
هموطن برخيز و عزم كار كن
دوم خرداد را تكرار كن

سيدي ديگر به ميدان آمده
موسم تغيير ايران آمده

موسوي از ماست ، همراهش شويم
زاده زهراست ، همراهش شويم .

جمهوريت : گزارش هاي رسيده حاكي است در آخرين ساعات تبليغاتي رياست جمهوري، ايران سراسر سبز پوش شد و دستكم ٣٠ ميليون نفر از مردم ايران به نفع مير حسين موسوي به خيابان ها آمدند .
بزرگترين اجنماع در ميدان آزادي تهران شكل گرفت كه بيش از ٢ ميليون نفر با اجتماع در ميدان آزادي و خيابان هاي اطراف گسترده ترين حمايت انتخاباتي را از مير حسين موسوي به نمايش گذاشتند . گزارش هاي رسيده حاكي است كه موج سبز سراسر كشور را در برگرفته و چهارشنبه شب تمام مراكز استان ها و شهرهاي بزرگ و كوچك كشور در اختيار طرفداران موسوي بود .
نتايج تازه ترين نظر سنجي ها نشان مي دهد مير حسين موسوي با آراي بالاي ٧٠ درصد رئيس جمهور ايران است و دستكم ٣٠ ميليون راي دهنده ايراني به او راي خواهند داد . موج سبز چنان فراگير شده است كه هيچ كس توان كتمان آن را ندارد و محافل راي ساز را در وحشت فرو برده است چرا كه راي سازان اميدوار بودند اگر اختلاف آرا اندك باشد به نحوي محمود احمدي نژاد را از صندوق هاي راي بيرون بياورند .
اما در حال حاضر امكان تقلب جز با به آشوب كشاندن كشور ممكن نيست و مرگ سياسي جريان دروغ فرا رسيده است . موج سبز ،جريان دروغ و خودخواهي را كنار گذاشته است . چهار شنبه ٣٠ ميليون ايراني راي منفي خود عليه دروغ را به نمايش گذاشتند
در کوچه پس کوچه های انتخابات
پرستو سپهری - روزآنلاین: در آخرین روزهای مانده به انتخابات ، اگر چه کاندیداهای ریاست جمهوری و رسانه ها مجبور به توقف فعالیت انتخاباتی هستند، اما مردم شامل این ممنوعیت نمی شوند. گزارش زیر به پررنگ ترین شعارها، لطیفه ها و پیامک هایی که این روزها در ایران دهان به دهان می گردد، اختصاص دارد. رایج ترین شعارهای این روزها به شرح زیر است:
موسوی موسوی پرچم ایران منو پس بگیر/ موسوی موسوی قلب من صندوق آراء توست
یک یا حسین تا میر حسین /احمدی بای بای /کروبی کرباسچی نه یک تدارکاتچی /مرگ بر دیکتاتور
/دانشگاه زندان نیست/ ننگ بر اين دولت مردم فریب /رهنورد رهنورد تساوی زن و مرد/ "شال سبزتو وا كن ، به شیخ ما نگاه كن"، "شیخ شما ارزونیتون ، ما رأی نمیدیم بهتون"/
حضرت زهرا رو صدا میكنیم، دوم خرداد به پا میكنیم/هر كی كه كم میاره، ناموس وسط میاره/حسین حسین شاعر ماست، موسوی افتخار ماست/دولت سیبزمینی چیزم براش زیاده/
اگه تقلب نشه، احمدی پنجم میشه/ پروندهی اردبیل، والا
خجالت داره/، مناظره به پا شد، احمدی كلهپا شد/، احمدی پینوشه ، ایران شیلی نمیشه/،
نصرالله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردمفریب/، "دولت سیبزمینی، نمیخوایم
نمیخوایم/مرگ بر دیكتاتور /ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما/رای
ما یک کلام نخست وزیر امام/ماشالله به چشم و ابروش کردان
نشسته پهلوش/موسوی کروبی اتحاد اتحاد/ احمدی حیا کن....... ریاست رو رها کن /یه
هفته دو هفته....... احمدی هنوز نرفته

![]()
پیامک ها
لحظه ای نیست که روی موبایل ها صدایی نیاید به علامت رسیدن پیامک یا همان اس ام اس.
پر طرفدارترین این پیامک ها تا دیروز خبرعذرخواهی بلر از احمدی نژاد به کمک "دکتر کردان" بود:
و بعد
1 - دستور زبان انتخابات
من رای نمی دهم
تو رای نمی دهی
او رای می آورد
پس:
من رای می دهم
تو رای می دهی
او رای نخواهد آورد
رای ما غیر از او
2 - رای ما به دولت عقل و تغییر ، کروبی
3 ـ نه به دولت هاله و الهام
نه به دولت رنگی و ابهام
4 - این رای ، رای رهبریست:
هرکس که راهش مهدویست
رایش همانا احمدیست
5 – احمدی ، ای شیر ، شکوه غرشت را دیدند
آنها که به عزت تو می خندیدند
دیشب همگی به پای روشنگریت
جز چیز جواب دیگری نشنیدند
6 – شبی که چشم هرعاقل سند بود
یکی قانون جنگل را بلد بود
ادب این سو، خرد این سو، در آن سو
خری جو خورده در حال لگد بود
7 ـ سیدی دیگر به ميدان آمده/ هموطن برخيز و عزم كاركن/ دوم خردادرا تكراركن
8 ـ اتوبوسی که درحال سقوط به دره است راننده اش را عوض نمیکنند
9 ـ خرداد روز غلبه "چیز" بر "ناچیز " است
10 ـ هشدار كروبي به احمدي نژاد: عكس زنمو بياري فیلم مادرتو ميارم
11 ـ برای سلامتی کروبی، رضایی
و رئیس جمهور آینده موسوی
صلوات
12 ـ احمدی نژاد: وقت مناظره کم بود، نتوانستم افشا کنم دختر اقدس خانم و عروس شهین خانم که از حامیان موسوی هستند آن شب در مراسم حنا بندان اشرف، دختر همین زینت خانم زن همسایه جاری دختر خاله ام چی گفتند!
13 ـ به موسوی رای بدهید ! این اس ام اس را برای 10 نفر بفرست حتما امشب خواب خاتمی را خواهی دید .یک نفر بی توجهی کرد و برای بقیه نفرستاد. شب خواب احمدی نژاد را دید
لطیفه ها
و در شرایطی که افراد زیادیست مدت ها شب تا صبح در خیابان اند، سختی شرایط با گفتن لطیفه تلطیف می شود:
1 ـ میگویند در اصفهان همه كانديدا ها براي اينكه در مصرف کاغذ صرفه جویی کنند پوستر تبليغاتي چاپ نكردند و به جایش هر روز از يك درخت آويزون شدند.
2 ـ دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
سید بیا که محمود بیچاره کرده ما را
3 ـ مابصيجيان ودكتورحا به اهمدی نجاد رعی ميدهيم. صطاد عنطخابات اهمدی
4 ـ اخراجی های 3
اکران از 23 خرداد در سراسر ایران
با حضور محمود احمدی احمدی نژاد
غلامحسین الهام
فاطمه رجبی
کارگردان:
ملت غیور ایران
5 ـ اتوبان شهید احمدی نژاد به زودی توسط هاشمی افتتاح می شود.
6 ـ رهبری فرمودند درسال اصلاح الگوی مصرف، بهترين رئيس جمهور همين بی مصرف است!
7 ـ کردان با مدرک دکترای آکسفوردش رفت! علی دايي هم که رفت! يوزارسيف هم که تموم شد! اگه احمدي نژاد رای نياره ميخواين به اس ام اس های کي بخنديد؟! (ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد )
8 ـ از یک نفر می پرسند: به کی رای میدهی؟می گوید: میر چیز موچیز
9 ـ مدارک همسرتان را در سطل آشغال نریزید چون روزی رفتگری آن را پیدا میكند و وقتی رئیس جمهور شد منتشر می کند.
10ـ به جای باز باران:
- باز محمود با دروغ های فراوان
- می خورد از مال مردم
- می پرد بر کول مردم
- یادم آید از فلسطین
- از بلندیهای جولان
- از دلار نفت ایران
- دور می گشتم ز خانه
شرع چون شمشیر بران پاره می کرد مغزها را
حرف های احمقانه از رجایی زمانه
بشنو اینک کودک من
مرز و بوم پاک میهن
این رییس جمهور نادان
کرد ویران خاک ایران..........
و آخرین اس ام اس های دریافتی:
با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات هاله ای زرد رنگ در اطراف و پشت شلوار احمدی نژاد دیده شده!
پرونده ها رومیزه هی میگه چیزه چیزه
احمدی نژاد (۴ سال بعد) : آقای .... ! من شما رو دوست دارم . من بهتون علاقه مندم. دلم واستون میسوزه . ولی نزنید این حرفها رو ! این مدرک اجتهاد شماست . بگم چه جوری آیت الله شدی ؟ بگم؟ بگم؟
قابل پیش بینی بود. بار دیگر اخلاق به سود قدرت قربانی شد در عوض اما متانت در مقابل وقاحت درخشید و آشکار شد چه کسی بیش دیگران از برای کسب کرسی قدرت به هر ریسمانی چنگ می زند و هر حریمی را در هم می شکند.
مناظره انتخاباتی میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد بیش از آنکه تقابل میان دو نفر یا تنها دو نامزد به حساب آید، رویارویی دو تفکر و نگاه و مرام است و دیدگاهی که قائل به حفظ حرمت و کرامت اشخاص و احترام به حقوق و جایگاه افراد است، پیروز بلا تردید این بازی خواهد بود. حال رئیس دولت دهم هر که می خواهد باشد.
متانت ، آرامش و اخلاق گرایی مهندس میرحسین موسوی را باید برنده بدون تردید تقابل داغ ترین شب نشینی تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی دانست. اینک محمود احمدی نژاد هم می تواند بر خود ببالد که خطوط قرمز را زیر پا نهاده و اسرار! مگو را فاش کرده است تا تفکری که به ظاهر هیچ ارزش و حقی برای حریم دیگران قائل نیست و خود را داروغه و متولی و تجسم شرع و قاون می پندارد سر به آسمان بساید.
اینک محمود احمدی نژاد نفسی به راحتی کشیده است. هر آنچه به ظاهر مدت ها در جیب کاپشنش گره خورده و در میانه گلویش پنهان مانده بود عاقبت آشکار شد.
از این پرده دری و حرمت شکنی اما چه چیزی عاید نظام مقدس جمهوری اسلامی شد؟ رئیس دولت نهم یکسره هر آنچه در تاریخ سی ساله ایران اسلامی گذشته است را به چالش کشید. این بار اما روی سخن او تنها دولت اصلاحات و سازندگی نبود. این بار اما فرزندان هاشمی و همراهان خاتمی هدف حملات رئیس جمهور نبودند. او حتی دولت ٨ ساله مقام معظم رهبری را هم آشکارا در برابر علامت های سوال متعدد قرار داد. دولتی که تحت فشار جنگ تحمیلی و مشکلات و کمبودهای آن روزگار به لطف رهنمود های اما (ره) و همراهی ملت کشور را از بحران ها به سلامت عبور داد. دولتی که نفت را با مشقت به ارز تبدیل می کرد تا جبهه های نبرد با دشمن بعثی بدون پشتوانه نماند. احمدی نژاد سرمست از قدرت بلامنازع چهارسال گذشته که با نقدینگی سیل آسا و رو به تزاید همراه شد و با اعتماد به نفسی عجیب مدیریت آن روزگار سخت را هم حتی به ریشخند گرفت.
احمدی نژاد حذر از باختن را در هجوم و تاختن یافته بود. چه تفاوت دارد طرف منازعه نخست وزیر مورد وثوق امام(ره) و وزیر کابینه رهبر باشد، یا رئیس بازرسی دفتر رهبری. چه تفاوت دارد رئیس معتمد رهبری نظام در مجمع تشخیص هدف تیرها باشد یا رئیس دولت مورد تایید و تنفیذ ایشان.
چه تفاوت دارد شاکله سیاست های و عملکردهای دوران گذشته مورد تایید رهبری باشد یا نباشد.
راستی رئیس جمهور همین چند روز قبل فرموده بودند که سینه و گلوها را در برابر تیرها و نیزه ها آماده کرده است. دیشب اما آشکار شد که تیرها و نیزه ها از کدام جبهه پرتاب می گردد.
چه تفاوت دارد مفسده ای اثبات شده باشد یا تنها جامه اتهام به تن داشته باشد. چه تفاوت دارد که نواخته شدگان خود از اهالی همین نظام باشند یا نباشند؟
اینک کسی شک ندارد ، رئیس دولت نهم را نقد و نظرهای ناهمگون بر آشفته می سازد و او را به وکانش های غیر معمول دچار می کند.
اصلاح طلبان به جای خود ، کسی سرنوشت پورمحمدی ، دانش جعفری ، مظاهری و حتی علی لاریجانی را به یاد دارد؟
چه جای تعجب که احمدی نژاد بر دولت های سازندگی و اصلاحات به قصد جهاد هجوم آورد.
چه جای
حیرت که رفیق و رقیب ، بی ربط و مرتبط ، بی بهانه و با علت در هم بکوبد و برچسب
بچسباند و تهمت نثار کند.
احمدی نژاد اخلاق را زیر پا نهاد تا قدرت را در دست داشته باشد و بماند. اینک باید آسود باشد. کوله بار او خالی است. انبوهی از تهمت ها در حافظه تاریخ جا ماند و ماندگار شد تا بازنده اصلی این پرده دری و حرمت شکنی اما نظام جمهوری اسلامی باشد
|
زیبا ترین لحظه اما آنجا بود که میر حسین موسوی متین و
قاطع و دوست داشتنی انگشت اشاره اش را به سوی احمدی نژاد و جوسازی ها و مظلوم
نمایی ها و اتهام زنی هایش گرفت و خطاب به دوربین گفت : « من برای تغییر
همین فضاست که آمده ام. من می خواهم همین چیزهایی را که دارید می بینید عوض
کنم"... |
یاری نیوز: در پی انتشار تصویری از دستخط حجتالاسلام سعیدی که در آن آمده بود «نظر صریح مقام عظمی ولایت حضرت آیت الله خامنهای انتخاب مجدد ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدینژاد است و بر فرماندهان سپاه لازم است پرسنل و نیروهای تحت امر خود را در حمایت همه جانبه از دولت توجیه کنند» قصد سکوت داشتیم، اما رسیدن گزارشی از سخنانی از نماینده ولی فقیه در سپاه پاسدران موجب شد تا به برخی مسائل اشاره کنیم.

تصویر دستخط و بقیه متن در ادامه مطلب
«صفر و صد یا کمی بهتر؟»
1-یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.
در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."
من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه
2- منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.
اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.
آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.
در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.
آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.
من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.
من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم
می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. 3- ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد
4- سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.
در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم
6- بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.
از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.
موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.
از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.
در حالی که در 4 سال احمدی نژاد،ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.
او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را
7- بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.
درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود
8-به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد ، گفتم:" آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون ،درستش کن."
گفت:" خانوم من یک ... ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن."
یکشنبه 27 اردیبهشت 1388
محسن مخملباف
رئيس دفتر سياسي نهضت آزادي گفت: دوم خرداد ٧٦ در شرايط ويژه اي پديد آمد كه مجموعه حاكميت در مورد نامزد رياست جمهوري تصميم سازي كرده بود و حتي مديران كل آن هم سازمانده
ادامه مطلب
جامعه محور و چرايي حمايت از مهندس موسوي بيان كرد.
متن كامل سخنان وي در پي ميآيد:
انتخابات معمولا جامعه را به هم ميزند. همچون كفگيري كه ديگ آرام همه را
زير و رو كرده و بسياري از چيزهايي كه تا قبل از آن ديده نميشد به صحنه
آورده و در معرض ديد مردم قرار ميدهد. از اين جهت شايد بتوان انتخابات را
رقيقهاي از انقلابات فرض كرد مثلا چه كسي ميدانست كه دولت فعلي چه
كارهايي كرده است و چه مصائبي بر سر ملت آورده است، اما در فضاي رقابت به
علت باز شدن فضاي نسبي، هم رقبا و هم هواداران توانستهاند بسياري از
سياهكاريها و تباهيهاي دولت را روي دايره بريزند.
البته من نميدانم كه لغت سياهنمايي اخيرا از كجا آمده است وقتي دولتي كه
سياهكاري ميكند طبعا كارگزار كار وي سياه خواهد بود، مگر آنكه در لحظاتي
حتي لاش مرده سگي را ببينيم و بگوييم كه به جمع دندان سفيدي دارد اما براي
خبرنگاري كه ميخواهد گزارش دقيقي از اوضاع كشور بدهد، اين نگاه كارساز
نيست و شايد نوعي خيانت به مردم باشد.
در هر حال در اين انتخابات نيز بسياري از لوش لجنها از كف مرداب به سطح آمدهاند و مردم ديدهاند كه پشت صحنه چه خبر است.
اين اولين خاصيت انتخاب است. عده ای هم به دنبال آن هستند كه دوباره به همان وضعيت سابق برگرديم و آب از آب تكان نخورد.
فيالواقع انتخابات زمان را فشرده ميكند. در مدت كوتاهي مردم بسياري
اخباري جذب ميكنند كه در حالت عادي امكان دريافت اين اطلاعات وجود ندارد
به همين خاطر است كه ميگويم انتخابات رقيقهاي از انقلابات است چون
انقلاب نيز زمان را به شدت فشرده كرده و تجربهاي كه مردم در انقلاب به
دست میآورند، شايد در تمام مدت عمرشان نتوانند بدان دست يابند، از جهت
ديگري هم شايد بتوان بين اين دو مقايسهاي به عمل آورد.
انقلاب ايران تنها انقلابي بود كه به نام اسلام صورت گرفت، هر قرائتي از
اسلام داشته باشيم چه حداقلي و چه حداكثري، چه و یلورال و چه تكصدايي، چه
بنيادگرا و چه فقاهتي و چه معنويتگرا، قدر متعين آن است كه مخرج مشترك
همه اين قرائتها اخلاقي بودن آن است. اما متاسفانه شاهديم كه در اين چند
سال اخلاق نيز مینیمم اخلاقی نیز در انتخابات رعايت نميشود.
سايتهاي بينام و نشان و نشاندار مانند قارچ ميرويند و بدون احساس
كوچكترين مسووليتي هر چه خواستند به هر كسي نسبت ميدهند و از مصونيت نيز
برخوردارند. تا حتي به مرحله تهديد فيزيكي كانديداها نيز ميرسند و كسي
جلودارشان نيست.
مينيمم اخلاق، قانون است كه آن نيز به كلي در كشور فراموش شده است. نه
ميتوان دادخواستي عليه مفتريان صادر كرد و نه ميتوان اميد به رسيدگي
عادلانه به اتهامات آنها داشت و آقايان در محافل خصوصي مينشينند و از
معصوم روايت ميآورند كه «باهتوكم لكيلا يطعموا في دينكم» به آنها بهتان
ببندید مبادا در دينتان طمع ورزند.
گويا رقباي آنها كفار حربي هستند و همچنين چون رقابت انتخاباتي را با جنگ
با كفار حربي يكي گرفتهاند، مطابق با قانون «الحرب خدعه» هر گونه حيله و
نيرنگي را مجاز ميدانند و اميد ثواب اخروي هم دارند.
وقتي اخلاق تا بدين درجه نازل ميشود كه از زباني مسوولان امر نيز از اين
قبيل بياخلاقيها جاري ميشود طبعا در زمان انتخابات كه همه چيز بر آفتاب
افكنده شده است، مردم نيز كم و بيش در رفتار و گفتار اخلاق مسوولان خود
تأسي ميكنند و به مقتضاي «الناس علي دين ملوكهم» اين شناعتها در جامعه
نيز گسترش مييابد و هر چه بيشتر از جامعه اخلاقي دور ميشويم. البته فرض
است بر بزرگان علم و ادب و فرهيختگان جامعه كه زبان و ذهن خود را از اين
قبيل آلودگيها بپيرايند چون متاسفانه در جامعه ما مردم بيش از آنكه از
سياست پيشگان بياموزند از هنرمندان و فرزانگان و روشنفكران تأسي ميكنند.
اينكه ميگويم متاسفانه به خاطر آن است كه كشور ما به خاطر هيزم
بياخلاقيها به پلشتي آلوده شده است. در حالي كه در جوامع توسعه يافته
سياستمداران معمولا نمونههاي خوبي از ادب و مروت، فتوت و اخلاق هستند.
همين اخيرا، در مجلس انگلستان با آنكه تعداد انگشتشماري مبالغ اندكي را
از مالياتهاي مردم خرج امور شخصي كرده بودند، رئيس مجلس آن استعفا ميدهد
و اين در حالي است كه بعد از ٤٠٠ سال اين دومين فردي است كه از رياست مجلس
استعفا ميدهد و با اين عمل خود آبروي مجلس را خريد، در حالي كه فلان وزير
با مدرك جعلي در ايران تا آخرين لحظه تلاش ميكند بر سر كار بماند و
رفقايش جد و جهد ميكنند كه به نمايندگان رشوه دهند و مانع استيضاح وي
شوند.
به همين خاطر است كه سپهري ميگويد جاي مردان سياست بنشانيد درخت تا هوا تازه شود.
نسبت بين انتخابات و سياست ورزي جامعه محور
در ادامه اين ديدار سعيد حجاريان در پاسخ به پرسش اعضاي سايت «داد» درباره
نسبت بين انتخابات و سياستورزي جامعهمحوري كه در سالهاي اخير به دفعات
مورد تاكيد و توجه وي بوده است، اظهار كرد: اولا سياست حاصل پيدايش عرصه
عمومي است و در عرصه عمومي، نهادهاي مدني، جنبشهاي اجتماعي و همچنين
نيروهاي اجتماعي فعالند.
جامعه تودهوار از سويي غيرسياسي و از سوي ديگر تماما سياسي است، به اين
معنا كه توده مردم توسط دولت به صحنه سياست كشيده شده و همچون سياهيلشكر
براي تاييد سياستهاي نظام بسيج ميشوند. تا مباني اخلاقي جامعه مستحكم
نشود و جامعه اخلاقي به وجود نيايد، جامعه مدني نخواهيم داشت.
جامعه اخلاقي
سعيد حجاريان جامعه اخلاقي را واجد سه ويژگي دانست و بر اين اساس كانديداي مورد حمايت خود را معرفي كرد:
- اولا مردم اخلاقا خود را در غم و شادي يكديگر سهيم بدانند.
- ثانيا مردم به خود اعتماد كنند و اعتماد به نفس عمومي براي سياستورزي
بالا باشد اعتماد به نفس اولين بايد هر نوع سياستورزي است ولو تكروانه،
ولو آنارشيستي.
- ثالثا كم و بيش به دولت و سياستهاي آن اعتماد داشته باشند. اين ويژگي
سوم البته براي جامعهاي است كه در پي اصلاحات مطرح است و نه انقلاب، براي
جامعهاي كه به گزينه انقلاب رسيده، آن دو مولفه اول كفايت ميكند.
هر كانديدايي كه بهتر بتواند اين سه مولفه را محقق كند، كانديداي بهتري براي اصلاح جامعهمحور است.
در دولت احمدينژاد در هر سه مولفه نزول كردهايم، اعتماد اجتماعي از بين
رفته، آمار اعتياد و خودكشي و طلاق و تعداد بالاي پروندههاي قضايي و عدم
دوام شركتها و مشاركتها و... علائم باليني نزول اعتماد اجتماعي است.
از سوي ديگر تزلزل و عمر كوتاه تصميمات دولت و پيشبيني ناپذيري رفتار دولت علامت و مشدد بياعتمادي است.
پس همان طور كه گفته شد اول بايد مباني اخلاقي جامعه محكم شود، سپس از
جامعه مدني سخن گفت و آنگاه صحبت از سياست كرد. اين را هگل نيز مطرح كرده
است.
چرا مهندس موسوي
حجاريان در خاتمه سخنان در ديدار با اعضاي ستاد «داد» گفت: كانديدايي كه
ما در جبهه مشاركت برگزيدهايم در هر سه مولفه لازم براي جامعه اخلاقي
شاخص است و ميتواند عملكرد موثري داشته باشد و اين از جمله دلايل ما براي
حمايت از ايشان بوده است.
تاكيد كانديداي ما بر سرمايه اجتماعي و قابليتي كه در جذب افزايش اعتماد
عمومي دارد با توجه به شناختي كه جامعه از صداقت و توانايي ايشان و پيشينه
ايشان دارد ميتواند در شكلگيري جامعه اخلاقي كه مقدمه جامعه مدني و
سياست است موثر باشد.
به گزارش «موج نو» به نقل از قلم، میرحسین در پاسخ به سوالی تکراری که اخیرا در نشستهای دانشجویی وی در استانهای مختلف از سوی یک طیف مطرح میشود، درباره نهضت آزادی و اتهام فساد که سوال کننده به آنها نسبت می دهد، اظهار کرد: هر کجا می رویم این سوال را از من می پرسند و من هم توضیح می دهم. هر چه بیشتر از من بپرسید من بیشتر توضیح می دهم و این به ضرر کسانی است که سوال می کنند. نهضت آزادی یک حزب از احزاب معروف به قبل از انقلاب اسلامی ماست. در تاریخ 15 شهریور، شهید بهشتی ما را به همراه چهار نفر از اعضای نهضت آزادی در خانه ی خود دعوت کردند و پس از طرح مباحثی به آنها گفت از شما دعوت می کنم که بیایید و یک حزب واحد با هم تشکیل دهید.
|
| |||
|
رجبعلي مزروعي، رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در رشت گفت: با پرشور شدن فضاي انتخاباتي شانس احمدي نژاد کمتر است... |
این روزنامه انگلیسی نوشت: "نامزدهای پیشرو در انتخابات ماه ژوئن ایران برای رقابت با رئیس جمهوری که حمایت دستگاه های قدرتمند دولتی را پشت سر...
متن کامل این بیانیه اينجا
به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم: ايشان با تاکيد بر شرايط بحراني کشور، زنان را دچار مشکلات دو چندان ديدند. وي با انتقاد از دولت نهم گفت: ايشان با اصرار بر تناقض جايگاه و نقش زن در خانواده و حضور وي در اجتماع سعي بر به حاشيه راندن زنان و انزواي آنانان داشته و دارند. سياست هاي واپس گرايانه ي دولت نهم درباره مسائل عمومي زنان، مسائل دختران را هم تحت تاثير قرار داده و معضلاتي به وجود آورده است. سياست هاي غلط دولت به حدي است که بخشي از اصولگرايان را نيز به ستوه آورده است و به واکنش وا داشته است و همه کساني را که دغدغه ايران دارند را دچار نگراني نموده است.
بنا بر نظر خانم ابتکار ما در اين شرايط نيازمند بازبيني و اصلاح سياست ها و تصميم گيري ها در سطح کلان کشور هستيم.
![]()
![]()
گرچه همواره موانع و مشکلاتي در برابر اصلاحات هست ولي آن گونه که من آن را تعريف و مشخص کردم، اصلاحات از ريشه دارترين حرکت ها و جريان هايي است که در بيش از يک قرن گذشته وجود داشته است و در متن وجدان و خواست تاريخي مردم ريشه دارد. بنابراين شکست ناپذير است. هر چند با وجود موانع و مشکلات دروني و بيروني ديرتر و گران تر مي تواند به اهداف خود برسد، ولي آنکه در نهايت محکوم به شکست است حرکت مقابل اصلاحات است. من معتقد نيستم عدم موفقيت در اين مرحله از انتخابات به معني شکست اصلاحات است، گرچه آن را نوعي شکست براي ملت مي دانم. مساله فوري لزوم تغيير وضع کنوني است که اگر تغيير نکند همه زيان مي کنند و موفقيت در اين مرحله فقط و فقط با حضور فراگير ملت حاصل خواهد شد، يعني به رغم مشکلات و موانع ساختاري و رفتاري که در برابر روح قانون و وجهه مردمي انقلاب و نظام پديد آمده است، حضور گسترده مردم مي تواند از همه آن موانع عبور و نتيجه را به نفع انقلاب، کشور، ملت و ميهن تمام کند. به ياري خداوند اصلاحات ادامه خواهد يافت. اگر هم علمداري نداشته باشد يا علم از دست علمداري بيفتد، دير يا زود علمدار پيدا خواهد شد. اصلاحات ماندني است چرا که با خواست عميق مردم و مصلحت جامعه پيوند دارد.کف هاي روي آب يا طلاي در حال ذوب از ميان مي رود ولي آب که مايه حيات است و طلا که نفع مردم در آن است، پايدار و ماندگار خواهد بود. ان شاءالله.
|
اخرا جی ها 3 |
|
|
به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم، با آغاز سخنرانی موسوی، صدای میکروفنها قطع میشود، میرحسین میگوید: برای من سخن گفتن بدون بلندگو سخت است؛ هر جا که برای صحبت کردن میروم یا برق قطع میشود یا میکروفنها از کار میافتد که من این اتفاق را به حساب مهرورزی میگذارم.
مهندس موسوی در ادامه با بلندگوی دستی به ذکر خاطرهای از دوران امام میپردازد و با بیان اینکه حتی در سفر به برزیل نیز کشیش های برزیلی مسیحی از امام و راه و تفکر او با افتخار یاد میکردند، میگوید که نام خمین نه تنها در کشورهای اسلامی بلکه در تمام جوامع بشری راه پیدا کرده و اثر خود را گذاشته و موجب بیداری همه مردم خداپرست شده است.
سخنان میرحسین که تاکید دارد تنها برای عرض ادب و ارادت به بیت امام (ره) و به پیشگاه مردمان خمین به اینجا آمده و قصد سخنرانی طولانی را ندارد، هنگامی که از لزوم بازگشت به گفتمان امام (ره) برای بازیابی عزت ملت بزرگ ایران سخن میگوید، با تکبیر و تشویق جمعیت همراه میشود.
گفتنی است پس از اتمام دیدار کوتاه موسوی از شهر خمین، ایشان خمین را به سمت اراک برای ایراد سخنرانی در دانشگاه آزاد آن شهر ترک می کند.
به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی چند درباره آنچه اینجانب را به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری واداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشتهام، تشریح نمایم.
به
گزارش «موج سوم»، سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای ستاد ملی جوانان حامی
خاتمی- ستاد 88 - ضمن تبریک روز معلم به تمام معلمان کشور، اظهار داشت:
«هنوز هم وقتی در مقابل معلم قرار میگیرم، خودم را همان شاگردی میدانم
که آغاز حیات معنوی و اجتماعیام را مرهون حضور در پیشگاه او هستم و هر چه
انسان دارد، از معلمان است، گرچه همواره این بخش تاثیرگذار جامعه با
مشکلات فراوان مادی و معنوی رو به رو بوده و این مساله کمابیش در همه
دولتها سابقه داشته است».
این کلیپ روایتی است از صد سال تلاش ایرانیان برای نیل به آزادی استقلال و عزتمندی. از مشروطه تا امروز.
دانلود کلیپ
http://mowj.ir/ShowNews.php?6368

چکیده:

----
• آقای خاتمی! میلیونها ایرانی و صدها هزار پویشگر «موج سوم» به آمدنتان امید بسته بودند؛ چرا رفتید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. اولا تشكر میكنم از دوستان عزیزی كه خیلی هم دوستشان دارم و واقعا هم مخلصانه و البته خردمندانه در این مدت بدون هیچگونه چشمداشتی به صحنه آمدند، برای احساس مسئولیتی كه در برابر انقلابشان، كشورشان و مردم میكردند و در واقع مشوق من شدند برای آمدن در صحنه چون احساس میكردند كه به هر حال ممكن است این آمدن هم ما را به موفقیت نزدیكتر بكند و هم آنچه كه به مصلحت كشور و مردم هست را تامین کند. من افتخار میكنم كه مورد توجه این بخش از جامعه، یعنی جوانان فهیم دارای احساس مسئولیت بودم. و نیز تشكر میكنم از عنایت گستردهای كه در سطح كشور، از بخشهای مختلف جامعه و تودههای مردم گرفته تا نخبگان و بخشهای دینی، فرهنگی، اجتماعی به من داشتند.
منتها میخواهم در اینجا به نكتهای اشاره کنم. شور و اشتیاقی كه در آغاز دیدیم به گونهای بود که من واقعا احساس میكردم اگر تداوم پیدا بكند جریانی نظیر آنچه در دوم خرداد شاهدش بودیم، اتفاق میافتد. من میخواهم به جای اینكه بگویم این شور و اشتیاق متوجه فرد بوده است، بگویم یك منشاءهایی دارد كه اگر دقت بكنیم هنوز هم باقی هستند و ما اگر كمی به جامعه آگاهی بدهیم و منشا آن اشتیاق را از جنبه عاطفی و ارتكازی جامعه به جنبه خودآگاهش بیاوریم، بدون حضور من هم میتوانیم این شور و اشتیاق را ببینیم و موجی را شاهد باشیم كه واقعا منشاء یك تغییر قابل توجه در جامعه باشد.
من معتقدم این شور و اشتیاق به صورت طبیعی چند منشا دارد. اولا مردم ما آگاه هستند و به سادگی مقایسه میكنند بین آنچه كه در دوران گذشته و سالهای روی كار بودن دولت اصلاحات رخ داد و آنچه امروز رخ میدهد، و خیلی ساده میتوانند به یك جمعبندی برسند و اشتیاق پیدا بكنند به اینكه آن وضعیت تكرار شود. البته نظر من این نیست كه در دوره اصلاحات هم همه كارهایی كه شد درست بود یا ما توانستیم همه نیازهای جامعه را برآورده كنیم؛ نقصها و کمبودهایی هم داشتیم که بخشی از آن شاید به این برمیگشت که برنامههایمان كامل نبود و بخش قابل توجهی از آن هم به خاطر موانعی بود كه در برابر اصلاحات ایجاد کردند. اما مردم احساس میكردند كه اولا یك نوع صداقت وجود دارد و به مردم راست گفته میشود. دوم اینكه واقعا احساس میكردند كه به حقوق و آزادیهای مردم، امنیت كشور، ارزشها و استفاده بهینه از منابع برای بهبود وضع زندگی مردم توجه میشود و واقعاً دولت باور دارد که مردم صاحب حقاند و باید از منابع به نحو بهینه استفاده شود و حیثیت و اعتبار كشور و ملت بالا بیاید. حالا بخشی از آن را ما نتوانستیم انجام بدهیم و به همه اهداف نرسیدیم، بخشی را هم چنانچه گفتم با ایجاد موانع دستنیافتنی کردند. اما به هر حال مردم به صداقت و راستی دولت باور داشتند و كمتر عوامفریبی میدیدند.
منشا سومش خود انتخابات بود. اصلا خود انتخابات شورانگیز است برای كشوری كه قرنها تحت سلطه استبداد و در دو سه سده اخیر استبداد وابسته به استعمار بوده است و میخواستهاست که بر سرنوشت خودش حاكمیت پیدا بكند و در دوران مشروطیت و به خصوص در دوران انقلاب اسلامی تلاش هم کرده و دستاورد مهمش این بوده كه مردم این احساس را پیدا کردهاند که حق حاكمیت بر سرنوشتشان به رسمیت شناخته شده است. انتخابات هم مظهر این حق حاكمیت مردم بر سرنوشت است، هم راهكار منطقی و مدرن اعمال این حق حاكمیت بر سرنوشت و لذا خود انتخابات میتواند شورانگیز باشد. اگر ما نگاه بكنیم به این منشاءهای شور و بیاییم جامعه را روشن بكنیم که اگر به فردی كه دل بستهاند به خاطر این امور بوده است و امروز بدون آن فرد هم این امور قابل تحقق هست، من فكر میكنم ما باز شاهد شور و اشتیاق در جامعه خواهیم بود.
الحمدلله امروز سی سال بعد از انقلاب اسلامی میبینیم كه باز انتخابات هست و الان هم دارد برگزار میشود. منتها من معتقدم كه طی چند سال اخیر، رویهها و شیوههایی اعمال شده است كه خلاف روح قانون اساسی و احیانا نص قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم را محدود میكند و سلیقههایی اعمال میشود كه به جای اینكه برای رای آزاد و پرشور مردم زمینهسازی بكند، در واقع پیش از تصمیمگیری مردم، برای مردم تصمیمگیری میكند. و این خلاف جنبه دموكراتیك انقلاب ما و قانون اساسی ما است. من نمیخواهم بگویم سوءنیت هست، ولی این مسائل به وجود آمده است.
اتفاقا حالا كه انتخابات هست از مهمترین رسالتهای اصلاحطلبی یافتن راهكارهایی است برای توقف این رویههایی كه ایجاد شده و بازگشت به همان اصول انقلاب تا واقعا مردم تعیینكننده باشند و انتخابات به معنی واقعی كلمه انجام بشود. این از رسالتهای اصلاحات است كه بدون برخورد و ایجاد هیجان، راهكارهایی برای حل این مشکلات پیدا کند. به هر حال انتخابات هست و ما در معرض این انتخابات قرار داریم. و معتقدم كه اگر مردم به این دلایل و شاید دلایل دیگری عنایت ویژهای به من داشتند، بدون من هم اگر آگاهی پیدا بكنند و به صحنه بیایند زمینه برای پیگیری این مطالبات فراهم است.
برای این كار ابتدا باید ببینیم که زیانهای حضور همزمان تعدادی از نیروهای ارزندهای كه به هر حال در عرصه بودند چه هست، تا بعد سود اینكه اگر به صورت دیگری بود چه میشد را بررسی كنیم.
اولا در مورد جناب آقای مهندس موسوی صحبت بكنم. آقای مهندس موسوی از نیروهای ارزنده و سرمایههای انقلاب ماست. و معتقدم ایشان هم علاقهمند است آن خواستهایی كه ما داریم در جامعه تحقق پیدا بكند و هم توان و ارادهاش را دارد. و البته این هیچ از مقام و ارزش جناب آقای كروبی كم نمیكند. الان چون به هر حال من گفته بودم «یا من یا جناب آقای موسوی» و بالاخره با قطعی شدن آمدن آقای موسوی بنده انصراف دادم، بیشتر بحث را روی آقای مهندس موسوی میبرم.
من معتقدم كه اولا اگر ما واقعا دقت بكنیم جناب آقای مهندس موسوی این شایستگی را دارند. ایشان سرمایهای هستند و ما همیشه خواستار بودیم كه آقای مهندس موسوی به صحنه بیایند و حالا آمدهاند. مواضع آقای مهندس موسوی هم كه اعلام شده است و دارد میشود و الحمدلله روز به روز هم روشنتر میشود، و شما میبینید كه بسیاری از مسائلی كه مورد متوجه ماست، مورد توجه جناب آقای مهندس موسوی هم هست. خوب آقای مهندس موسوی هست، و من هم گفته بودم «یا من یا ایشان». من معتقد بودم كه اگر ما میخواستیم این وضع را تدوام بدهیم یعنی حضور همزمان باشد، اولا معنایی كه در جامعه داشت یك نوع رقابت بود بین من و آقای موسوی و جناب آقای كروبی. و دیگران هم دامن میزدند به این كه اینها بیخود میگویند كه به یك سلسله اصول و اخلاق و ارزشها معتقدند، میخواهند قدرت پیدا كنند و الان میبینیم كه به جان هم افتادهاند. در مبارزات انتخاباتی هم در واقع وقتی آدم میخواهد خودش را در جامعه اثبات بكند معنای ضمنیاش این است كه به هر حال به من رای بدهید و به دیگری رای ندهید و یك نوع رقابت در آن تلقی میشود. من فكر میكردم كه با تلقیای كه جامعه از ما دارد، این رقابت، رقابت مطلوبی نبود.
چقدر ما به این مسأله اطمینان داشتیم؟ چقدر میتوان مطمئن بود که در نهایت یکی به نفع دیگری کنار میرفت؟ و اگر عملا در انتخابات با تعدد مواجه میشدیم، در رایی كه به ما میدادند تفرق و آشفتگی ایجاد میشد. بر فرض هم كه در نهایت یك نفر به نفع دیگری انصراف میداد، من فكر میكنم ما نمیتوانستیم به مردم بگوییم كه به عرصه بیایید ولی معلوم نیست كه در نهایت به چه كسی باید رای بدهید! این یك نوع دلسردی در جامعه ایجاد میكرد. و ممكن بود كه این تلقی ایجاد بشود كه با افكار مردم بازی شده است. من فكر میكنم كه با توجه به وضعیت آقای موسوی و صداقتش، دلایلی كه ایشان برای حضور داشت برای من قانعكننده بود. الان مجال نیست كه در این زمینه بحث بكنیم و به بعضی ذهنیتهایی كه متأسفانه در جامعه ایجاد شده و دیگران هم به آن دامن میزنند و ذهنیتهای غلطی است بپردازیم. اگر هم بحثی هست باید بگذاریم برای بعد از انتخابات. به هر حال دلایل آقای موسوی برای آمدن قانعكننده بود. حضور ایشان هم برای من مغتنم بود. و هیچ گونه تعارضی واقعا در این زمینه وجود نداشت. من در مجموع احساس كردم كه اگر بیایم و دعوتكننده جامعه به شركت در انتخابات باشم و معیارها را بگوییم، با توجه به بودن این عزیزان، میتوانیم جامعه را به سویی ببریم كه نتیجه مثبتی داشته باشد. انشاءلله اگر مجال فراهم شد در ادامه بحث بیشتر به آن خواهم پرداخت.
در این زمینه بحث شده و پیشنهاداتی ارائه شده است و انشاءلله نتایجش را خواهید دید. من معتقدم كه ستادهای جناب آقای موسوی هست و باید كارش را انجام بدهد، ولی چه اشكالی دارد ستادهای مردمی و ستادهای دیگری كه میخواهند برای آقای موسوی كار بكنند و دارای امكانات و ظرفیتهایی هم هستند، به صورت مستقل كارشان را انجام بدهند. البته در سطح بالا باید یك نوع هماهنگی وجود داشته باشد كه تعارض و تزاحمی بین این ستادها و فعالیتهای مستقل ایجاد نشود. دوستان دارند تلاش میكنند كه انشاءلله در این زمینه از همه ظرفیتها استفاده بهینه بشود.
اول اینکه آقای مهندس موسوی از چهرههای فعال روشنفكری قبل از انقلاب و از روشنفكران پایبند به دین و آیین بودند. یعنی بنده اگر بخواهم جناب آقای مهندس موسوی را در این مقولاتی كه هست بگنجانم، باید بگویم ایشان روشنفكری است كه واقعاً دیندار هم هست. با توجه به اینكه امروز مساله «روشنفكری دینی» مطرح است، میتوان گفت که مهندس موسوی یک روشنفکر دینی است؛ فردی كه زمان خودش را درك كرده است، معیارهای روشنفكری را داراست و در عین حال به مبانی و اصول و معیارهای اصلی دین هم پایبند است. البته روشفکری دینی هنوز نیاز به تعریف دارد، یعنی از زمان مشروطیت به این طرف این مساله مطرح بوده است و اتفاقا معتقدم این جریان با اینكه مشكلاتی در تعریف خودش و تدوین آرا و نظراتش داشته، نقش موثری در جامعه ما داشته است. به هر حال آقای مهندس موسوی را یک روشنفکر دینی میدانم.
دوم، اخلاقی بودن آقای مهندس موسوی از امتیازات بارز ایشان هست. سوم، دلسوزی ایشان برای همه مردم ایران است. شاید این سوءتفاهم پیش بیاید كه ایشان صرفا به بخشهای محرومتر جامعه توجه دارند و بخشهای برخوردارتر را مردم نمیدانند. نه، وقتی من میگویم آقای موسوی به مردم باور دارد و برای آنها دل میسوزاند، منظورم این است که ایشان به همه بخشهای جامعه عنایت دارند. البته به هر حال با توجه به ذهنیتهایی كه دارند معتقدند بیشتر باید به محرومان جامعه توجه كرد، كه حق هم هست. گرچه اینجا یك نكته ظریفی هست كه من در هفته گذشته در جمع اعضای ستادمان گفتم كه نباید طرفداری از مستضعفین به معنی طرفداری از استضعاف گرفته شود، بلكه طرفداری از مستضعفین باید به معنی مبارزه با استضعاف باشد. یعنی ما باید به تولید، سرمایه، ثروت، فعالیتهای اجتماعی و اصلاح دامن بزنیم تا جامعه غنی بشود و این غنا را به نحوی توزیع بكنیم كه در جامعه محروم نباشد كه خوشبختانه در مواضعی كه اخیرا جناب آقای مهندس موسوی در مسائل اقتصادی داشتند، تا حدودی این مسائل روشن شد.
چهارم، باور ایشان به حرمت و كرامت انسان و حقوق مردم كه باز خوشبختانه در مواضعی كه در این زمینه داشتند مطرح شده است.
من هم واقعا جناب آقای مهندس موسوی را یك اصلاحطلب متدینی میدانم كه به اصول هم معتقد است. منتها بعضیها میخواهند این اصولگرایی را مصادره به مطلوب بكنند، چون در جامعه ما به غلط یا درست، یك تقسیمبندیای شده است كه یك جناح اصولگرا و یك جناح اصلاحطلب است و وقتی یك كسی میگوید من اصول را قبول دارم، برخی او را به یک جناح خاص منتسب میکنند. اصولگرایی که مهندس موسوی از آن سخن گفته است به معنای توجه به ارزشهای اخلاقی و دینی و آرمانهای انقلاب اسلامی است و به یک جناح سیاسی اشاره ندارد و در اصلاحاتی که من از آن سخن میگویم نیز اصول جایگاه ویژهای دارد. بنده به صراحت میگویم که هم آقای موسوی اصلاحطلب است و هم بنده اصول را قبول دارم. البته اصولگرایی من غیر از فاندامنتالیزم است. ما باید فاندامنتالیزم را معنای دقیقی بكنیم كه در مسیحیت مطرح شد و واقعا فاندامنتالیزم مشكلی برای بشریت، اندیشه بشر و فكر است. این غیر از اصولگراییای است. اما متاسفانه اصولگراییای كه در جامعه ما هست در خارج به فاندامنتالیزم ترجمه میشود و این مشكلاتی برای ما ایجاد میكند. به هر حال اصول داشتن، پایبند به اصول بودن، و در عین حال به خرد احترام گذاشتن و انعطافپذیر بودن و اینكه آدم تعصب بیجا نداشته باشد، اینها همه نیکو است.
بنده بارها گفتم دیندارم و به دین جامعه احترام میگذارم. منتها معتقدم كه این دین در عرصه حیات اجتماعی با حقوق شهروندی، آزادی مردم و اندیشه آزاد سازگار است. و این نکته در قانون اساسی ما هم آمده است. من به حاكمیت انسان بر سرنوشت خود كاملا معتقد هستم. به عدالت به معنی وسیع كلمه هم معتقدم، نه فقط عدالت در عرصه اقتصادی، آن هم فقط به صورت توزیع صدقهای امكانات در جامعه. به عدالت اقتصادیای اعتقاد دارم که انسانها بتوانند از امكانات جامعه استفاده بكنند و امكانات مادی زمینهای برای برخورداریشان باشد. اما عدالت را وسیعتر از این میبینم، و از جمله به حق حاكمیت انسان بر سرنوشت خودش، آزادی اندیشه و آزادی بیان اعتقاد دارم. انسان حق دارد آزادانه بیندیشد بكند و حق دارد ابراز نظر بكند. عدالت این است كه این زمینه را فراهم بكنیم. اینها اصولی است كه هست و معتقدم جناب آقای مهندس موسوی هم این اصول را قبول دارند، در عین حالی كه در مقام عمل معتقدم كه حالا نمیخواهم بگویم صد در صد، ولی خیلی به آن اصلاحاتی كه ما میگوییم نزدیك هستند.
پركاری، نجابت، دلسوزی برای مردم و البته دلسوزی برای انقلاب، تواضع در جمع و احترام گذاشتن به خرد جمعی. ما هیچ وقت آقای مهندس موسوی را ندیدیم كه خواسته باشد سلیقه و خواست خودش را تحمیل بكند. نظراتی داشتند، از آنها دفاع میكردند و اگر هم واقعا در مقابل، جمع این مساله را میپذیرفت قاطعانه عمل میكردند، و اگر هم نمیپذیرفت ایشان اصل مباحثه و بحث بودند و هیچ تعصبی روی مطالب خودشان نداشتند كه به هر قیمتی اعمال بكنند. و در مقام تصمیمگیری ایشان واقعا یك دموكرات واقعی بود و نه مستبد تحمیلكننده نظرات.
ببینید اگر ما مشخص بكنیم كه چرا مردم میخواستند رای بدهند و هدف ما در این مرحله چیست، من فكر میكنم خیلی از مسائل روشن بشود. فكر میكنم دو امر مهم در این مقطع تاریخی وجود دارد، یكی اینكه باید دولتی روی كار بیاید كه واقعا به حقوق مردم معتقد باشد، به حرمت مردم احترام بگذارد، به زندگی مردم توجه داشته باشد و قدرت استفاده بهینه را از امكانات داخلی و بینالمللی برای ارتقا حیثیت ایران، وضع زندگی مردم و تقویت زیربناها داشته باشد. مساله دوم كه به نحوی به همان بخش اول مربوط میشود این است كه وضعیت موجود مطلوب نیست و متناسب با شان ملت ایران نیست و باید به سمت شرایط مطلوب بهبود یابد. این به هیچ وجه به معنی تعرض به شخصیت یا انگیزه عزیزانی كه الان در عرصه خدمت هستند، نیست. آنها تلاش میكنند، انگیزه خیر هم دارند، اما به هر حال ما معتقدیم سیاستها و روشهایی كه اعمال شده به نفع كشور و ملت و انقلاب نیست. تهدیدها و مشكلات زیاد است و وضع اقتصادی، وضع خوبی نیست. حتی معتقدم ارزشها كه برای ما خیلی ارزشمند است، به نفع مقاصد خیلی تنگ و كوچك مصادره میشود. اینها باید تغییر پیدا بكند. و تغییر مثبتی كه میگوییم اتفاقا بازگشت به اصول و منافع ملی است.
اگر این دو امر در نظر باشد حالا باید ببینیم كه با آمدن بنده این تحقق پیدا میكرد و حتما موكول به این بود كه شخص من بیایم، یا ممكن است بنده هم نباشم ولی این دو امر مهم تحقق پیدا بكند؟ بنده با آن تعبیرهایی كه كردم منظورم این بود که جناب آقای مهندس موسوی میتواند این دو امر مهم را محقق كنند، اگر ما ایدهآلی فكر نكنیم. البته این به هیچ وجه به معنی نقص شخصیت جناب آقای كروبی نیست. ما صحبتمان این است كه به هر حال در این انتخابات باید پیروز بشویم. من معتقدم كه اگر ما اینكه «چرا» به فلانی رای میدهیم را مشخص كنیم، ممكن است كه به همان دلایل به فرد دیگری هم رای بدهیم و به این نتیجه برسیم خواستی كه خیال میكردیم با آمدن خاتمی تحقق پیدا میكند الان هم با رای به فرد دیگری قابل تحقق است.
آنچه كه امروز برای من مهم است این است كه هر كس كه در انتخابات شركت میكند باید به پیروزی بیاندیشد. اینجا تواضع و ازخودگذشتگی و اینها معنا ندارد. یا كسی نباید به صحنه بیاید یا معتقد است حرفها و دیدگاههایی دارد یا دیدگاههای موجود و حرفهای فعلی را نمیپسندد و میآید كه با پیروزیش این دیدگاههای خود را پیاده کند و وضعیت نامطلوب فعلی را تغییر دهد. بنابراین همه ما باید به پیروزی بیاندیشیم.
در این مرحله معتقدم كه وضعیت نابرابری در جامعه ما وجود دارد. امروز تبلیغات رسمی ما، نهادهای فراملی یا ملی ما كه باید بیطرفانه عمل بكنند و نهادهایی كه باید انتخابات را برگزار و بر آن نظارت كنند صریحا و با تمام وجود به نفع یك جریان وارد عرصه شدهاند. یا اگر هم اعلام نمیكنند، عملا به این شكل است. كاش فقط به نفع یك جریان وارد عرصه شده بودند، ولی اینها مشغول تخریب همهجانبه یك جریان دیگر هستند. بنابراین پیروزی در این عرصه خیلی آسان به دست نمیآید. شاید اگر من میآمدم به خاطر عنایت و لطفی كه مردم به من داشتند یا چون وضعیت روشنتر بود، این پیروزی آسانتر بود. ولی اتفاقا چون این پیروزی الان دشوارتر است، به دست آوردنش هم اهمیت بیشتری دارد و شیرینتر خواهد بود.
من میگویم تنها یك راه برای موفقیت وجود دارد. هم به كسانی كه به شخص من علاقه داشتند و هم به آنها که به خاطر كشور و انقلابشان به من علاقه داشتند عرض میكنم که تنها حضور همهجانبه مردم است كه می تواند پیروزی ما را تضمین بكند. اگر همه كسانی كه حق رای دادن دارند، حالا همه كه نمیشود، درصد بالایی از آنها در عرصه بیایند، هیچ ترفندی نمیتواند اكثریت قاطع مردم را لكهدار بكند. امكانات موجود و رسمی دولت كه در اختیار ما نیست و اگر هم بود از بیتالمال نمیخواستیم استفاده كنیم؛ امكانات تبلیغاتی رسمی كشور هم در اختیار ما نیست و حتی مشكل داریم برای اینكه صدایمان را به مردم برسانیم. در عین حال باید بكوشیم كه هر طور شده این صدا را به مردم برسانیم و مردم را تشویق بكنیم و به صحنه بیاوریم.
باز تاکید میکنم که تنها یك راه برای پیروزی وجود دارد و آن حضور حداكثری مردم در صحنه است. و من اینجا تشكر میكنم از همه جریانهای مختلفی كه با همه وجود در این صحنه نابرابر به عرصه آمدند و به خصوص «پویش» (موج سوم)، ستاد 88 و یاری، بدون هیچ توقعی و با همه وجود در عرصه آمدند، چراکه احساس مسئولیت میكردند. من هم واقعا سپاسگزارم و افتخار میكنم كه مورد توجه اینها بودم. و این بخش جامعه كه جوان است و طبعا احساسات قویتری دارد بسیار خردمندانه عمل میكند و میبینیم كه بعد از اینكه من انصراف دادم، با اینكه گلایه داشتند و هنوز هم شاید گلایه داشته باشند، با كمال خردمندی و محاسبه اعلام موضع كردند و جهت خودشان را در انتخابات مشخص نمودند زیرا یك اصل و هدفی فراتر از اشخاص در نظر آنها بود.
باری، راه مهم موفقیت ما که معتقدم موفقیت انقلاب و موفقیت ملت و كشور هم هست، حضور گسترده كمی و كیفی مردم در عرصه است. تنها این حضور گسترده است كه میتواند این وضع نابرابر را خنثی بكند و نتایجی كه مورد توجه همه ما هست و به خاطر آن متوجه یك فرد شدیم را به ارمغان بیاورد. بنابراین باید مردم بیایند و انشاءالله این پیروزی را تضمین بكنند. بنابراین خوب است که به مهمترین عواملی كه میتوانند موثر باشند در پرشورتر شدن انتخابات، جهت دادن به انتخابات و تشویق مردم برای حضور و آگاه كردن مردم توجه شود.
در طول سال گذشته یك جریاناتی رخ داد كه برای من هم افتخارآمیز بود و هم بسیار دلگرمكننده نسبت به آینده، و آن فعالیت وسیع، بیچشمداشت و متفكرانه نسل جوان اندیشمند و دلسوز ما بود، به خصوص جریان «موج سوم». اینها هیچ توقعی از هیچ كس نداشتند، احساس كرده بودند كه باید در كشور یك تحولاتی ایجاد بشود، دلبسته انقلابشان بودند، دلبسته به مردم بودند، و معتقد هم بودند كه خردمندانهتر میشود این مملكت را اداره كرد، به صحنه آمدند و یك سلسله فعالیتهایی از جمله طرحهای «پویشیاری» را به راه انداختند. پویشیاریها كارهایی است كه خود مردم و پویشگران باید در عرصه انتخابات بكنند و کمکی است كه «پویش» و «موج سوم» میتواند به مردم برای انجام آن کارها بکند و بسط انتخابات، بالا بردن آگاهیها و فراهم کردن زمینههای حضور مردم از جمله اهداف آن است و این «پویشیاری»ها و فعالیتها مسائل ابتكاری و ارزشمندی بود و هست. همچنان كه دوستان ما در یاری و ستادهای 88 حضور داشتند و همه اینها ارجمند است.
من معتقدم كه اولا مردم باید واقعا به عرصه بیایند، دوم اینكه اعتماد بكنند به این «موج» فرزندان مخلص و خوبشان كه هم ابتكار دارند، هم احساسات دارند، هم احساس مسئولیت دارند، هم خردمندی دارند و به نام «موج سوم» به عرصه آمدهاند و مردم هم یاری كنند كه طرحهای «پویشیاری» در جامعه ما كارآمدتر و گستردهتر اجرا بشود.
به جوانان عزیز و همه عزیزانی كه به من محبت داشتند هم عرض میكنم که ما در موقعیت خطیری قرار داریم، باید همه به صحنه بیاییم و خدای نكرده كاری نكنیم كه فردا حسرت سنگینی داشته باشیم. كوتاهی امروز ما موجب حسرت سنگین فردای ما خواهد شد و امروز در اختیار ماست كه ما این كار را انجام بدهیم. و امیدوارم كه هم دوستان عزیز ما در موج سوم، ستادهای 88 و یاری و ستادهایی كه قبل از انصراف من شكل گرفته بود، فعالیت جدی خودشان را انجام بدهند.
پیام من به هر كسی كه صدای من به او میرسد و به هر صورت علاقهای به من دارد این است كه خواهش میكنم با همه وجود در این انتخابات سرنوشتساز و تعیینكننده حضور به هم برسانید كه هرچه حضور پرشورتر باشد، نتیجه مطلوبتر خواهد بود.
احتمالاً اگر ما مساله را كه كاملا مورد توافق من و آقای موسوی بود و هیچ ناسازگاریای در این زمینه نبود، بهتر مدیریت میكردیم شاید آمدن ایشان و انصراف من تبعات كمتری داشت. ولی واقع مساله این است كه آنچه كه احیانا در ذهنها ایجاد شده است و از طرف مخالفان دامن زده میشود، به هیچ وجه واقعیت ندارد. هیچ عاملی از بیرون نه روی آقای مهندس موسوی، نه روی من، در این تصمیمی كه گرفته شد دخالتی نداشت. هر كس هم این حرف را بزند بیخود میگوید و واقعا میگویم هیچ عامل بیرونی وجود نداشته است. هر دوی ما صاحب نظر بودیم، دلمان برای مملكت میسوخت و با هم تبادل نظر هم داشتیم و عرض هم كردم که واقعا دغدغههای آقای مهندس موسوی برای من قابل فهم و قانعکننده بود و ایشان هم به من احترام میگذاشت. و در نهایت هم وقتی جناب آقای موسوی تصمیم گرفت كه به طور قطعی بیاید، بنده بر مبنای همان دلایلی كه داشتم و همان حرفهایی كه با ایشان زده بودم، بدون هیچ تاثیرپذیری از منبع و منشائی، تصمیم گرفتم كه انصراف بدهم و آقای مهندس موسوی در عرصه بمانند؛ جناب آقای كروبی هم هستند و امیدواریم كه انتخابات پرشوری بشود. بنابراین شاید بخشی از این شائبهها به خاطر بد مدیریت كردن یا خوب مدیریت نكردن موضوع بود كه میتوانست بهتر از این باشد، بخشی از آن هم توسط كسانی كه نه آقای مهندس موسوی، نه بنده و واقعا نه كل جریان اصلاحطلبی و خردگرایی را میپذیرند دارد دامن زده میشود. یك جنگ تبلیغاتی است و مردم ما هوشیارند و تحت تاثیر این جنگ قرار نمیگیرند.
آقای مهندس موسوی از سرمایههای انقلاب است. ما باید حضور این سرمایه را غنیمت بشماریم. آقای موسوی تواناییهای خودش را نشان داده است. او كسی است كه مملکت را با نفت هفت دلاری و دلار هفت تومانی به خوبی اداره كرد، آن هم در حالی كه جنگ داشتیم. من به عنوان وزیر ایشان میدانم كه ایشان همواره دغدغه حقوق شهروندی، حقوق مردم و حرمت آنها را هم داشتند و از آن دفاع میكردند. آقای مهندس موسوی یك شخصیت ارزندهای است. مردم باید با همه وجود- این باید باید دستوری نیست، باید خواهشی است- در عرصه حضور داشته باشند. و این حضور اكثریت مردم است كه انشاءلله نتیجه را به نفع كشور و انقلاب و مردم رقم خواهد زد. من در عین حالی كه نگرانیهایی در عرصه انتخابات دارم، نمیخواهم خوشبینی خودم را از دست بدهم چون به همت مردم، شعور مردم و حضور مردم ایمان دارم. و امیدوارم كه این همت و شعور كارساز بشود و سبب حضور گستردهای گردد و انشاءالله نتیجهای كه مطلوب جامعه هست حاصل بشود.
آرزویم برای روز 22 خرداد پیروزی مردم و برگزار شدن یك انتخابات سالم و رقابتی است و چون میدانم در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات چیست، همان نتیجهای كه در اثر انتخاباتی سالم و آزاد و با حضور اكثریت مردم حاصل میشود، آرزویم است و امیدوارم که همین نتیجه به دست بیاید