرچه جناب موسوی نیازی به معرفی ندارند، اما از آنجا که ایشان نه در بیست سال گذشته، که در سی سال گذشته مظلوم واقع شده‌اند، وظیفه خود می‌دانم که در معرفی ایشان بگویم اگر قرار باشد شهید رجایی به عنوان الگوی انسانی پذیرفته شده‌ در میان مردم با کسی مقایسه شود، نزدیک‌ترین فرد از نظر شخصیتی، مدیریت، بینش سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به ایشان میرحسین موسوی است". این سخن با تشویق‌ و فریاد‌های حمایت حامیان موسوی مورد استقبال واقع شد. بانوی شهید رجایی در حمایت از موسوی همچنین ادامه داد: "هشت سال دفاع مقدس و دوران سخت جنگ تحمیلی بهترین امتحانی بود که آقای موسوی در عرصه مدیریت پس داده‌ است. در ویژگی‌های برجسته ایشان همین بس که در طول این بیست سال به دنبال پست و مقام نبوده است و حضور ایشان در صحنه نشان می‌دهد که تا چه حد ایشان احساس خطر کرده‌اند که با روحیه‌ای تدافعی به میدان آمده‌اند". همسر شهید رجایی در پایان ابراز امیدواری کرد که در صورت پیروزی موسوی و ایجاد هر 9 روز یک بحران، ملت ایران با همین احساسات پاک از ایشان حمایت کنند". همچنین ایشان ایجاد کمیته صیانت از آرا را عملکردی صحیح و به‌جا دانستند که به مدد آن توطئه‌های انتخاباتی خنثی خواهد شد. همایش دوم خرداد با پخش کلیپ دوم که توسط ستاد هنرمندان حامی موسوی تدارک دیده شده بود ادامه یافت. بار دیگر موجی از شور در سالن به راه افتاد. شرکت‌کنندگان سراپا سبز بودند و گلایل‌ها و بادکنک‌ها و پرچم‌های سبز را با ریتم موسیقی در هوا تکان می‌دادند: "‌گنبد سرد قصه کبود تازیانه‌ست، وقت طلوع تازه تو ریتم این ترانه‌ست...". کیومرث پوراحمد، داریوش مهرجویی، منیژه حکمت، کامبوزیا پرتوی، حمید فرخ‌نژاد، بهاره رهنما، حنا مخملباف، طناز طباطبایی، علی صادقی، شاهکار بینش‌پژوه، فرشته صدرعرفایی، لیلی رشیدی، پگاه آهنگرانی، ‌الناز شاکردوست از جمله هنرمندانی بودند که با حضور در این همایش حمایت خود را از موسوی اعلام کردند. شاعران و ادیبانی همچون سهیل محمودی و ساعد باقری نیز با لباسی سبزرنگ و شاخه گلایلی سبز در دست در میان جمعیت حضور داشتند. کیومرث پوراحمد: چهار سال پیش اشتباه کردیم، گول خوردیم؛ باید با انتخابات آشتی کنیم کیومرث پوراحمد که با دستبندی سبز و تصویر خاتمی و موسوی در دست، در میان جمعیت نشسته بود طی سخنان کوتاهی که با تشویق‌های مکرر و استقبال حاضران در همایش همراه بود گفت: ‌"چهار سال پیش اشتباه کردیم، گول خوردیم. اشتباه بزرگمان این بود که با انتخابات قهر کردیم و به چنین ذلتی افتادیم. امروز اولین و مهم‌ترین کارمان این است که با انتخابات آشتی کنیم. انتخابات از نان شب هم برایمان واجب‌تر است". این کارگردان برجسته سینما در نقد عملکرد دولت نهم گفت: "اگر فقط یک‌بار با یکی از هواپیماهای این امارات نیم‌وجبی که همه‌ چیزش از ایران است پرواز کنید، خواهید دید که چگونه به ایران توهین می‌کنند، این نشان می‌دهد که حیثیت بین‌المللی‌ ما نابود شده است". پوراحمد در پایان سخنانش از مردم ایران خواست تا در انتخابات شرکت کنند و با رای به میرحسین موسوی، این حیثیت از دست رفته را به خودشان و کشورشان بازگردانند. فائزه هاشمی: اگر رئیس‌جمهور فعلی یک بار دیگر با اشتباهات ما بر مسند قدرت بنشیند، امر بر ایشان مشتبه می‌شود و خود را امام زمان می‌خواند پس از پوراحمد، فائزه هاشمی بود که تریبون همایش را در میان تشویق حضار به دست گرفت تا از لزوم اتحاد اصلاح‌طلبان در انتخابات و اعلام خطر جدی از سیاست‌های دولت نهم بگوید. هاشمی با روسری فیروزه‌ای و در حالی‌که روبانی سبز به نشانه حمایت از موسوی به چادرش دیده می‌شد، سخنش را با یادآوری خاطره پیروزی دوم خرداد 76 آغاز نمود و گفت: "زمانی که خرداد 76 شهر به شهر، مسجد به مسجد و دانشگاه به دانشگاه تلاش می‌کردم که به پیروزی برسیم، از آبادانی و اتفاقات نیکی که در دوران سازندگی رخ داده بود با مردم سخن می‌گفتیم و از آنان می‌خواستیم برای تداوم آن خاطرات خوب به سیدمحمد خاتمی رای بدهند، اما امروز شرایط دقیقا برعکس است. به این معنی که به جای آبادانی باید نکبت و بدبختی که نصیب مردم شده است را به یاد آوریم و از ملت بخواهیم تا به خاطرات تلخ این دوران بازنگردند". سخنان فائزه هاشمی که با تشویق‌های پی‌درپی حضار همراه بود این‌چنین ادامه یافت: "ما به شور دوم خرداد برای پیروزی در بیست و دوم خرداد نیازمندیم چراکه با قهر از انتخابات به بلوغ سیاسی و دموکراسی نمی‌رسیم، بدون شرکت در انتخابات نمی‌توان انتظار معجزه داشت". دختر رئیس‌جمهور سا‌ل‌های سازندگی همچنین از ضرورت اتحاد اصلاح‌طلبان در انتخابات برای عدم تکرار خاطره تلخ انتخابات سال 84 گفت و خاطرنشان کرد که " اگر اصلاح‌طلبان در سال 84 متحد شده بودند، 17 میلیون رای اصلاح‌طلبان در مقابل 11 میلیون رای اصولگرایان به پیروزی اصلاحات می‌انجامید. این بار هم اگر فرصت‌سوزی کنیم و این فرصت استثنائی را از دست بدهیم، باز هم باید 4 سال دیگر دور هم جمع بشویم و افسوس بخوریم". هاشمی در راستای همین بحث به این نکته اشاره کرد "که اگر مرتکب خطای قبلی خود شویم و بار دیگر رئیس‌جمهور فعلی بر مسند قدرت بنشیند، مطمئنا امر بر ایشان مشتبه می‌شود و خود را امام زمان می‌داند". این جمله هاشمی با چند دقیقه تشویق پیوسته حاضران در ورزشگاه همراه بود. هاشمی در پایان از کاندیداهای اصلاح‌طلب، آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی درخواست کرد که رقیب را اشتباه نگیرند و در نهایت آن کسی که رای کمتری دارد به نفع دیگری کنار رود تا پیروزی ممکن شود. هاشمی در نقد کسانی که موسوی را نسخه جدید احمدی‌نژاد می‌خوانند گفت: "این باور به خاطر ناآگاهی و عدم مطالعه است. تمام برنامه‌ها و سیاست‌ها و روش و منش موسوی با احمدی‌‌نژاد متفاوت است و اختلافاتش با دولت فعلی معلوم است". ورود پرشکوه سیدمحمد خاتمی پس از سخنان هاشمی، مجری برنامه با خواندن مطلع یکی از غزل‌های سهیل محمودی خبر ورود سیدمحمد خاتمی به ورزشگاه را اعلام کرد: "یک نفر آمده تا باز کند پنجره‌ها را، باز لبریز از آواز کند پنجره‌ها را" ... شور و هیجانی کم‌نظیر همراه با شعارهای حمایت از خاتمی تا دقایقی ادامه داشت. خاتمی با گلایل سبزی در دست و در حالی‌که آغوشش را به روی جمعیت گشوده بود و لبخند آشنای همیشگی‌اش را بر لب داشت به استقبال بی‌نظیر و گرم و پرهیجان هوادارانش پاسخ گفت. خوانشی جدید از ترانه معروف و خاطره‌انگیز «یار دبستانی من» که در آن نام میرحسین موسوی به زیبایی گنجانده شده بود دراین لحظات پخش می‌شد و بارها و بارها از دهان بیش از بیست‌هزار هوادار خاتمی و حامی موسوی تکرار می‌شد. خاتمی در کنار همسر شهید رجایی نشست و امضای خود را به یادگار بر پرچم ایرانی که توسط هنرمندان تدارک دیده شده بود را حک کرد. کلیپ «سر اومد زمستون» ساخته اخیر پویش «موج سوم»، برنامه بعدی همایش بود که با جمله معروف و شنیدنی خاتمی در همایش سوم «موج سوم» که چندی پیش در برج میلاد برگزار شد به همراه تصاویری از آن همایش آغاز شد: "زمان غروب است و من صبح را دوست دارم" و فریاد شادی‌ هزاران هوادار خاتمی که از پی این جمله به یادماندنی به گوش می‌رسید. این کلیپ حاوی تصاویری از قهرمانان ملی ایران و جنگ تحمیلی بود که با استقبال گرم حضار همراه بود. کامبوزیا پرتوی: 4 سال یک آدم کوچولو مرا کوچولو کرد، و حالا منتظر 22 خرداد هستم سخنران بعدی همایش، فیلمساز برجسته کشور، کامبوزیا پرتوی بود که سخنش را با سلام به خاتمی و خاطره خوب دوم خرداد آغازید و اینچنین ادامه داد: "امروز خیلی احساس بزرگی می‌کنم؛ اما 4 سال احساس حقارت می‌کردم،‌ 4 سال با هر سفر رئیس‌جمهور به استا‌ن‌ها و روستاها و خارج از کشور احساس حقارت می‌کردم، 4 سال از هر تریبونی که ایشان به دست می‌گرفت احساس حقارت می‌کردم. حتی زمانی که جواب هر روستایی کشورم یک تراول چک بود من احساس حقارت می‌کردم، و زمانی که فقر ایران را گرفت من احساس حقارت می‌کردم، اما یک چیز بیش از هر چیز مرا حقیر کرد و آن هم دروغ‌گویی بود". با هر جمله پرتوی موجی از شور و شعف و تشویق که نشان از حمایت حضار و همدلی با این هنرمند کشورمان داشت، در ورزشگاه طنین‌انداز می‌شد. جمله پایانی کامبوزیا پرتوی این بود: "4 سال یک آدم کوچولو مرا کوچولو کرد، و حالا منتظر 22 خرداد هستم". حمید فرخ‌نژاد: قهر نکنیم، قهر نکنیم، قهر نکنیم... حمید فرخ‌نژاد، بازیگر محبوب و توانای سینما هم در میان جمعیت حضور داشت و دقایقی در میان تشویق حضار با آنان درباره علت حمایتش از موسوی سخن گفت. فرخ‌نژاد از مردم ایران خواست اشتباه گذشته خود، یعنی عدم شرکت در انتخابات را تکرار نکنند و راه قهر را در پیش نگیرند و تاکید کرد: "قهر نکنیم، قهر نکنیم، قهر نکنیم...". او گفت: در ادبیات کهن ما داستانی بود به نام خاله سوسکه. خاله سوسکه به کتک خوردن عادت کرده بود. حکایت ما در این چهار سال حکایت خاله‌سوسکه بود. پس بیایید سعی کنیم و کسی را انتخاب کنیم که ما را کتک نزند". در این هنگام که حدود یک ساعت از وقت برنامه سپری شده بود، زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی در میان شور و تشویق‌های مکرر حامیان موسوی وارد ورزشگاه شد و در کنار خاتمی نشست. او مثل همیشه در پوششی متفاوت و رنگین در همایش حاضر شده بود. اتفاقی که در کشور ماحداقل در عرصه سیاست امری نادر و بسیار امیدوارکننده به حساب می‌آید. پدر شهید جهان‌آرا: موسوی یادگار دوران سخت دفاع مقدس و پیروز انتخابات پیش رو است وقتی نوای آشنای "ممد نبودی ببینی" در سالن طنین‌انداز شد، مرز اشک و لبخند هم گم شد و موجی از شور و تشویق در سال‌گشت حماسه سوم خرداد و آزادی خرمشهر در ورزشگاه به راه افتاد. این شور این بار دوچندان بود، چراکه پدر شهید جهان‌آرا هم در جمع حامیان موسوی حضور داشت و یاد و خاطره سردار قهرمان خرمشهر را برای همگان از نو زنده کرد. پدر شهید جهان‌آرا با لحنی صمیمی و لهجه‌ای صریح سخن گفت. او با ذکر خاطره‌ای از جنگ و شجاعت‌های شهید جهان‌آرا، میرحسین موسوی را یادگار آن دوران سخت دانست و گفت باید کسی را انتخاب کنیم که حامی مستضعفین باشد و آن کسی جز میرحسین موسوی نیست. پدر این شهید بزرگوار همچنین با کلامی شیرین و دلنشین از ضرورت تسهیل امر ازدواج جوانان و تامین مسکن و وضعیت سلامت و بهداشت مستصعفان سخن گفت و در پایان ابراز امیدواری کرد با پشتوانه مردمی که آقای موسوی در خوزستان دارند، پیروز انتخابات خواهند بود. محمد نعیمی‌پور: آقای صفارهرندی! سفاکی علیه مطبوعات پایان می‌پذیرد‍ سخنران بعدی برنامه محمد نعیمی‌پور، صاحب امتیاز و مدیرمسؤول روزنامه توقیف‌شده «یاس نو» بود. مهندس نعیمی‌پور ضمن ذکر یاد و خاطره توقیف فله‌ای و زنجیره‌ای روزنامه‌ها در دوران اصلاحات گفت: "آن روز ناجوانمردانه روزنامه‌ ما را توقیف کردند و پنجه در صورت اصلاحات کشیدند و امروز هم که این روزنامه به نیت حمایت از موسوی به میدان آمده بود فقط یک شماره تحمل شد؛ ‌فقط فرق این بار با بار قبل در این بود که آن بار، این اتفاق توسط عده‌ای افراد کوچک در خارج از دولت افتاد، اما این بار توسط دولت نهم و زیردستانش این اتفاق رخ داد." نعیمی‌پور در پایان سخنانش خطاب به صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت نهم چنین گفت: "آقای صفارهرندی! سفاکی علیه مطبوعات پایان می‌پذیرد‍". علاوه بر اصناف و اقوام مختلف و هنرمندان، قهرمانان ورزش کشور از جمله یوسف کرمی قهرمان تکواندو و مرتضی فنونی‌زاده، ‌فوتبالیست هم در این همایش حضور داشتند. یوسف کرمی به گویش ترکی حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام کرد. همایش پس از آن با اجرای زنده موسیقی توسط حمید خندان، خواننده جوان کشورمان ادامه یافت. خندان بعد از اجرای موسیقی خطاب به حضار گفت: "از تک تک شما می‌خواهم از اینجا که بیرون رفتید، معنای انتخاب صحیح را به دیگران بفهمانید تا به آنچه هدف مشترک همه ماست برسیم". بهاره رهنما: پایان این بازی برد است بهاره رهنما پس از اجرای موسیقی خطاب به حاضران در ورزشگاه گفت: "من دو چیز می‌خواهم بگویم، همیشه اولین‌ها در تاریخ می‌ماند، ما کاری می‌کنیم که برای اولین بار یک رئیس‌جمهور برای دو بار انتخاب نشود! رهنما در حالی‌که پرچم ایران را در دست داشت گفت: " این پرچم را به رئیس‌جمهور پیروز خواهیم داد، پایان این بازی برد است". لیلی رشیدی: از موسوی حمایت می‌کنم چون آقای خاتمی به ایشان اعتماد کرده‌اند لیلی رشیدی هنرمند دیگری بود که طی سخنانی کوتاه حمایتش را از موسوی اعلام کرد و گفت: "به اینجا آمده‌ام تا بگویم که از میرحسین موسوی حمایت می‌کنم، اول به خاطر این‌که آقای خاتمی به ایشان اعتماد کرده‌اند و ما به ایشان اعتماد داریم و بعد هم به این دلیل که دوست ندارم هیچ کودکی با فکر جنگ و سلاح هسته‌ای بخوابد". پگاه آهنگرانی: 4 سال است که به نمایشگاه کتاب نرفته‌ام، امیدوارم سال دیگر بتوانم در آن شرکت کنم پگاه آهنگرانی، هنرمند جوان دیگر بود که دقایقی را در حمایت از موسوی سخن گفت. او ابراز امیدواری کرد که این شور و هیجان را روز 22 خرداد هم در چهره مردم ببیند و 23 خرداد جشن پیروزی اصلاحات با همین حضور پرشور برگزار شود. آهنگرانی در پایان گفت: "من 24 ساله‌ام و 6 سال دیگر 30 ساله خواهم بود؛ دوست دارم فیلم‌ها و کتاب‌هایی که دوست دارم مجوز بگیرند؛ 4 سال است که به نمایشگاه کتاب نرفته‌ام، امیدوارم سال دیگر بتوانم در آن شرکت کنم". زهرا رهنورد: آقای خاتمی را در درجه اول یک احیاگر می‌دانم تا یک اصلاح‌گر وقتی زهرا رهنورد با پوشش رنگین و روسری‌ گلدارش بر روی سن آمد، صدای تشویق و کف‌های مکرر حاضران در همایش هم به اوج خود رسید. رهنورد کلامش را با پاسداشت یاد آزادی خرمشهر آغاز نمود و خرداد را نام پرطنینی در فرهنگ ایرانی خواند. او پانزدهم خرداد، چهاردهم خرداد، سوم خرداد و دوم خرداد را یادآور وقایعی تاریخی دانست که از سرفصل‌های تاریخ بعد از انقلاب‌اند. زهرا رهنورد آنگاه سخنش را بر دوم خرداد به عنوان سرآغاز نهضت اصلاح‌گری متمرکز ساخت و گفت: "من البته آقای خاتمی را در درجه اول یک احیاگر می‌دانم تا یک اصلاح‌گر؛ احیاگری که سنت‌های پوسیده و من‌در‌آوردی که بعد از انقلاب رواج یافته بود را به کناری زد و بن‌مایه‌های لطیف شاعرانه را که با آزادی‌خواهی ممزوج شده بود، زمزمه کرد". رهنورد همچنین از ضرورت احیای آزادی قلم و اندیشه گفت و ابراز امیدواری کرد که استقلال به دانشگاه‌ها بازگردد، زندانی سیاسی و دانشجوی زندانی هم نداشته باشیم. این سخنان رهنورد با شعار "‌آزادی اندیشه بی‌موسوی نمی‌شه" از سوی حضار همراه بود. رهنورد ضرورت رفع تبعیض علیه زنان را به عنوان آرزویی در دل نهفته عنوان کرد و از ضروریات برشمرد و ابراز امیدواری کرد "که ملتی سرفراز در عرصه بین‌المللی بدون ماجراجویی و با تکیه بر استقلال و عزت‌مندی داشته باشیم، و نیز اینکه ملت از فقر و تورم 25 درصدی رهایی یابند و فقر و فاصله طبقاتی از بین برود". بعد از سخنان زهرا رهنورد کلیپ تهیه شده توسط ستاد 88 پخش شد که ترکیبی از تشابه‌های سخنان و مواضع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خاتمی و موسوی را نشان می‌داد و با استقبال حاضرین همراه بود. پیام ویدیویی میرحسین موسوی در ادامه برنامه از آن‌جا که میرحسین موسوی به علت شرکت در گردهمایی دیگری در استان اصفهان موفق به شرکت در این برنامه نشده بود، پیام ضبط شده او خطاب به شرکت‌کنندگان همایش دوم خرداد پخش شد. در این پیام کوتاه، موسوی از حضور و حمایت سیدمحمد خاتمی و شرکت‌کنندگان درهمایش بزرگ دوم خرداد قدردانی کرد و گفت: "امیدوارم برنامه‌ای که با حضور آن برادر بزرگوار (خاتمی) برگزار می‌شود در اعتلای کشور و پیروزی دوباره اصلاحات موثر افتد". سیدمحمد خاتمی: بیایید 22 خرداد را به فردایی امروزی‌تر و پربارتر بدل کنیم و بالاخره نوبت به فاتح دوم خرداد و احیاگر اصلاحات رسید تا در میان شعف بی‌پایان هوادارانش، با آن‌ها کلامی از جنس باران و امید بگوید. مدتی طول کشید تا شعارهای حمایت از خاتمی پایان یابد و آرامش بر ورزشگاه حاکم شود. خاتمی سخنش را این‌گونه آغاز کرد: "در دوم خرداد حادثه‌ای رخ داد که اگر با حوادث تاریخی و فرهنگی دیگر ایران مقایسه شود چندان اهمیتی ندارد. مردم به پای صندوق‌های رای آمدند و کسی را انتخاب کردند. کاری که بارها صورت گرفته بود و بعد از آن هم. و این نعمت را به برکت انقلاب به دست آورده‌ایم ... منتهی دوم خرداد خصوصیت ممتازی دارد که عبارتست از جنبه نمادین آن منهای آن‌چه که نتیجه انتخاب مردم بود". خاتمی سپس به ذکر امتیازات و دستاوردهای دوم خرداد پرداخت و گفت: "در دوم خرداد روش و منش و شیوه اندیشه و نگاهی متفاوت به جهان، به ایران، به انقلاب و به اسلام عرضه شد که با آن‌چه رسما ترویج می‌شد، متفاوت بود و مردم به این روش و منش و بینش و نگاه رای دادند. این رای در حالی حاصل شد که کارشکنی‌ها و مانع‌تراشی‌های فراوانی در برابر این منش و بینش قرار داشت. ما این وجه مورد تایید ملت ایران را اصلاحات می‌نامیم، اما نکته این است که این جریان (اصلاحات) در متن حاکمیت تداوم نیافت." در میان تشویق‌ حضار خاتمی افزود: "من در اینجا یک ادعا دارم و آن اینکه مردم ایران در عمق وجدان خویش به آن روش و منش و به آن‌چه ما نام آن را اصلاحات گذارده‌ایم، پای‌بندند و نیز مدعی هستم که راه کم‌هزینه و پرفایده سربلندی و سرفرازی ایران همین است". خاتمی ضمن تاکید بر ارجحیت راه و روش و تفکر بر فردمحوری گفت: "بزرگداشت دوم خرداد، بزرگداشت یک فرد و احساس نوستالژیک به آن‌چه از دست رفته نیست، بلکه پاسداشت نماد و سمبول یک جریان نیرومند تاریخی است". سیدمحمد خاتمی در ادامه، نقش و معنای دین در حماسه دوم خرداد را چنین توصیف کرد: "وقتی از دوم خرداد سخن می‌گوییم از دین و نقش ممتاز آن حرف می‌زنیم که عینیت آن حتی در دوران مدرن هم بحران‌ها آفریده است. وقتی از دوم خرداد سخن می‌گوییم از اسلام سخن می‌گوییم؛ اما کدام اسلام؟ اسلام انسان، اسلام عرفان، اسلام تسلیم در برابر حق مطلق، اسلامی که خواستار برخورداری جان و جهان از معنویت و اخلاق و ارزش‌های الهی است. اسلامی که اندیشه و آزادی در اندیشه، منطق در گفتار و قانون عادلانه در رفتار اهتمام می‌ورزد. اسلامی که اگر به حکومت برسد امتیازات را برای یک دسته و یک قوم و یک طایفه نمی‌خواهد، اسلامی که ملت را به رسمیت می‌شناسد و هر فردی از ملت با هر عقیده و هر گرایش تا آن‌گاه که در ذیل نظام مورد تایید مردم حضور دارد، دارای حق و حرف است و شهروند این سرزمین. اسلامی که مخالف هرگونه تبعیض و آپارتاید نژادی، قومی، مذهبی و طایفه‌ای‌ست. اسلامی که احکام آن بر 2 پایه استوار است اخلاق و عدالت، اسلامی که زنان در آن عنصر تعیین‌کننده‌اند و اسلامی که باید در اداره جهان پیچیده کنونی متهم نشود". فاتح دوم خرداد، در بیان پیام و دستاورد آن روز سرنوشت‌ساز گفت: "دوم خرداد یعنی مخالفت با خرافات، تحجر، ظاهرپرستی که آفت دین و حکمرانی خوب است؛ وقتی از دوم خرداد سخن می‌گوییم سخن از حیثیت و کرامت ملت ایران است، دوم خردادی که همچون اسلامش مردم را به رسمیت می‌شناسد، ملتی که پایبند علایق و سلایق و گرایش‌های گوناگون است؛ دوم خرداد احترام به ملت ایران یعنی رنگین‌کمان زیبایی از اقوام و طوایف است که بر بوم زرین ایران بزرگ رسم شده است؛ دوم خرداد یعنی زندگی کردن در این زمان و این جهان، نه این‌که کسی به لحاظ تقویمی در قرن 14 هجری و 21 میلادی باشد ولی به لحاظ تاریخی از قرن چهارم و پنجم هم عقب‌تر باشد؛ دوم خرداد یعنی پاسداشت خواست تاریخی ملت ایران، یعنی آزادی، استقلال، پیشرفت و عدالت. دوم خرداد یعنی پاسداشت آزادی همراه با امنیت، یعنی این‌که نه کسی بتواند به بهانه امنیت اندیشه‌ها را سرکوب کند و ملت ایران را به بند بکشد و نه کسی بتواند به بهانه آزادی امنیت را به خطر بیندازد. امنیت از نظر دوم خرداد فقط در امنیت حاکمان خلاصه نمی‌شود، بیش و پیش از آن امنیت تک‌تک مردان و زنان در این کشور اهمیت دارد که اگر چنین بود امنیت نظام هم امکان‌پذیر می‌شود". خاتمی همچنین بنیان دوم خرداد را بر اخلاق‌مداری استوار دانست و رسالت آن را افشای بداخلاقی‌ها و تلاش برای محو آنان عنوان کرد. وی برنتابیدن فقر و تلاش برای برخورداری تک‌تک مردم از همه مزایای زندگی و نیز حاکمیت عدالت بر عرصه حیات اجتماعی را از اهداف دوم خرداد خواند و گفت: "عدالتی که مدنظر دوم خرداد است فقط در عدالت اقتصادی خلاصه نمی‌شود بلکه هرجا که حقی است احقاق آن عین عبادت است و کدام حق برای انسان بالاتر از حق آزادی و حاکمیت بر سرنوشت است؟". سیدمحمد خاتمی در تبیین مفهوم عدالت افزود: "عدالت دوم خرداد عدالت توزیع فقر و عدالت صدقه‌ای نیست. صدقه امری زیبا و مطلوب است. اما یک استثناست. اگر صدقه به عنوان یک قاعده درآمد، اگر کسانی رفع نیازهای جامعه را از صدقه سر حاکمانی که همه امکانات را از خود این مردم به دست آورده‌اند داشت، این عین بی‌عدالتی است و اگر ساز و کار دولت به نحوی باشد که بر عدد صدقه‌بگیران افزوده شود، جفای به انقلاب و ایران است." خاتمی همچنین دوم خرداد را در پیوندی استوار با حماسه سوم خرداد دانست و بر شهدا و ایثارگران جنگ تحمیلی درود فرستاد. او دوم خرداد را "گشودگی ایران به سمت جهان و جهان به سمت ایران" و پرهیز از سیاست‌هایی که منجر به انزوای روزافزون و فشار و عقب‌ماندگی بیش از پیش ایران می‌شوند، دانست. خاتمی دوم خرداد را نه یک مقصد که یک راه نامید، "راهی که به سوی همه این اهداف رهنمون است". رئیس بنیاد باران و رئیس‌جمهور محبوب دولت اصلاحات در بخش پایانی سخنان خود دوم خرداد را تجلی حضور مردم در صحنه خواند و گفت: "اینک در آستانه بیست و دوم خرداد قرار گرفته‌ایم و باید بیست و دوم خرداد را به خردادی مضاعف بدل کنیم". سیدمحمد خاتمی مردان و زنان و جوانان ایرانی را این‌چنین مورد خطاب قرار داد: "اینک در آستانه حادثه بزرگی قرار گرفته‌ایم که بیداری و حضور شما می‌تواند به نفع خواست‌های تاریخی شما به نتیجه برسد. می‌دانم که موانع بیشتر شده‌اند؛ می‌دانم که موانع انتخاباتی برای جلوگیری از تحقق خواست مردم بیش از پیش است؛ ولی این را هم می‌دانم که ملت ما توانمندتر وآماده‌تر شده است". خاتمی سپس حمایت همه‌جانبه‌اش را از میرحسین موسوی اعلام نمود و گفت: "و اینک فرزند دیگر ایران و آرمان شما، آن که قلبش برای سربلندی ایران می‌تپد، آن‌ که ارزش‌های اصیل انقلاب و ایران را برپا می‌دارد، با عزمی استوار به میدان آمده است: مهندس میرحسین موسوی". خاتمی با آوردن نام میرحسین موسوی و در میان تشویق‌های مکرر حامیان خود سخنش را با دعوت مجدد از مردم در انتخابات پایان داد:‌ "بیایید 22 خرداد را به فردایی امروزی‌تر و پربارتر بدل کنیم. همه پای صندوق‌های رای بیاییم و با نوشتم نام زیبای میرحسین موسوی و با همه احترامی که به نامزدهای دیگر می‌گذاریم دین خود را به اسلام و ملت ایران ادا کنیم". رهبر اصلاحات در انتهای سخنش خطاب به همه ایرانیان گفت: "می بی‌غش است بشتاب! وقتی خوش است دریاب! سال دگر که دارد امید نوبهاری؟" و این‌چنین بود که شکوه خاطره دوم خرداد بار دیگر در حضور بی‌شمار حامیان اصلاح، تغییر و آبادانی ایران تجلی یافت.



+ تاریخ دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 10:8 نویسنده علی

میرحسین موسوی در جمع پرشور دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی یزد تصریح کرد: گفتن «مبارزه با فساد» راحت است ولی اجرای آن مشکل است و دولت فعلی در این رابطه مشکل دارد.

به گزارش «موج نو» به نقل از قلم، میرحسین در پاسخ به سوالی تکراری که اخیرا در نشست‌های دانشجویی وی در استان‌های مختلف از سوی یک طیف مطرح می‌شود، درباره نهضت آزادی و اتهام فساد که سوال کننده به آنها نسبت می دهد، اظهار کرد: هر کجا می رویم این سوال را از من می پرسند و من هم توضیح می دهم. هر چه بیشتر از من بپرسید من بیشتر توضیح می دهم و این به ضرر کسانی است که سوال می کنند. نهضت آزادی یک حزب از احزاب معروف به قبل از انقلاب اسلامی ماست. در تاریخ 15 شهریور، شهید بهشتی ما را به همراه چهار نفر از اعضای نهضت آزادی در خانه ی خود دعوت کردند و پس از طرح مباحثی به آنها گفت از شما دعوت می کنم که بیایید و یک حزب واحد با هم تشکیل دهید.

ادامه مطلب




+ تاریخ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:10 نویسنده علی

مشارکت مردم شانس احمدی نژاد را کم می کند
 
رجبعلي مزروعي، رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در رشت گفت: با پرشور شدن فضاي انتخاباتي شانس احمدي نژاد کمتر است...

ادامه مطلب




+ تاریخ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:25 نویسنده علی


 

هموطن برخيز و عزم كار كن

دوم خرداد را تكرار كن

سيدي ديگر به ميدان آمده

موسم تغيير ايران آمده

موسوي از ماست ، همراهش شويم

زاده زهراست ، همراهش شويم .

 




+ تاریخ شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 19:22 نویسنده علی

 

فایننشال تایمز: فناوری نوین، ابزار تبلیغاتی حامیان میرحسیین

این روزنامه انگلیسی نوشت: "نامزدهای پیشرو در انتخابات ماه ژوئن ایران برای رقابت با رئیس جمهوری که حمایت دستگاه های قدرتمند دولتی را پشت سر...

ادامه مطلب




+ تاریخ جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 17:39 نویسنده علی

بیش از 50 تشکل دانشجویی، با انتشار بیانیه مشترکی ضمن غیرقابل دفاع برشمردن کارنامه دولت نهم، در حوزه دانشگاه عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی، ادامه حیات این دولت را با "منافع ملت" در تضاد دانسته بر ضرورت تغییر محمود احمدی‌نژاد تاکید کردند. 
به نقل از آفتاب، تشکل‌های امضا‌کننده این بیانیه، همچنین اعلام کردند «حضور دوباره محمود احمدی‌نژاد منجر به تشدید تمامی بحران‌ها و فروپاشی اجتماعی خواهد شد».

متن کامل این بیانیه اينجا




+ تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 19:6 نویسنده علی

در ادامه سلسله ديدارهاي دختران "نسل فيروزه اي"، حاميان ميرحسن موسوي با شخصيت هاي سياسي، عصرچهارشنبه اين گروه در ساختمان ستاد ميزبان خانم دکتر ابتکار بودند.

به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم: ايشان با تاکيد بر شرايط بحراني کشور، زنان را دچار مشکلات دو چندان ديدند. وي با انتقاد از دولت نهم گفت: ايشان با اصرار بر تناقض جايگاه و نقش زن در خانواده و حضور وي در اجتماع سعي بر به حاشيه راندن زنان و انزواي آنانان داشته و دارند. سياست هاي واپس گرايانه ي دولت نهم درباره مسائل عمومي زنان، مسائل دختران را هم تحت تاثير قرار داده و معضلاتي به وجود آورده است. سياست هاي غلط دولت به حدي است که بخشي از اصولگرايان را نيز به ستوه آورده است و به واکنش وا داشته است و همه کساني را که دغدغه ايران دارند را دچار نگراني نموده است.

بنا بر نظر خانم ابتکار ما در اين شرايط نيازمند بازبيني و اصلاح سياست ها و تصميم گيري ها در سطح کلان کشور هستيم.

ادامه مطلب  




+ تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 19:2 نویسنده علی


      گرچه همواره موانع و مشکلاتي در برابر اصلاحات هست ولي آن گونه که من آن را تعريف و مشخص کردم، اصلاحات از ريشه دارترين حرکت ها و جريان هايي است که در بيش از يک قرن گذشته وجود داشته است و در متن وجدان و خواست تاريخي مردم ريشه دارد. بنابراين شکست ناپذير است. هر چند با وجود موانع و مشکلات دروني و بيروني ديرتر و گران تر مي تواند به اهداف خود برسد، ولي آنکه در نهايت محکوم به شکست است حرکت مقابل اصلاحات است. من معتقد نيستم عدم موفقيت در اين مرحله از انتخابات به معني شکست اصلاحات است، گرچه آن را نوعي شکست براي ملت مي دانم. مساله فوري لزوم تغيير وضع کنوني است که اگر تغيير نکند همه زيان مي کنند و موفقيت در اين مرحله فقط و فقط با حضور فراگير ملت حاصل خواهد شد، يعني به رغم مشکلات و موانع ساختاري و رفتاري که در برابر روح قانون و وجهه مردمي انقلاب و نظام پديد آمده است، حضور گسترده مردم مي تواند از همه آن موانع عبور و نتيجه را به نفع انقلاب، کشور، ملت و ميهن تمام کند. به ياري خداوند اصلاحات ادامه خواهد يافت. اگر هم علمداري نداشته باشد يا علم از دست علمداري بيفتد، دير يا زود علمدار پيدا خواهد شد. اصلاحات ماندني است چرا که با خواست عميق مردم و مصلحت جامعه پيوند دارد.کف هاي روي آب يا طلاي در حال ذوب از ميان مي رود ولي آب که مايه حيات است و طلا که نفع مردم در آن است، پايدار و ماندگار خواهد بود. ان شاءالله.

Top of Form

Bottom of Form

 




+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:43 نویسنده علی

   اخرا جی ها 3

اخراجی ها 3

 




+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:24 نویسنده علی


میر حسین موسوی صبح امروز تهران را به قصد استان مرکزی ترک کرد و در ابتدا ضمن بازدید از خانه مرحوم امام خمینی، سخنان کوتاهی را جمع مردم خمین که به استقبال ایشان در خیابان های اطراف جمع شده بودند اظهار داشت.

به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم، با آغاز سخنرانی موسوی، صدای میکروفن‌ها قطع می‌شود، میرحسین می‌گوید: برای من سخن گفتن بدون بلندگو سخت است؛ هر جا که برای صحبت‌ کردن می‌روم یا برق قطع می‌شود یا میکروفن‌ها از کار می‌افتد که من این اتفاق را به حساب مهرورزی می‌گذارم.

مهندس موسوی در ادامه با بلندگوی دستی به ذکر خاطره‌ای از دوران امام می‌پردازد و با بیان اینکه حتی در سفر به برزیل نیز کشیش های برزیلی مسیحی از امام و راه و تفکر او با افتخار یاد می‌کردند، می‌گوید که نام خمین نه تنها در کشورهای اسلامی بلکه در تمام جوامع بشری راه پیدا کرده و اثر خود را گذاشته و موجب بیداری همه مردم خداپرست شده است.

سخنان میرحسین که تاکید دارد تنها برای عرض ادب و ارادت به بیت امام (ره) و به پیشگاه مردمان خمین به اینجا آمده و قصد سخنرانی طولانی را ندارد، هنگامی که از لزوم بازگشت به گفتمان امام (ره) برای بازیابی عزت ملت بزرگ ایران سخن می‌گوید، با تکبیر و تشویق جمعیت همراه می‌شود.

گفتنی است پس از اتمام دیدار کوتاه موسوی از شهر خمین، ایشان خمین را به سمت اراک برای ایراد سخنرانی در دانشگاه آزاد آن شهر ترک می کند.




+ تاریخ دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:35 نویسنده علی

به گزارش خبرنگار اقتصادی جهان، هفته گذشته وزیراقتصاد، نجفی علمی را از ریاست سازمان حسابرسی  برکنارکرداین درحالی است که این سازمان در زمان حضور وی تحول قابل توجهی پیدا کرد.


گفتنی است دو هفته پیش خبری مبنی بر دستور اکید مقام معظم رهبری برای عدم واگذاری سازمان حسابرسی منتشر شد. این دستور که پیرو نامه نجفی علمی، رییس سازمان و درخواست وی برای خصوصی نشدن این سازمان انجام شده بود، باعث نگرانی و اعتراض برخی از مسئولان و جریانات ذینفع شد.
بر همین اساس یک منبع آگاه در وزارت اقتصاد به خبرنگار جهان گفت: اعتراض نجفی علمی به خصوصی سازی سازمان حسابرسی و نوشتن نامه به رهبری بدون اجازه وزیر، مهمترین دلیل این برکناری بوده است. 
نجفی علمی، بعد از پورمحمدی (وزیر کشور)، طهماسب مظاهری (رئیس کل بانک مرکزی) و دانش جعفری (وزیر اقتصاد)، چهارمین نفری است که پس از نوشتن نامه به مقام معظم رهبری از سمت خود برکنار شده است.
جهان نیوز، در آینده فاش خواهد کرد که چه کسانی از خصوصی سازی سازمان حسابرسی نفع می برند



+ تاریخ یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 17:32 نویسنده علی

به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم - میرحسین موسوی پس از حضور در ستاد انتخابات کشور و ثبت نام در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در جمع خبرنگاران به بیان اهدافش پرداخت.

میرحسین موسوی پس از ثبت نام در ستاد انتخابات کشور در جمع خبرنگاران حاضر شد و  گفت:

"با عرض سلام به محضر ملت شریف ایران و یکایک حضار گرامی؛ ایام سوگواری حضرت فاطمه اطهر (س) را به شما و همه پیروان و دوستداران اهل بیت پیامبر (ص) تسلیت می گویم.

به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی چند درباره آنچه اینجانب را به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری واداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشته‌ام، تشریح نمایم.

ادامه مطلب




+ تاریخ یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 16:13 نویسنده علی


رییس جمهور سابق کشورمان با تاکید «در این موقعیت باید در جامعه شور ایجاد کنیم و بنده هم در حد خودم، هر کاری که از دستم بر می آید حاضرم انجام دهم»، تصریح کرد: «باید برای موفقیت در انتخابات برنامه‌ریزی کنیم؛ نه این‌که فقط انجام وظیفه کنیم و بگذاریم هر چه می‌خواهد پیش بیاید».


به گزارش «موج سوم»، سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای ستاد ملی جوانان حامی خاتمی- ستاد 88 - ضمن تبریک روز معلم به تمام معلمان کشور، اظهار داشت: «هنوز هم وقتی در مقابل معلم قرار می‌گیرم، خودم را همان شاگردی می‌دانم که آغاز حیات معنوی و اجتماعی‌ام را مرهون حضور در پیشگاه او هستم و هر چه انسان دارد، از معلمان است، گرچه همواره این بخش تاثیرگذار جامعه با مشکلات فراوان مادی و معنوی رو به رو بوده و این مساله کمابیش در همه دولت‌ها سابقه داشته است».

ادامه مطلب




+ تاریخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:12 نویسنده علی

این کلیپ روایتی است از صد سال تلاش ایرانیان برای نیل به آزادی استقلال و عزت‌مندی. از مشروطه تا امروز. 

دانلود کلیپ



+ تاریخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:10 نویسنده علی


سومین همایش «موج سوم» (گردهمایی حامیان خاتمی و موسوی) به میزبانی «پویش (کمپین) حمایت از خاتمی و موسوی» در روز چهارشنبه 9 اردیبهشت‌ماه 1388 از ساعت 17 الی 20 در تالار همایش‌های برج میلاد (جنب برج میلاد تهران) برگزار می‌شود.
ادامه مطلب




+ تاریخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:35 نویسنده علی




+ تاریخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:20 نویسنده علی


دفاتر «پویش حمایت از خاتمی و موسوی» (موج سوم) در استان‌ها و روابط عمومی‌ «موج سوم» در تهران آغاز به کار کردند.
ادامه مطلب اینجا

http://mowj.ir/ShowNews.php?6368






+ تاریخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:11 نویسنده علی

در گفتگوی اخصاصی ویدیویی با «موج سوم» (اولین گفتگو پس از انصراف):
فیلم و متن کامل گفتگوی اختصاصی و ویدیویی «موج سوم» را با سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، در مورد انصراف او از نامزدی در انتخابات، کاندیداتوری میرحسین موسوی و وضعیت اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش رو را در ادامه ببینید، دانلود کنید و بخوانید:

چکیده: 

  • مهندس موسوی كسی است كه مملکت را با نفت هفت دلاری و دلار هفت تومانی به خوبی اداره كرد، آن هم در حالی كه جنگ داشتیم.
  • پیام من به هر كسی كه صدای من به او می‌رسد و به هر صورت علاقه‌ای به من دارد این است كه خواهش می‌كنم با همه وجود در این انتخابات سرنوشت‌ساز و تعیین‌كننده حضور به هم برسانید كه هرچه حضور پرشورتر باشد، نتیجه مطلوب‌تر خواهد بود.
  • هیچ عاملی از بیرون نه روی آقای مهندس موسوی، نه روی من، در این تصمیمی كه گرفته شد دخالتی نداشت. هر كس هم این حرف را بزند بیخود می‌گوید.
  • معتقدم كه طی چند سال اخیر، رویه‌ها و شیوه‌هایی اعمال شده است كه خلاف روح قانون اساسی و احیانا نص قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم را محدود می‌كند و سلیقه‌هایی اعمال می‌شود كه به جای این‌كه برای رای آزاد و پرشور مردم زمینه‌سازی بكند، در واقع پیش از تصمیم‌گیری مردم، برای مردم تصمیم‌گیری می‌كند.
  • بر فرض هم كه من هم می‌ماندم و در نهایت یك نفر از ما به نفع دیگری انصراف می‌داد، من فكر می‌كنم ما نمی‌توانستیم به مردم بگوییم كه به عرصه بیایید ولی معلوم نیست كه در نهایت به چه كسی باید رای بدهید! این یك نوع دلسردی در جامعه ایجاد می‌كرد و ممكن بود این تلقی ایجاد شود كه با افكار مردم بازی شده است.
  • آقای مهندس موسوی هم علاقه‌مند است آن خواست‌هایی كه ما داریم در جامعه تحقق پیدا بكند و هم توان و اراده‌اش را دارد.
  • با توجه به وضعیت آقای موسوی و صداقتش، دلایلی كه ایشان برای حضور داشت برای من قانع‌كننده بود.
  • اصولگرایی که مهندس موسوی از آن سخن گفته است به یک جناح سیاسی اشاره ندارد و در اصلاحاتی که من از آن سخن می‌گویم نیز اصول جایگاه ویژه‌ای دارد. بنده به صراحت می‌گویم که هم آقای موسوی اصلاح‌طلب است و هم بنده اصول را قبول دارم. البته اصول‌گرایی من غیر از فاندامنتالیزم است.
  • مهندس موسوی یک روشنفکر دینی است؛ فردی كه زمان خودش را درك كرده است، معیارهای روشنفكری را داراست و در عین حال به مبانی و اصول و معیارهای اصلی دین هم پایبند است.
  • پركاری، نجابت، دلسوزی برای مردم و البته دلسوزی برای انقلاب، تواضع در جمع و احترام گذاشتن به خرد جمعی از جمله محسنات مهندس موسوی است.
  • هر كس كه در انتخابات شركت می‌كند باید به پیروزی بیاندیشد. پیروزی در این عرصه نیز خیلی آسان به دست نمی‌آید. شاید اگر من می‌آمدم به خاطر عنایت و لطفی كه مردم به من داشتند یا چون وضعیت روشن‌تر بود، این پیروزی آسان‌تر بود. ولی اتفاقا چون این پیروزی الان دشوارتر است، به دست آوردنش هم اهمیت بیشتری دارد و شیرین‌تر خواهد بود.
  • در طول سال گذشته یك جریاناتی رخ داد كه برای من هم افتخارآمیز بود و هم بسیار دلگرم‌كننده نسبت به آینده، و آن فعالیت وسیع، بی‌چشم‌داشت و متفكرانه نسل جوان اندیشمند و دلسوز ما بود، به خصوص جریان «موج سوم». این‌ها هیچ توقعی از هیچ كس نداشتند، احساس كرده بودند كه باید در كشور یك تحولاتی ایجاد بشود، دلبسته انقلاب‌شان بودند، دلبسته به مردم بودند و معتقد هم بودند كه خردمندانه‌تر می‌شود این مملكت را اداره كرد، به صحنه آمدند و یك سلسله فعالیت‌هایی از جمله طرح‌های «پویش‌یاری» را به راه انداختند.
  • من معتقدم كه اولا مردم باید واقعا به عرصه بیایند، دوم این‌كه اعتماد بكنند به این «موج» فرزندان مخلص و خوب‌شان كه هم ابتكار دارند، هم احساسات دارند، هم احساس مسئولیت دارند، هم خردمندی دارند و به نام «موج سوم» به عرصه آمده‌اند و مردم هم یاری كنند كه طرح‌های «پویش‌یاری» در جامعه ما كارآمدتر اجرا بشود.
  • امیدوارم كه همه دوستان عزیز ما در «موج سوم» (پویش)، ستادهای 88، یاری و ستادهایی كه قبل از انصراف من شكل گرفته بود، فعالیت جدی خودشان را ادامه بدهند و در انتخابات فعال باشند.

 

----


• آقای خاتمی! میلیون‌ها ایرانی و صدها هزار پویشگر «موج سوم» به آمدنتان امید بسته بودند؛ چرا رفتید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. اولا تشكر می‌كنم از دوستان عزیزی كه خیلی هم دوستشان دارم و واقعا هم مخلصانه و البته خردمندانه در این مدت بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی به صحنه آمدند، برای احساس مسئولیتی كه در برابر انقلاب‌شان، كشورشان و مردم می‌كردند و در واقع مشوق من شدند برای آمدن در صحنه چون احساس می‌كردند كه به هر حال ممكن است این آمدن هم ما را به موفقیت نزدیك‌تر بكند و هم آنچه كه به مصلحت كشور و مردم هست را تامین کند. من افتخار می‌كنم كه مورد توجه این بخش از جامعه، یعنی جوانان فهیم دارای احساس مسئولیت بودم. و نیز تشكر می‌كنم از عنایت گسترده‌ای كه در سطح كشور، از بخش‌های مختلف جامعه و توده‌های مردم گرفته تا نخبگان و بخش‌های دینی، فرهنگی، اجتماعی به من داشتند.

منتها می‌خواهم در اینجا به نكته‌ای اشاره کنم. شور و اشتیاقی كه در آغاز دیدیم به گونه‌ای بود که من واقعا احساس می‌كردم اگر تداوم پیدا بكند جریانی نظیر آنچه در دوم خرداد شاهدش بودیم، اتفاق می‌افتد. من می‌خواهم به جای این‌كه بگویم این شور و اشتیاق متوجه فرد بوده است، بگویم یك منشاءهایی دارد كه اگر دقت بكنیم هنوز هم باقی هستند و ما اگر كمی به جامعه آگاهی بدهیم و منشا آن اشتیاق را از جنبه عاطفی و ارتكازی جامعه به جنبه خودآگاهش بیاوریم، بدون حضور من هم می‌توانیم این شور و اشتیاق را ببینیم و موجی را شاهد باشیم كه واقعا منشاء یك تغییر قابل توجه در جامعه باشد.

من معتقدم این شور و اشتیاق به صورت طبیعی چند منشا دارد. اولا مردم ما آگاه هستند و به سادگی مقایسه می‌كنند بین آنچه كه در دوران گذشته و سال‌های روی كار بودن دولت اصلاحات رخ داد و آنچه امروز رخ می‌دهد، و خیلی ساده می‌توانند به یك جمع‌بندی برسند و اشتیاق پیدا بكنند به این‌كه آن وضعیت تكرار شود. البته نظر من این نیست كه در دوره اصلاحات هم همه كارهایی كه شد درست بود یا ما توانستیم همه نیازهای جامعه را برآورده كنیم؛ نقص‌ها و کمبودهایی هم داشتیم که بخشی از آن شاید به این برمی‌گشت که برنامه‌هایمان كامل نبود و بخش قابل توجهی از آن هم به خاطر موانعی بود كه در برابر اصلاحات ایجاد کردند. اما مردم احساس می‌كردند كه اولا یك نوع صداقت وجود دارد و به مردم راست گفته می‌شود. دوم این‌كه واقعا احساس می‌كردند كه به حقوق و آزادی‌های مردم، امنیت كشور، ارزش‌ها و استفاده بهینه از منابع برای بهبود وضع زندگی مردم توجه می‌شود و واقعاً دولت باور دارد که مردم صاحب حق‌اند و باید از منابع به نحو بهینه استفاده شود و حیثیت و اعتبار كشور و ملت بالا بیاید. حالا بخشی از آن را ما نتوانستیم انجام بدهیم و به همه اهداف نرسیدیم، بخشی را هم چنانچه گفتم با ایجاد موانع دست‌نیافتنی کردند. اما به هر حال مردم به صداقت و راستی دولت باور داشتند و كمتر عوام‌فریبی می‌دیدند.

منشا سومش خود انتخابات بود. اصلا خود انتخابات شورانگیز است برای كشوری كه قرن‌ها تحت سلطه استبداد و در دو سه سده اخیر استبداد وابسته به استعمار بوده است و می‌خواسته‌است که بر سرنوشت خودش حاكمیت پیدا بكند و در دوران مشروطیت و به خصوص در دوران انقلاب اسلامی تلاش هم کرده و دستاورد مهمش این بوده كه مردم این احساس را پیدا کرده‌اند که حق حاكمیت بر سرنوشت‌شان به رسمیت شناخته شده است. انتخابات هم مظهر این حق حاكمیت مردم بر سرنوشت است، هم راهكار منطقی و مدرن اعمال این حق حاكمیت بر سرنوشت و لذا خود انتخابات می‌تواند شورانگیز باشد. اگر ما نگاه بكنیم به این منشاءهای شور و بیاییم جامعه را روشن بكنیم که اگر به فردی كه دل بسته‌اند به خاطر این امور بوده است و امروز بدون آن فرد هم این امور قابل تحقق هست، من فكر می‌كنم ما باز شاهد شور و اشتیاق در جامعه خواهیم بود.

الحمدلله امروز سی سال بعد از انقلاب اسلامی می‌بینیم كه باز انتخابات هست و الان هم دارد برگزار می‌شود. منتها من معتقدم كه طی چند سال اخیر، رویه‌ها و شیوه‌هایی اعمال شده است كه خلاف روح قانون اساسی و احیانا نص قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم را محدود می‌كند و سلیقه‌هایی اعمال می‌شود كه به جای این‌كه برای رای آزاد و پرشور مردم زمینه‌سازی بكند، در واقع پیش از تصمیم‌گیری مردم، برای مردم تصمیم‌گیری می‌كند. و این خلاف جنبه دموكراتیك انقلاب ما و قانون اساسی ما است. من نمی‌خواهم بگویم سوءنیت هست، ولی این مسائل به وجود آمده است.

اتفاقا حالا كه انتخابات هست از مهمترین رسالت‌های اصلاح‌طلبی یافتن راهكارهایی است برای توقف این رویه‌هایی كه ایجاد شده و بازگشت به همان اصول انقلاب تا واقعا مردم تعیین‌كننده باشند و انتخابات به معنی واقعی كلمه انجام بشود. این از رسالت‌های اصلاحات است كه بدون برخورد و ایجاد هیجان، راهكارهایی برای حل این مشکلات پیدا کند. به هر حال انتخابات هست و ما در معرض این انتخابات قرار داریم. و معتقدم كه اگر مردم به این دلایل و شاید دلایل دیگری عنایت ویژه‌ای به من داشتند، بدون من هم اگر آگاهی پیدا بكنند و به صحنه بیایند زمینه برای پیگیری این مطالبات فراهم است.

برای این كار ابتدا باید ببینیم که زیان‌های حضور هم‌زمان تعدادی از نیروهای ارزنده‌ای كه به هر حال در عرصه بودند چه هست، تا بعد سود این‌كه اگر به صورت دیگری بود چه می‌شد را بررسی كنیم.

  • چرا فکر می‌کنید که رقابت شما با دیگر نامزدهای اصلاح‌طلب مطلوب نبود؟

اولا در مورد جناب آقای مهندس موسوی صحبت بكنم. آقای مهندس موسوی از نیروهای ارزنده و سرمایه‌های انقلاب ماست. و معتقدم ایشان هم علاقه‌مند است آن خواست‌هایی كه ما داریم در جامعه تحقق پیدا بكند و هم توان و اراده‌اش را دارد. و البته این هیچ از مقام و ارزش جناب آقای كروبی كم نمی‌كند. الان چون به هر حال من گفته بودم «یا من یا جناب آقای موسوی» و بالاخره با قطعی شدن آمدن آقای موسوی بنده انصراف دادم، بیشتر بحث را روی آقای مهندس موسوی می‌برم.

من معتقدم كه اولا اگر ما واقعا دقت بكنیم جناب آقای مهندس موسوی این شایستگی را دارند. ایشان سرمایه‌ای هستند و ما همیشه خواستار بودیم كه آقای مهندس موسوی به صحنه بیایند و حالا آمده‌اند. مواضع آقای مهندس موسوی هم كه اعلام شده است و دارد می‌شود و الحمدلله روز به روز هم روشن‌تر می‌شود، و شما می‌بینید كه بسیاری از مسائلی كه مورد متوجه ماست، مورد توجه جناب آقای مهندس موسوی هم هست. خوب آقای مهندس موسوی هست، و من هم گفته بودم «یا من یا ایشان». من معتقد بودم كه اگر ما می‌خواستیم این وضع را تدوام بدهیم یعنی حضور همزمان باشد، اولا معنایی كه در جامعه داشت یك نوع رقابت بود بین من و آقای موسوی و جناب آقای كروبی. و دیگران هم دامن می‌زدند به این كه این‌ها بیخود می‌گویند كه به یك سلسله اصول و اخلاق و ارزش‌ها معتقدند، می‌خواهند قدرت پیدا كنند و الان می‌بینیم كه به جان هم افتاده‌اند. در مبارزات انتخاباتی هم در واقع وقتی آدم می‌خواهد خودش را در جامعه اثبات بكند معنای ضمنی‌اش این است كه به هر حال به من رای بدهید و به دیگری رای ندهید و یك نوع رقابت در آن تلقی می‌شود. من فكر می‌كردم كه با تلقی‌ای كه جامعه از ما دارد، این رقابت، رقابت مطلوبی نبود.

  • اگر هر دو می‌ماندید و در نهایت یکی به نفع دیگری کنار می‌رفت، بهتر نبود؟

چقدر ما به این مسأله اطمینان داشتیم؟ چقدر می‌توان مطمئن بود که در نهایت یکی به نفع دیگری کنار می‌رفت؟ و اگر عملا در انتخابات با تعدد مواجه می‌شدیم، در رایی كه به ما می‌دادند تفرق و آشفتگی ایجاد می‌شد. بر فرض هم كه در نهایت یك نفر به نفع دیگری انصراف می‌داد، من فكر می‌كنم ما نمی‌توانستیم به مردم بگوییم كه به عرصه بیایید ولی معلوم نیست كه در نهایت به چه كسی باید رای بدهید! این یك نوع دلسردی در جامعه ایجاد می‌كرد. و ممكن بود كه این تلقی ایجاد بشود كه با افكار مردم بازی شده است. من فكر می‌كنم كه با توجه به وضعیت آقای موسوی و صداقتش، دلایلی كه ایشان برای حضور داشت برای من قانع‌كننده بود. الان مجال نیست كه در این زمینه بحث بكنیم و به بعضی ذهنیت‌هایی كه متأسفانه در جامعه ایجاد شده و دیگران هم به آن دامن می‌زنند و ذهنیت‌های غلطی است بپردازیم. اگر هم بحثی هست باید بگذاریم برای بعد از انتخابات. به هر حال دلایل آقای موسوی برای آمدن قانع‌كننده بود. حضور ایشان هم برای من مغتنم بود. و هیچ گونه تعارضی واقعا در این زمینه وجود نداشت. من در مجموع احساس كردم كه اگر بیایم و دعوت‌كننده جامعه به شركت در انتخابات باشم و معیارها را بگوییم، با توجه به بودن این عزیزان، می‌توانیم جامعه را به سویی ببریم كه نتیجه مثبتی داشته باشد. ان‌شاءلله اگر مجال فراهم شد در ادامه بحث بیشتر به آن خواهم پرداخت.

  • برای افزایش احتمال پیروزی اصلاح‌طلبان، پیشنهادتان به ستاد آقای موسوی چیست؟

در این زمینه بحث شده و پیشنهاداتی ارائه شده است و ان‌شاءلله نتایجش را خواهید دید. من معتقدم كه ستادهای جناب آقای موسوی هست و باید كارش را انجام بدهد، ولی چه اشكالی دارد ستادهای مردمی و ستادهای دیگری كه می‌خواهند برای آقای موسوی كار بكنند و دارای امكانات و ظرفیت‌هایی هم هستند، به صورت مستقل كارشان را انجام بدهند. البته در سطح بالا باید یك نوع هماهنگی وجود داشته باشد كه تعارض و تزاحمی بین این ستادها و فعالیت‌های مستقل ایجاد نشود. دوستان دارند تلاش می‌كنند كه ان‌شاءلله در این زمینه از همه ظرفیت‌ها استفاده بهینه بشود.

  • آقای خاتمی؛ با توجه به شناختی که از مهندس موسوی دارید مهمترین نقاط قوت، امتیازات و‌ محسنات ایشان را چه می‌دانید؟

اول این‌که آقای مهندس موسوی از چهره‌های فعال روشنفكری قبل از انقلاب و از روشنفكران پایبند به دین و آیین بودند. یعنی بنده اگر بخواهم جناب آقای مهندس موسوی را در این مقولاتی كه هست بگنجانم، باید بگویم ایشان روشنفكری است كه واقعاً دیندار هم هست. با توجه به این‌كه امروز مساله «روشنفكری دینی» مطرح است، می‌توان گفت که مهندس موسوی یک روشنفکر دینی است؛ فردی كه زمان خودش را درك كرده است، معیارهای روشنفكری را داراست و در عین حال به مبانی و اصول و معیارهای اصلی دین هم پایبند است. البته روشفکری دینی هنوز نیاز به تعریف دارد، یعنی از زمان مشروطیت به این طرف این مساله مطرح بوده است و اتفاقا معتقدم این جریان با این‌كه مشكلاتی در تعریف خودش و تدوین آرا و نظراتش داشته، نقش موثری در جامعه ما داشته است. به هر حال آقای مهندس موسوی را یک روشنفکر دینی می‌دانم.

دوم، اخلاقی بودن آقای مهندس موسوی از امتیازات بارز ایشان هست. سوم، دلسوزی ایشان برای همه مردم ایران است. شاید این سوءتفاهم پیش بیاید كه ایشان صرفا به بخش‌های محروم‌تر جامعه توجه دارند و بخش‌های برخوردارتر را مردم نمی‌دانند. نه، وقتی من می‌گویم آقای موسوی به مردم باور دارد و برای آن‌ها دل می‌سوزاند، منظورم این است که ایشان به همه بخش‌های جامعه عنایت دارند. البته به هر حال با توجه به ذهنیت‌هایی كه دارند معتقدند بیشتر باید به محرومان جامعه توجه كرد، كه حق هم هست. گرچه اینجا یك نكته ظریفی هست كه من در هفته گذشته در جمع اعضای ستادمان گفتم كه نباید طرفداری از مستضعفین به معنی طرفداری از استضعاف گرفته شود، بلكه طرفداری از مستضعفین باید به معنی مبارزه با استضعاف باشد. یعنی ما باید به تولید، سرمایه، ثروت، فعالیت‌های اجتماعی و اصلاح دامن بزنیم تا جامعه غنی بشود و این غنا را به نحوی توزیع بكنیم كه در جامعه محروم نباشد كه خوشبختانه در مواضعی كه اخیرا جناب آقای مهندس موسوی در مسائل اقتصادی داشتند، تا حدودی این مسائل روشن شد.

چهارم، باور ایشان به حرمت و كرامت انسان و حقوق مردم كه باز خوشبختانه در مواضعی كه در این زمینه داشتند مطرح شده است.

  • نظرتان درباره این جمله مهندس موسوی که «اصلاح‌طلبی هستم که مدام به اصول رجوع می‌کنم» چیست؟

من هم واقعا جناب آقای مهندس موسوی را یك اصلاح‌طلب متدینی می‌دانم كه به اصول هم معتقد است. منتها بعضی‌ها می‌خواهند این اصول‌گرایی را مصادره به مطلوب بكنند، چون در جامعه ما به غلط یا درست، یك تقسیم‌بندی‌ای شده است كه یك جناح اصول‌گرا و یك جناح اصلاح‌طلب است و وقتی یك كسی می‌گوید من اصول را قبول دارم، برخی او را به یک جناح خاص منتسب می‌کنند. اصولگرایی که مهندس موسوی از آن سخن گفته است به معنای توجه به ارزش‌های اخلاقی و دینی و آرمان‌های انقلاب اسلامی است و به یک جناح سیاسی اشاره ندارد و در اصلاحاتی که من از آن سخن می‌گویم نیز اصول جایگاه ویژه‌ای دارد. بنده به صراحت می‌گویم که هم آقای موسوی اصلاح‌طلب است و هم بنده اصول را قبول دارم. البته اصول‌گرایی من غیر از فاندامنتالیزم است. ما باید فاندامنتالیزم را معنای دقیقی بكنیم كه در مسیحیت مطرح شد و واقعا فاندامنتالیزم مشكلی برای بشریت، اندیشه بشر و فكر است. این غیر از اصول‌گرایی‌ای است. اما متاسفانه اصول‌گرایی‌ای كه در جامعه ما هست در خارج به فاندامنتالیزم ترجمه می‌شود و این مشكلاتی برای ما ایجاد می‌كند. به هر حال اصول داشتن، پایبند به اصول بودن، و در عین حال به خرد احترام گذاشتن و انعطاف‌پذیر بودن و این‌كه آدم تعصب بیجا نداشته باشد، این‌ها همه نیکو است.

بنده بارها گفتم دیندارم و به دین جامعه احترام می‌گذارم. منتها معتقدم كه این دین در عرصه حیات اجتماعی با حقوق شهروندی، آزادی مردم و اندیشه آزاد سازگار است. و این نکته در قانون اساسی ما هم آمده است. من به حاكمیت انسان بر سرنوشت خود كاملا معتقد هستم. به عدالت به معنی وسیع كلمه هم معتقدم، نه فقط عدالت در عرصه اقتصادی، آن هم فقط به صورت توزیع صدقه‌ای امكانات در جامعه. به عدالت اقتصادی‌ای اعتقاد دارم که انسان‌ها بتوانند از امكانات جامعه استفاده بكنند و امكانات مادی زمینه‌ای برای برخورداری‌شان باشد. اما عدالت را وسیع‌تر از این می‌بینم، و از جمله به حق حاكمیت انسان بر سرنوشت خودش، آزادی اندیشه و آزادی بیان اعتقاد دارم. انسان حق دارد آزادانه بیندیشد بكند و حق دارد ابراز نظر بكند. عدالت این است كه این زمینه را فراهم بكنیم. اینها اصولی است كه هست و معتقدم جناب آقای مهندس موسوی هم این اصول را قبول دارند، در عین حالی كه در مقام عمل معتقدم كه حالا نمی‌خواهم بگویم صد در صد، ولی خیلی به آن اصلاحاتی كه ما می‌گوییم نزدیك هستند.

 

  • شما سال‌ها در کابینه مهندس موسوی عضویت داشته‌اید و ایشان هم در دوران ریاست جمهوری‌تان از مشاوران ارشد شما بودند. با توجه به این ارتباط کاری و شناخت دقیقی که دارید مهمترین ویژگی‌های شخصی ایشان را چه می‌دانید؟

پركاری، نجابت، دلسوزی برای مردم و البته دلسوزی برای انقلاب، تواضع در جمع و احترام گذاشتن به خرد جمعی. ما هیچ وقت آقای مهندس موسوی را ندیدیم كه خواسته باشد سلیقه و خواست خودش را تحمیل بكند. نظراتی داشتند، از آن‌ها دفاع می‌كردند و اگر هم واقعا در مقابل، جمع این مساله را می‌پذیرفت قاطعانه عمل می‌كردند، و اگر هم نمی‌پذیرفت ایشان اصل مباحثه و بحث بودند و هیچ تعصبی روی مطالب خودشان نداشتند كه به هر قیمتی اعمال بكنند. و در مقام تصمیم‌گیری ایشان واقعا یك دموكرات واقعی بود و نه مستبد تحمیل‌كننده نظرات.

  • به نظر شما چگونه می‌توان درصد افزون‌تری از ایرانیانی که می‌خواستند به شما رای دهند را برای رای دادن به نامزد دیگری قانع کرد؟

ببینید اگر ما مشخص بكنیم كه چرا مردم می‌خواستند رای بدهند و هدف ما در این مرحله چیست، من فكر می‌كنم خیلی از مسائل روشن بشود. فكر می‌كنم دو امر مهم در این مقطع تاریخی وجود دارد، یكی این‌كه باید دولتی روی كار بیاید كه واقعا به حقوق مردم معتقد باشد، به حرمت مردم احترام بگذارد، به زندگی مردم توجه داشته باشد و قدرت استفاده بهینه را از امكانات داخلی و بین‌المللی برای ارتقا حیثیت ایران، وضع زندگی مردم و تقویت زیربناها داشته باشد. مساله دوم كه به نحوی به همان بخش اول مربوط می‌شود این است كه وضعیت موجود مطلوب نیست و متناسب با شان ملت ایران نیست و باید به سمت شرایط مطلوب بهبود یابد. این به هیچ وجه به معنی تعرض به شخصیت یا انگیزه عزیزانی كه الان در عرصه خدمت هستند، نیست. آن‌ها تلاش می‌كنند، انگیزه خیر هم دارند، اما به هر حال ما معتقدیم سیاست‌ها و روش‌هایی كه اعمال شده به نفع كشور و ملت و انقلاب نیست. تهدیدها و مشكلات زیاد است و وضع اقتصادی، وضع خوبی نیست. حتی معتقدم ارزش‌ها كه برای ما خیلی ارزشمند است، به نفع مقاصد خیلی تنگ و كوچك مصادره می‌شود. این‌ها باید تغییر پیدا بكند. و تغییر مثبتی كه می‌گوییم اتفاقا بازگشت به اصول و منافع ملی است.

اگر این دو امر در نظر باشد حالا باید ببینیم كه با آمدن بنده این تحقق پیدا می‌كرد و حتما موكول به این بود كه شخص من بیایم، یا ممكن است بنده هم نباشم ولی این دو امر مهم تحقق پیدا بكند؟ بنده با آن تعبیرهایی كه كردم منظورم این بود که جناب آقای مهندس موسوی می‌تواند این دو امر مهم را محقق كنند، اگر ما ایده‌آلی فكر نكنیم. البته این به هیچ وجه به معنی نقص شخصیت جناب آقای كروبی نیست. ما صحبت‌مان این است كه به هر حال در این انتخابات باید پیروز بشویم. من معتقدم كه اگر ما این‌كه «چرا» به فلانی رای می‌دهیم را مشخص كنیم، ممكن است كه به همان دلایل به فرد دیگری هم رای بدهیم و به این نتیجه برسیم خواستی كه خیال می‌كردیم با آمدن خاتمی تحقق پیدا می‌كند الان هم با رای به فرد دیگری قابل تحقق است.

آنچه كه امروز برای من مهم است این است كه هر كس كه در انتخابات شركت می‌كند باید به پیروزی بیاندیشد. اینجا تواضع و ازخودگذشتگی و اینها معنا ندارد. یا كسی نباید به صحنه بیاید یا معتقد است حرف‌ها و دیدگاه‌هایی دارد یا دیدگاه‌های موجود و حرف‌های فعلی را نمی‌پسندد و می‌آید كه با پیروزیش این دیدگاه‌های خود را پیاده کند و وضعیت نامطلوب فعلی را تغییر دهد. بنابراین همه ما باید به پیروزی بیاندیشیم.

در این مرحله معتقدم كه وضعیت نابرابری در جامعه ما وجود دارد. امروز تبلیغات رسمی ما، نهادهای فراملی یا ملی ما كه باید بی‌طرفانه عمل بكنند و نهادهایی كه باید انتخابات را برگزار و بر آن نظارت كنند صریحا و با تمام وجود به نفع یك جریان وارد عرصه شده‌اند. یا اگر هم اعلام نمی‌كنند، عملا به این شكل است. كاش فقط به نفع یك جریان وارد عرصه شده بودند، ولی این‌ها مشغول تخریب همه‌جانبه یك جریان دیگر هستند. بنابراین پیروزی در این عرصه خیلی آسان به دست نمی‌آید. شاید اگر من می‌آمدم به خاطر عنایت و لطفی كه مردم به من داشتند یا چون وضعیت روشن‌تر بود، این پیروزی آسان‌تر بود. ولی اتفاقا چون این پیروزی الان دشوارتر است، به دست آوردنش هم اهمیت بیشتری دارد و شیرین‌تر خواهد بود.

  • از حامیانتان و آن‌ها که می‌خواستند به شما رای دهند و به خصوص جوانان و پویشگران حامی نامزدی‌تان در شرایط کنونی دقیقا چه درخواستی دارید و مهمترین و موثرترین اقدامی که این حامیان برای پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات می‌توانند انجام دهند را چه می‌دانید؟

من می‌گویم تنها یك راه برای موفقیت وجود دارد. هم به كسانی كه به شخص من علاقه داشتند و هم به آن‌ها که به خاطر كشور و انقلاب‌شان به من علاقه داشتند عرض می‌كنم که تنها حضور همه‌جانبه مردم است كه می تواند پیروزی ما را تضمین بكند. اگر همه كسانی كه حق رای دادن دارند، حالا همه كه نمی‌شود، درصد بالایی از آن‌ها در عرصه بیایند، هیچ ترفندی نمی‌تواند اكثریت قاطع مردم را لكه‌دار بكند. امكانات موجود و رسمی دولت كه در اختیار ما نیست و اگر هم بود از بیت‌المال نمی‌خواستیم استفاده كنیم؛ امكانات تبلیغاتی رسمی كشور هم در اختیار ما نیست و حتی مشكل داریم برای این‌كه صدایمان را به مردم برسانیم. در عین حال باید بكوشیم كه هر طور شده این صدا را به مردم برسانیم و مردم را تشویق بكنیم و به صحنه بیاوریم.

باز تاکید می‌کنم که تنها یك راه برای پیروزی وجود دارد و آن حضور حداكثری مردم در صحنه است. و من اینجا تشكر می‌كنم از همه جریان‌های مختلفی كه با همه وجود در این صحنه نابرابر به عرصه آمدند و به خصوص «پویش» (موج سوم)، ستاد 88 و یاری، بدون هیچ توقعی و با همه وجود در عرصه آمدند، چراکه احساس مسئولیت می‌كردند. من هم واقعا سپاسگزارم و افتخار می‌كنم كه مورد توجه این‌ها بودم. و این بخش جامعه كه جوان است و طبعا احساسات قوی‌تری دارد بسیار خردمندانه عمل می‌كند و می‌بینیم كه بعد از این‌كه من انصراف دادم، با این‌كه گلایه داشتند و هنوز هم شاید گلایه داشته باشند، با كمال خردمندی و محاسبه اعلام موضع كردند و جهت خودشان را در انتخابات مشخص نمودند زیرا یك اصل و هدفی فراتر از اشخاص در نظر آن‌ها بود.

باری، راه مهم موفقیت ما که معتقدم موفقیت انقلاب و موفقیت ملت و كشور هم هست، حضور گسترده كمی و كیفی مردم در عرصه است. تنها این حضور گسترده است كه می‌تواند این وضع نابرابر را خنثی بكند و نتایجی كه مورد توجه همه ما هست و به خاطر آن متوجه یك فرد شدیم را به ارمغان بیاورد. بنابراین باید مردم بیایند و ان‌شاءالله این پیروزی را تضمین بكنند. بنابراین خوب است که به مهمترین عواملی كه می‌توانند موثر باشند در پرشورتر شدن انتخابات، جهت دادن به انتخابات و تشویق مردم برای حضور و آگاه كردن مردم توجه شود.

در طول سال گذشته یك جریاناتی رخ داد كه برای من هم افتخارآمیز بود و هم بسیار دلگرم‌كننده نسبت به آینده، و آن فعالیت وسیع، بی‌چشمداشت و متفكرانه نسل جوان اندیشمند و دلسوز ما بود، به خصوص جریان «موج سوم». این‌ها هیچ توقعی از هیچ كس نداشتند، احساس كرده بودند كه باید در كشور یك تحولاتی ایجاد بشود، دلبسته انقلاب‌شان بودند، دلبسته به مردم بودند، و معتقد هم بودند كه خردمندانه‌تر می‌شود این مملكت را اداره كرد، به صحنه آمدند و یك سلسله فعالیت‌هایی از جمله طرح‌های «پویش‌یاری» را به راه انداختند. پویش‌یاری‌ها كارهایی است كه خود مردم و پویشگران باید در عرصه انتخابات بكنند و کمکی است كه «پویش» و «موج سوم» می‌تواند به مردم برای انجام آن‌ کارها بکند و بسط انتخابات، بالا بردن آگاهی‌ها و فراهم کردن زمینه‌های حضور مردم از جمله اهداف آن است و این «پویش‌یاری»ها و فعالیت‌ها مسائل ابتكاری و ارزشمندی بود و هست. همچنان كه دوستان ما در یاری و ستادهای 88 حضور داشتند و همه این‌ها ارجمند است.

من معتقدم كه اولا مردم باید واقعا به عرصه بیایند، دوم این‌كه اعتماد بكنند به این «موج» فرزندان مخلص و خوب‌شان كه هم ابتكار دارند، هم احساسات دارند، هم احساس مسئولیت دارند، هم خردمندی دارند و به نام «موج سوم» به عرصه آمده‌اند و مردم هم یاری كنند كه طرح‌های «پویش‌یاری» در جامعه ما كارآمدتر و گسترده‌تر اجرا بشود.

به جوانان عزیز و همه عزیزانی كه به من محبت داشتند هم عرض می‌كنم که ما در موقعیت خطیری قرار داریم، باید همه به صحنه بیاییم و خدای نكرده كاری نكنیم كه فردا حسرت سنگینی داشته باشیم. كوتاهی امروز ما موجب حسرت سنگین فردای ما خواهد شد و امروز در اختیار ماست كه ما این كار را انجام بدهیم. و امیدوارم كه هم دوستان عزیز ما در موج سوم، ستادهای 88 و یاری و ستادهایی كه قبل از انصراف من شكل گرفته بود، فعالیت جدی خودشان را انجام بدهند.

پیام من به هر كسی كه صدای من به او می‌رسد و به هر صورت علاقه‌ای به من دارد این است كه خواهش می‌كنم با همه وجود در این انتخابات سرنوشت‌ساز و تعیین‌كننده حضور به هم برسانید كه هرچه حضور پرشورتر باشد، نتیجه مطلوب‌تر خواهد بود.

  • متأسفانه در مورد شیوه و علت ورود مهندس موسوی به عرصه انتخابات در پاره‌ای از رسانه‌های مخالف نامزدی شما و ایشان مطالبی منتشر شده‌است که به رغم نادرست بودن پاره‌ای از اذهان را آلوده کرده است؛ نظر شما در مورد این مطالب چیست؟

احتمالاً اگر ما مساله را كه كاملا مورد توافق من و آقای موسوی بود و هیچ ناسازگاری‌ای در این زمینه نبود، بهتر مدیریت می‌كردیم شاید آمدن ایشان و انصراف من تبعات كمتری داشت. ولی واقع مساله این است كه آنچه كه احیانا در ذهن‌ها ایجاد شده است و از طرف مخالفان دامن زده می‌شود، به هیچ وجه واقعیت ندارد. هیچ عاملی از بیرون نه روی آقای مهندس موسوی، نه روی من، در این تصمیمی كه گرفته شد دخالتی نداشت. هر كس هم این حرف را بزند بیخود می‌گوید و واقعا می‌گویم هیچ عامل بیرونی وجود نداشته است. هر دوی ما صاحب نظر بودیم، دل‌مان برای مملكت می‌سوخت و با هم تبادل نظر هم داشتیم و عرض هم كردم که واقعا دغدغه‌های آقای مهندس موسوی برای من قابل فهم و قانع‌کننده بود و ایشان هم به من احترام می‌گذاشت. و در نهایت هم وقتی جناب آقای موسوی تصمیم گرفت كه به طور قطعی بیاید، بنده بر مبنای همان دلایلی كه داشتم و همان حرف‌هایی كه با ایشان زده بودم، بدون هیچ تاثیرپذیری از منبع و منشائی، تصمیم گرفتم كه انصراف بدهم و آقای مهندس موسوی در عرصه بمانند؛ جناب آقای كروبی هم هستند و امیدواریم كه انتخابات پرشوری بشود. بنابراین شاید بخشی از این شائبه‌ها به خاطر بد مدیریت كردن یا خوب مدیریت نكردن موضوع بود كه می‌توانست بهتر از این باشد، بخشی از آن هم توسط كسانی كه نه آقای مهندس موسوی، نه بنده و واقعا نه كل جریان اصلاح‌طلبی و خردگرایی را می‌پذیرند دارد دامن زده می‌شود. یك جنگ تبلیغاتی است و مردم ما هوشیارند و تحت تاثیر این جنگ قرار نمی‌گیرند.

آقای مهندس موسوی از سرمایه‌های انقلاب است. ما باید حضور این سرمایه را غنیمت بشماریم. آقای موسوی توانایی‌های خودش را نشان داده است. او كسی است كه مملکت را با نفت هفت دلاری و دلار هفت تومانی به خوبی اداره كرد، آن هم در حالی كه جنگ داشتیم. من به عنوان وزیر ایشان می‌دانم كه ایشان همواره دغدغه حقوق شهروندی، حقوق مردم و حرمت آن‌ها را هم داشتند و از آن دفاع می‌كردند. آقای مهندس موسوی یك شخصیت ارزنده‌ای است. مردم باید با همه وجود- این باید باید دستوری نیست، باید خواهشی است- در عرصه حضور داشته باشند. و این حضور اكثریت مردم است كه ان‌شاءلله نتیجه را به نفع كشور و انقلاب و مردم رقم خواهد زد. من در عین حالی كه نگرانی‌هایی در عرصه انتخابات دارم، نمی‌خواهم خوش‌بینی خودم را از دست بدهم چون به همت مردم، شعور مردم و حضور مردم ایمان دارم. و امیدوارم كه این همت و شعور كارساز بشود و سبب حضور گسترده‌ای گردد و ان‌شاءالله نتیجه‌ای كه مطلوب جامعه هست حاصل بشود.

آرزویم برای روز 22 خرداد پیروزی مردم و برگزار شدن یك انتخابات سالم و رقابتی است و چون می‌دانم در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات چیست، همان نتیجه‌ای كه در اثر انتخاباتی سالم و آزاد و با حضور اكثریت مردم حاصل می‌شود، آرزویم است و امیدوارم که همین نتیجه به دست بیاید




+ تاریخ پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 15:4 نویسنده علی