
هموطن برخيز و عزم كار كن
دوم خرداد را تكرار كن

سيدي ديگر به ميدان آمده
موسم تغيير ايران آمده

موسوي از ماست ، همراهش شويم
زاده زهراست ، همراهش شويم .

به گزارش «موج نو» به نقل از قلم، میرحسین در پاسخ به سوالی تکراری که اخیرا در نشستهای دانشجویی وی در استانهای مختلف از سوی یک طیف مطرح میشود، درباره نهضت آزادی و اتهام فساد که سوال کننده به آنها نسبت می دهد، اظهار کرد: هر کجا می رویم این سوال را از من می پرسند و من هم توضیح می دهم. هر چه بیشتر از من بپرسید من بیشتر توضیح می دهم و این به ضرر کسانی است که سوال می کنند. نهضت آزادی یک حزب از احزاب معروف به قبل از انقلاب اسلامی ماست. در تاریخ 15 شهریور، شهید بهشتی ما را به همراه چهار نفر از اعضای نهضت آزادی در خانه ی خود دعوت کردند و پس از طرح مباحثی به آنها گفت از شما دعوت می کنم که بیایید و یک حزب واحد با هم تشکیل دهید.
|
| |||
|
رجبعلي مزروعي، رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در رشت گفت: با پرشور شدن فضاي انتخاباتي شانس احمدي نژاد کمتر است... |
این روزنامه انگلیسی نوشت: "نامزدهای پیشرو در انتخابات ماه ژوئن ایران برای رقابت با رئیس جمهوری که حمایت دستگاه های قدرتمند دولتی را پشت سر...
متن کامل این بیانیه اينجا
به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم: ايشان با تاکيد بر شرايط بحراني کشور، زنان را دچار مشکلات دو چندان ديدند. وي با انتقاد از دولت نهم گفت: ايشان با اصرار بر تناقض جايگاه و نقش زن در خانواده و حضور وي در اجتماع سعي بر به حاشيه راندن زنان و انزواي آنانان داشته و دارند. سياست هاي واپس گرايانه ي دولت نهم درباره مسائل عمومي زنان، مسائل دختران را هم تحت تاثير قرار داده و معضلاتي به وجود آورده است. سياست هاي غلط دولت به حدي است که بخشي از اصولگرايان را نيز به ستوه آورده است و به واکنش وا داشته است و همه کساني را که دغدغه ايران دارند را دچار نگراني نموده است.
بنا بر نظر خانم ابتکار ما در اين شرايط نيازمند بازبيني و اصلاح سياست ها و تصميم گيري ها در سطح کلان کشور هستيم.
![]()
![]()
گرچه همواره موانع و مشکلاتي در برابر اصلاحات هست ولي آن گونه که من آن را تعريف و مشخص کردم، اصلاحات از ريشه دارترين حرکت ها و جريان هايي است که در بيش از يک قرن گذشته وجود داشته است و در متن وجدان و خواست تاريخي مردم ريشه دارد. بنابراين شکست ناپذير است. هر چند با وجود موانع و مشکلات دروني و بيروني ديرتر و گران تر مي تواند به اهداف خود برسد، ولي آنکه در نهايت محکوم به شکست است حرکت مقابل اصلاحات است. من معتقد نيستم عدم موفقيت در اين مرحله از انتخابات به معني شکست اصلاحات است، گرچه آن را نوعي شکست براي ملت مي دانم. مساله فوري لزوم تغيير وضع کنوني است که اگر تغيير نکند همه زيان مي کنند و موفقيت در اين مرحله فقط و فقط با حضور فراگير ملت حاصل خواهد شد، يعني به رغم مشکلات و موانع ساختاري و رفتاري که در برابر روح قانون و وجهه مردمي انقلاب و نظام پديد آمده است، حضور گسترده مردم مي تواند از همه آن موانع عبور و نتيجه را به نفع انقلاب، کشور، ملت و ميهن تمام کند. به ياري خداوند اصلاحات ادامه خواهد يافت. اگر هم علمداري نداشته باشد يا علم از دست علمداري بيفتد، دير يا زود علمدار پيدا خواهد شد. اصلاحات ماندني است چرا که با خواست عميق مردم و مصلحت جامعه پيوند دارد.کف هاي روي آب يا طلاي در حال ذوب از ميان مي رود ولي آب که مايه حيات است و طلا که نفع مردم در آن است، پايدار و ماندگار خواهد بود. ان شاءالله.
|
اخرا جی ها 3 |
|
|
به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم، با آغاز سخنرانی موسوی، صدای میکروفنها قطع میشود، میرحسین میگوید: برای من سخن گفتن بدون بلندگو سخت است؛ هر جا که برای صحبت کردن میروم یا برق قطع میشود یا میکروفنها از کار میافتد که من این اتفاق را به حساب مهرورزی میگذارم.
مهندس موسوی در ادامه با بلندگوی دستی به ذکر خاطرهای از دوران امام میپردازد و با بیان اینکه حتی در سفر به برزیل نیز کشیش های برزیلی مسیحی از امام و راه و تفکر او با افتخار یاد میکردند، میگوید که نام خمین نه تنها در کشورهای اسلامی بلکه در تمام جوامع بشری راه پیدا کرده و اثر خود را گذاشته و موجب بیداری همه مردم خداپرست شده است.
سخنان میرحسین که تاکید دارد تنها برای عرض ادب و ارادت به بیت امام (ره) و به پیشگاه مردمان خمین به اینجا آمده و قصد سخنرانی طولانی را ندارد، هنگامی که از لزوم بازگشت به گفتمان امام (ره) برای بازیابی عزت ملت بزرگ ایران سخن میگوید، با تکبیر و تشویق جمعیت همراه میشود.
گفتنی است پس از اتمام دیدار کوتاه موسوی از شهر خمین، ایشان خمین را به سمت اراک برای ایراد سخنرانی در دانشگاه آزاد آن شهر ترک می کند.
به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی چند درباره آنچه اینجانب را به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری واداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشتهام، تشریح نمایم.
به
گزارش «موج سوم»، سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای ستاد ملی جوانان حامی
خاتمی- ستاد 88 - ضمن تبریک روز معلم به تمام معلمان کشور، اظهار داشت:
«هنوز هم وقتی در مقابل معلم قرار میگیرم، خودم را همان شاگردی میدانم
که آغاز حیات معنوی و اجتماعیام را مرهون حضور در پیشگاه او هستم و هر چه
انسان دارد، از معلمان است، گرچه همواره این بخش تاثیرگذار جامعه با
مشکلات فراوان مادی و معنوی رو به رو بوده و این مساله کمابیش در همه
دولتها سابقه داشته است».
این کلیپ روایتی است از صد سال تلاش ایرانیان برای نیل به آزادی استقلال و عزتمندی. از مشروطه تا امروز.
دانلود کلیپ
http://mowj.ir/ShowNews.php?6368

چکیده:

----
• آقای خاتمی! میلیونها ایرانی و صدها هزار پویشگر «موج سوم» به آمدنتان امید بسته بودند؛ چرا رفتید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. اولا تشكر میكنم از دوستان عزیزی كه خیلی هم دوستشان دارم و واقعا هم مخلصانه و البته خردمندانه در این مدت بدون هیچگونه چشمداشتی به صحنه آمدند، برای احساس مسئولیتی كه در برابر انقلابشان، كشورشان و مردم میكردند و در واقع مشوق من شدند برای آمدن در صحنه چون احساس میكردند كه به هر حال ممكن است این آمدن هم ما را به موفقیت نزدیكتر بكند و هم آنچه كه به مصلحت كشور و مردم هست را تامین کند. من افتخار میكنم كه مورد توجه این بخش از جامعه، یعنی جوانان فهیم دارای احساس مسئولیت بودم. و نیز تشكر میكنم از عنایت گستردهای كه در سطح كشور، از بخشهای مختلف جامعه و تودههای مردم گرفته تا نخبگان و بخشهای دینی، فرهنگی، اجتماعی به من داشتند.
منتها میخواهم در اینجا به نكتهای اشاره کنم. شور و اشتیاقی كه در آغاز دیدیم به گونهای بود که من واقعا احساس میكردم اگر تداوم پیدا بكند جریانی نظیر آنچه در دوم خرداد شاهدش بودیم، اتفاق میافتد. من میخواهم به جای اینكه بگویم این شور و اشتیاق متوجه فرد بوده است، بگویم یك منشاءهایی دارد كه اگر دقت بكنیم هنوز هم باقی هستند و ما اگر كمی به جامعه آگاهی بدهیم و منشا آن اشتیاق را از جنبه عاطفی و ارتكازی جامعه به جنبه خودآگاهش بیاوریم، بدون حضور من هم میتوانیم این شور و اشتیاق را ببینیم و موجی را شاهد باشیم كه واقعا منشاء یك تغییر قابل توجه در جامعه باشد.
من معتقدم این شور و اشتیاق به صورت طبیعی چند منشا دارد. اولا مردم ما آگاه هستند و به سادگی مقایسه میكنند بین آنچه كه در دوران گذشته و سالهای روی كار بودن دولت اصلاحات رخ داد و آنچه امروز رخ میدهد، و خیلی ساده میتوانند به یك جمعبندی برسند و اشتیاق پیدا بكنند به اینكه آن وضعیت تكرار شود. البته نظر من این نیست كه در دوره اصلاحات هم همه كارهایی كه شد درست بود یا ما توانستیم همه نیازهای جامعه را برآورده كنیم؛ نقصها و کمبودهایی هم داشتیم که بخشی از آن شاید به این برمیگشت که برنامههایمان كامل نبود و بخش قابل توجهی از آن هم به خاطر موانعی بود كه در برابر اصلاحات ایجاد کردند. اما مردم احساس میكردند كه اولا یك نوع صداقت وجود دارد و به مردم راست گفته میشود. دوم اینكه واقعا احساس میكردند كه به حقوق و آزادیهای مردم، امنیت كشور، ارزشها و استفاده بهینه از منابع برای بهبود وضع زندگی مردم توجه میشود و واقعاً دولت باور دارد که مردم صاحب حقاند و باید از منابع به نحو بهینه استفاده شود و حیثیت و اعتبار كشور و ملت بالا بیاید. حالا بخشی از آن را ما نتوانستیم انجام بدهیم و به همه اهداف نرسیدیم، بخشی را هم چنانچه گفتم با ایجاد موانع دستنیافتنی کردند. اما به هر حال مردم به صداقت و راستی دولت باور داشتند و كمتر عوامفریبی میدیدند.
منشا سومش خود انتخابات بود. اصلا خود انتخابات شورانگیز است برای كشوری كه قرنها تحت سلطه استبداد و در دو سه سده اخیر استبداد وابسته به استعمار بوده است و میخواستهاست که بر سرنوشت خودش حاكمیت پیدا بكند و در دوران مشروطیت و به خصوص در دوران انقلاب اسلامی تلاش هم کرده و دستاورد مهمش این بوده كه مردم این احساس را پیدا کردهاند که حق حاكمیت بر سرنوشتشان به رسمیت شناخته شده است. انتخابات هم مظهر این حق حاكمیت مردم بر سرنوشت است، هم راهكار منطقی و مدرن اعمال این حق حاكمیت بر سرنوشت و لذا خود انتخابات میتواند شورانگیز باشد. اگر ما نگاه بكنیم به این منشاءهای شور و بیاییم جامعه را روشن بكنیم که اگر به فردی كه دل بستهاند به خاطر این امور بوده است و امروز بدون آن فرد هم این امور قابل تحقق هست، من فكر میكنم ما باز شاهد شور و اشتیاق در جامعه خواهیم بود.
الحمدلله امروز سی سال بعد از انقلاب اسلامی میبینیم كه باز انتخابات هست و الان هم دارد برگزار میشود. منتها من معتقدم كه طی چند سال اخیر، رویهها و شیوههایی اعمال شده است كه خلاف روح قانون اساسی و احیانا نص قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم را محدود میكند و سلیقههایی اعمال میشود كه به جای اینكه برای رای آزاد و پرشور مردم زمینهسازی بكند، در واقع پیش از تصمیمگیری مردم، برای مردم تصمیمگیری میكند. و این خلاف جنبه دموكراتیك انقلاب ما و قانون اساسی ما است. من نمیخواهم بگویم سوءنیت هست، ولی این مسائل به وجود آمده است.
اتفاقا حالا كه انتخابات هست از مهمترین رسالتهای اصلاحطلبی یافتن راهكارهایی است برای توقف این رویههایی كه ایجاد شده و بازگشت به همان اصول انقلاب تا واقعا مردم تعیینكننده باشند و انتخابات به معنی واقعی كلمه انجام بشود. این از رسالتهای اصلاحات است كه بدون برخورد و ایجاد هیجان، راهكارهایی برای حل این مشکلات پیدا کند. به هر حال انتخابات هست و ما در معرض این انتخابات قرار داریم. و معتقدم كه اگر مردم به این دلایل و شاید دلایل دیگری عنایت ویژهای به من داشتند، بدون من هم اگر آگاهی پیدا بكنند و به صحنه بیایند زمینه برای پیگیری این مطالبات فراهم است.
برای این كار ابتدا باید ببینیم که زیانهای حضور همزمان تعدادی از نیروهای ارزندهای كه به هر حال در عرصه بودند چه هست، تا بعد سود اینكه اگر به صورت دیگری بود چه میشد را بررسی كنیم.
اولا در مورد جناب آقای مهندس موسوی صحبت بكنم. آقای مهندس موسوی از نیروهای ارزنده و سرمایههای انقلاب ماست. و معتقدم ایشان هم علاقهمند است آن خواستهایی كه ما داریم در جامعه تحقق پیدا بكند و هم توان و ارادهاش را دارد. و البته این هیچ از مقام و ارزش جناب آقای كروبی كم نمیكند. الان چون به هر حال من گفته بودم «یا من یا جناب آقای موسوی» و بالاخره با قطعی شدن آمدن آقای موسوی بنده انصراف دادم، بیشتر بحث را روی آقای مهندس موسوی میبرم.
من معتقدم كه اولا اگر ما واقعا دقت بكنیم جناب آقای مهندس موسوی این شایستگی را دارند. ایشان سرمایهای هستند و ما همیشه خواستار بودیم كه آقای مهندس موسوی به صحنه بیایند و حالا آمدهاند. مواضع آقای مهندس موسوی هم كه اعلام شده است و دارد میشود و الحمدلله روز به روز هم روشنتر میشود، و شما میبینید كه بسیاری از مسائلی كه مورد متوجه ماست، مورد توجه جناب آقای مهندس موسوی هم هست. خوب آقای مهندس موسوی هست، و من هم گفته بودم «یا من یا ایشان». من معتقد بودم كه اگر ما میخواستیم این وضع را تدوام بدهیم یعنی حضور همزمان باشد، اولا معنایی كه در جامعه داشت یك نوع رقابت بود بین من و آقای موسوی و جناب آقای كروبی. و دیگران هم دامن میزدند به این كه اینها بیخود میگویند كه به یك سلسله اصول و اخلاق و ارزشها معتقدند، میخواهند قدرت پیدا كنند و الان میبینیم كه به جان هم افتادهاند. در مبارزات انتخاباتی هم در واقع وقتی آدم میخواهد خودش را در جامعه اثبات بكند معنای ضمنیاش این است كه به هر حال به من رای بدهید و به دیگری رای ندهید و یك نوع رقابت در آن تلقی میشود. من فكر میكردم كه با تلقیای كه جامعه از ما دارد، این رقابت، رقابت مطلوبی نبود.
چقدر ما به این مسأله اطمینان داشتیم؟ چقدر میتوان مطمئن بود که در نهایت یکی به نفع دیگری کنار میرفت؟ و اگر عملا در انتخابات با تعدد مواجه میشدیم، در رایی كه به ما میدادند تفرق و آشفتگی ایجاد میشد. بر فرض هم كه در نهایت یك نفر به نفع دیگری انصراف میداد، من فكر میكنم ما نمیتوانستیم به مردم بگوییم كه به عرصه بیایید ولی معلوم نیست كه در نهایت به چه كسی باید رای بدهید! این یك نوع دلسردی در جامعه ایجاد میكرد. و ممكن بود كه این تلقی ایجاد بشود كه با افكار مردم بازی شده است. من فكر میكنم كه با توجه به وضعیت آقای موسوی و صداقتش، دلایلی كه ایشان برای حضور داشت برای من قانعكننده بود. الان مجال نیست كه در این زمینه بحث بكنیم و به بعضی ذهنیتهایی كه متأسفانه در جامعه ایجاد شده و دیگران هم به آن دامن میزنند و ذهنیتهای غلطی است بپردازیم. اگر هم بحثی هست باید بگذاریم برای بعد از انتخابات. به هر حال دلایل آقای موسوی برای آمدن قانعكننده بود. حضور ایشان هم برای من مغتنم بود. و هیچ گونه تعارضی واقعا در این زمینه وجود نداشت. من در مجموع احساس كردم كه اگر بیایم و دعوتكننده جامعه به شركت در انتخابات باشم و معیارها را بگوییم، با توجه به بودن این عزیزان، میتوانیم جامعه را به سویی ببریم كه نتیجه مثبتی داشته باشد. انشاءلله اگر مجال فراهم شد در ادامه بحث بیشتر به آن خواهم پرداخت.
در این زمینه بحث شده و پیشنهاداتی ارائه شده است و انشاءلله نتایجش را خواهید دید. من معتقدم كه ستادهای جناب آقای موسوی هست و باید كارش را انجام بدهد، ولی چه اشكالی دارد ستادهای مردمی و ستادهای دیگری كه میخواهند برای آقای موسوی كار بكنند و دارای امكانات و ظرفیتهایی هم هستند، به صورت مستقل كارشان را انجام بدهند. البته در سطح بالا باید یك نوع هماهنگی وجود داشته باشد كه تعارض و تزاحمی بین این ستادها و فعالیتهای مستقل ایجاد نشود. دوستان دارند تلاش میكنند كه انشاءلله در این زمینه از همه ظرفیتها استفاده بهینه بشود.
اول اینکه آقای مهندس موسوی از چهرههای فعال روشنفكری قبل از انقلاب و از روشنفكران پایبند به دین و آیین بودند. یعنی بنده اگر بخواهم جناب آقای مهندس موسوی را در این مقولاتی كه هست بگنجانم، باید بگویم ایشان روشنفكری است كه واقعاً دیندار هم هست. با توجه به اینكه امروز مساله «روشنفكری دینی» مطرح است، میتوان گفت که مهندس موسوی یک روشنفکر دینی است؛ فردی كه زمان خودش را درك كرده است، معیارهای روشنفكری را داراست و در عین حال به مبانی و اصول و معیارهای اصلی دین هم پایبند است. البته روشفکری دینی هنوز نیاز به تعریف دارد، یعنی از زمان مشروطیت به این طرف این مساله مطرح بوده است و اتفاقا معتقدم این جریان با اینكه مشكلاتی در تعریف خودش و تدوین آرا و نظراتش داشته، نقش موثری در جامعه ما داشته است. به هر حال آقای مهندس موسوی را یک روشنفکر دینی میدانم.
دوم، اخلاقی بودن آقای مهندس موسوی از امتیازات بارز ایشان هست. سوم، دلسوزی ایشان برای همه مردم ایران است. شاید این سوءتفاهم پیش بیاید كه ایشان صرفا به بخشهای محرومتر جامعه توجه دارند و بخشهای برخوردارتر را مردم نمیدانند. نه، وقتی من میگویم آقای موسوی به مردم باور دارد و برای آنها دل میسوزاند، منظورم این است که ایشان به همه بخشهای جامعه عنایت دارند. البته به هر حال با توجه به ذهنیتهایی كه دارند معتقدند بیشتر باید به محرومان جامعه توجه كرد، كه حق هم هست. گرچه اینجا یك نكته ظریفی هست كه من در هفته گذشته در جمع اعضای ستادمان گفتم كه نباید طرفداری از مستضعفین به معنی طرفداری از استضعاف گرفته شود، بلكه طرفداری از مستضعفین باید به معنی مبارزه با استضعاف باشد. یعنی ما باید به تولید، سرمایه، ثروت، فعالیتهای اجتماعی و اصلاح دامن بزنیم تا جامعه غنی بشود و این غنا را به نحوی توزیع بكنیم كه در جامعه محروم نباشد كه خوشبختانه در مواضعی كه اخیرا جناب آقای مهندس موسوی در مسائل اقتصادی داشتند، تا حدودی این مسائل روشن شد.
چهارم، باور ایشان به حرمت و كرامت انسان و حقوق مردم كه باز خوشبختانه در مواضعی كه در این زمینه داشتند مطرح شده است.
من هم واقعا جناب آقای مهندس موسوی را یك اصلاحطلب متدینی میدانم كه به اصول هم معتقد است. منتها بعضیها میخواهند این اصولگرایی را مصادره به مطلوب بكنند، چون در جامعه ما به غلط یا درست، یك تقسیمبندیای شده است كه یك جناح اصولگرا و یك جناح اصلاحطلب است و وقتی یك كسی میگوید من اصول را قبول دارم، برخی او را به یک جناح خاص منتسب میکنند. اصولگرایی که مهندس موسوی از آن سخن گفته است به معنای توجه به ارزشهای اخلاقی و دینی و آرمانهای انقلاب اسلامی است و به یک جناح سیاسی اشاره ندارد و در اصلاحاتی که من از آن سخن میگویم نیز اصول جایگاه ویژهای دارد. بنده به صراحت میگویم که هم آقای موسوی اصلاحطلب است و هم بنده اصول را قبول دارم. البته اصولگرایی من غیر از فاندامنتالیزم است. ما باید فاندامنتالیزم را معنای دقیقی بكنیم كه در مسیحیت مطرح شد و واقعا فاندامنتالیزم مشكلی برای بشریت، اندیشه بشر و فكر است. این غیر از اصولگراییای است. اما متاسفانه اصولگراییای كه در جامعه ما هست در خارج به فاندامنتالیزم ترجمه میشود و این مشكلاتی برای ما ایجاد میكند. به هر حال اصول داشتن، پایبند به اصول بودن، و در عین حال به خرد احترام گذاشتن و انعطافپذیر بودن و اینكه آدم تعصب بیجا نداشته باشد، اینها همه نیکو است.
بنده بارها گفتم دیندارم و به دین جامعه احترام میگذارم. منتها معتقدم كه این دین در عرصه حیات اجتماعی با حقوق شهروندی، آزادی مردم و اندیشه آزاد سازگار است. و این نکته در قانون اساسی ما هم آمده است. من به حاكمیت انسان بر سرنوشت خود كاملا معتقد هستم. به عدالت به معنی وسیع كلمه هم معتقدم، نه فقط عدالت در عرصه اقتصادی، آن هم فقط به صورت توزیع صدقهای امكانات در جامعه. به عدالت اقتصادیای اعتقاد دارم که انسانها بتوانند از امكانات جامعه استفاده بكنند و امكانات مادی زمینهای برای برخورداریشان باشد. اما عدالت را وسیعتر از این میبینم، و از جمله به حق حاكمیت انسان بر سرنوشت خودش، آزادی اندیشه و آزادی بیان اعتقاد دارم. انسان حق دارد آزادانه بیندیشد بكند و حق دارد ابراز نظر بكند. عدالت این است كه این زمینه را فراهم بكنیم. اینها اصولی است كه هست و معتقدم جناب آقای مهندس موسوی هم این اصول را قبول دارند، در عین حالی كه در مقام عمل معتقدم كه حالا نمیخواهم بگویم صد در صد، ولی خیلی به آن اصلاحاتی كه ما میگوییم نزدیك هستند.
پركاری، نجابت، دلسوزی برای مردم و البته دلسوزی برای انقلاب، تواضع در جمع و احترام گذاشتن به خرد جمعی. ما هیچ وقت آقای مهندس موسوی را ندیدیم كه خواسته باشد سلیقه و خواست خودش را تحمیل بكند. نظراتی داشتند، از آنها دفاع میكردند و اگر هم واقعا در مقابل، جمع این مساله را میپذیرفت قاطعانه عمل میكردند، و اگر هم نمیپذیرفت ایشان اصل مباحثه و بحث بودند و هیچ تعصبی روی مطالب خودشان نداشتند كه به هر قیمتی اعمال بكنند. و در مقام تصمیمگیری ایشان واقعا یك دموكرات واقعی بود و نه مستبد تحمیلكننده نظرات.
ببینید اگر ما مشخص بكنیم كه چرا مردم میخواستند رای بدهند و هدف ما در این مرحله چیست، من فكر میكنم خیلی از مسائل روشن بشود. فكر میكنم دو امر مهم در این مقطع تاریخی وجود دارد، یكی اینكه باید دولتی روی كار بیاید كه واقعا به حقوق مردم معتقد باشد، به حرمت مردم احترام بگذارد، به زندگی مردم توجه داشته باشد و قدرت استفاده بهینه را از امكانات داخلی و بینالمللی برای ارتقا حیثیت ایران، وضع زندگی مردم و تقویت زیربناها داشته باشد. مساله دوم كه به نحوی به همان بخش اول مربوط میشود این است كه وضعیت موجود مطلوب نیست و متناسب با شان ملت ایران نیست و باید به سمت شرایط مطلوب بهبود یابد. این به هیچ وجه به معنی تعرض به شخصیت یا انگیزه عزیزانی كه الان در عرصه خدمت هستند، نیست. آنها تلاش میكنند، انگیزه خیر هم دارند، اما به هر حال ما معتقدیم سیاستها و روشهایی كه اعمال شده به نفع كشور و ملت و انقلاب نیست. تهدیدها و مشكلات زیاد است و وضع اقتصادی، وضع خوبی نیست. حتی معتقدم ارزشها كه برای ما خیلی ارزشمند است، به نفع مقاصد خیلی تنگ و كوچك مصادره میشود. اینها باید تغییر پیدا بكند. و تغییر مثبتی كه میگوییم اتفاقا بازگشت به اصول و منافع ملی است.
اگر این دو امر در نظر باشد حالا باید ببینیم كه با آمدن بنده این تحقق پیدا میكرد و حتما موكول به این بود كه شخص من بیایم، یا ممكن است بنده هم نباشم ولی این دو امر مهم تحقق پیدا بكند؟ بنده با آن تعبیرهایی كه كردم منظورم این بود که جناب آقای مهندس موسوی میتواند این دو امر مهم را محقق كنند، اگر ما ایدهآلی فكر نكنیم. البته این به هیچ وجه به معنی نقص شخصیت جناب آقای كروبی نیست. ما صحبتمان این است كه به هر حال در این انتخابات باید پیروز بشویم. من معتقدم كه اگر ما اینكه «چرا» به فلانی رای میدهیم را مشخص كنیم، ممكن است كه به همان دلایل به فرد دیگری هم رای بدهیم و به این نتیجه برسیم خواستی كه خیال میكردیم با آمدن خاتمی تحقق پیدا میكند الان هم با رای به فرد دیگری قابل تحقق است.
آنچه كه امروز برای من مهم است این است كه هر كس كه در انتخابات شركت میكند باید به پیروزی بیاندیشد. اینجا تواضع و ازخودگذشتگی و اینها معنا ندارد. یا كسی نباید به صحنه بیاید یا معتقد است حرفها و دیدگاههایی دارد یا دیدگاههای موجود و حرفهای فعلی را نمیپسندد و میآید كه با پیروزیش این دیدگاههای خود را پیاده کند و وضعیت نامطلوب فعلی را تغییر دهد. بنابراین همه ما باید به پیروزی بیاندیشیم.
در این مرحله معتقدم كه وضعیت نابرابری در جامعه ما وجود دارد. امروز تبلیغات رسمی ما، نهادهای فراملی یا ملی ما كه باید بیطرفانه عمل بكنند و نهادهایی كه باید انتخابات را برگزار و بر آن نظارت كنند صریحا و با تمام وجود به نفع یك جریان وارد عرصه شدهاند. یا اگر هم اعلام نمیكنند، عملا به این شكل است. كاش فقط به نفع یك جریان وارد عرصه شده بودند، ولی اینها مشغول تخریب همهجانبه یك جریان دیگر هستند. بنابراین پیروزی در این عرصه خیلی آسان به دست نمیآید. شاید اگر من میآمدم به خاطر عنایت و لطفی كه مردم به من داشتند یا چون وضعیت روشنتر بود، این پیروزی آسانتر بود. ولی اتفاقا چون این پیروزی الان دشوارتر است، به دست آوردنش هم اهمیت بیشتری دارد و شیرینتر خواهد بود.
من میگویم تنها یك راه برای موفقیت وجود دارد. هم به كسانی كه به شخص من علاقه داشتند و هم به آنها که به خاطر كشور و انقلابشان به من علاقه داشتند عرض میكنم که تنها حضور همهجانبه مردم است كه می تواند پیروزی ما را تضمین بكند. اگر همه كسانی كه حق رای دادن دارند، حالا همه كه نمیشود، درصد بالایی از آنها در عرصه بیایند، هیچ ترفندی نمیتواند اكثریت قاطع مردم را لكهدار بكند. امكانات موجود و رسمی دولت كه در اختیار ما نیست و اگر هم بود از بیتالمال نمیخواستیم استفاده كنیم؛ امكانات تبلیغاتی رسمی كشور هم در اختیار ما نیست و حتی مشكل داریم برای اینكه صدایمان را به مردم برسانیم. در عین حال باید بكوشیم كه هر طور شده این صدا را به مردم برسانیم و مردم را تشویق بكنیم و به صحنه بیاوریم.
باز تاکید میکنم که تنها یك راه برای پیروزی وجود دارد و آن حضور حداكثری مردم در صحنه است. و من اینجا تشكر میكنم از همه جریانهای مختلفی كه با همه وجود در این صحنه نابرابر به عرصه آمدند و به خصوص «پویش» (موج سوم)، ستاد 88 و یاری، بدون هیچ توقعی و با همه وجود در عرصه آمدند، چراکه احساس مسئولیت میكردند. من هم واقعا سپاسگزارم و افتخار میكنم كه مورد توجه اینها بودم. و این بخش جامعه كه جوان است و طبعا احساسات قویتری دارد بسیار خردمندانه عمل میكند و میبینیم كه بعد از اینكه من انصراف دادم، با اینكه گلایه داشتند و هنوز هم شاید گلایه داشته باشند، با كمال خردمندی و محاسبه اعلام موضع كردند و جهت خودشان را در انتخابات مشخص نمودند زیرا یك اصل و هدفی فراتر از اشخاص در نظر آنها بود.
باری، راه مهم موفقیت ما که معتقدم موفقیت انقلاب و موفقیت ملت و كشور هم هست، حضور گسترده كمی و كیفی مردم در عرصه است. تنها این حضور گسترده است كه میتواند این وضع نابرابر را خنثی بكند و نتایجی كه مورد توجه همه ما هست و به خاطر آن متوجه یك فرد شدیم را به ارمغان بیاورد. بنابراین باید مردم بیایند و انشاءالله این پیروزی را تضمین بكنند. بنابراین خوب است که به مهمترین عواملی كه میتوانند موثر باشند در پرشورتر شدن انتخابات، جهت دادن به انتخابات و تشویق مردم برای حضور و آگاه كردن مردم توجه شود.
در طول سال گذشته یك جریاناتی رخ داد كه برای من هم افتخارآمیز بود و هم بسیار دلگرمكننده نسبت به آینده، و آن فعالیت وسیع، بیچشمداشت و متفكرانه نسل جوان اندیشمند و دلسوز ما بود، به خصوص جریان «موج سوم». اینها هیچ توقعی از هیچ كس نداشتند، احساس كرده بودند كه باید در كشور یك تحولاتی ایجاد بشود، دلبسته انقلابشان بودند، دلبسته به مردم بودند، و معتقد هم بودند كه خردمندانهتر میشود این مملكت را اداره كرد، به صحنه آمدند و یك سلسله فعالیتهایی از جمله طرحهای «پویشیاری» را به راه انداختند. پویشیاریها كارهایی است كه خود مردم و پویشگران باید در عرصه انتخابات بكنند و کمکی است كه «پویش» و «موج سوم» میتواند به مردم برای انجام آن کارها بکند و بسط انتخابات، بالا بردن آگاهیها و فراهم کردن زمینههای حضور مردم از جمله اهداف آن است و این «پویشیاری»ها و فعالیتها مسائل ابتكاری و ارزشمندی بود و هست. همچنان كه دوستان ما در یاری و ستادهای 88 حضور داشتند و همه اینها ارجمند است.
من معتقدم كه اولا مردم باید واقعا به عرصه بیایند، دوم اینكه اعتماد بكنند به این «موج» فرزندان مخلص و خوبشان كه هم ابتكار دارند، هم احساسات دارند، هم احساس مسئولیت دارند، هم خردمندی دارند و به نام «موج سوم» به عرصه آمدهاند و مردم هم یاری كنند كه طرحهای «پویشیاری» در جامعه ما كارآمدتر و گستردهتر اجرا بشود.
به جوانان عزیز و همه عزیزانی كه به من محبت داشتند هم عرض میكنم که ما در موقعیت خطیری قرار داریم، باید همه به صحنه بیاییم و خدای نكرده كاری نكنیم كه فردا حسرت سنگینی داشته باشیم. كوتاهی امروز ما موجب حسرت سنگین فردای ما خواهد شد و امروز در اختیار ماست كه ما این كار را انجام بدهیم. و امیدوارم كه هم دوستان عزیز ما در موج سوم، ستادهای 88 و یاری و ستادهایی كه قبل از انصراف من شكل گرفته بود، فعالیت جدی خودشان را انجام بدهند.
پیام من به هر كسی كه صدای من به او میرسد و به هر صورت علاقهای به من دارد این است كه خواهش میكنم با همه وجود در این انتخابات سرنوشتساز و تعیینكننده حضور به هم برسانید كه هرچه حضور پرشورتر باشد، نتیجه مطلوبتر خواهد بود.
احتمالاً اگر ما مساله را كه كاملا مورد توافق من و آقای موسوی بود و هیچ ناسازگاریای در این زمینه نبود، بهتر مدیریت میكردیم شاید آمدن ایشان و انصراف من تبعات كمتری داشت. ولی واقع مساله این است كه آنچه كه احیانا در ذهنها ایجاد شده است و از طرف مخالفان دامن زده میشود، به هیچ وجه واقعیت ندارد. هیچ عاملی از بیرون نه روی آقای مهندس موسوی، نه روی من، در این تصمیمی كه گرفته شد دخالتی نداشت. هر كس هم این حرف را بزند بیخود میگوید و واقعا میگویم هیچ عامل بیرونی وجود نداشته است. هر دوی ما صاحب نظر بودیم، دلمان برای مملكت میسوخت و با هم تبادل نظر هم داشتیم و عرض هم كردم که واقعا دغدغههای آقای مهندس موسوی برای من قابل فهم و قانعکننده بود و ایشان هم به من احترام میگذاشت. و در نهایت هم وقتی جناب آقای موسوی تصمیم گرفت كه به طور قطعی بیاید، بنده بر مبنای همان دلایلی كه داشتم و همان حرفهایی كه با ایشان زده بودم، بدون هیچ تاثیرپذیری از منبع و منشائی، تصمیم گرفتم كه انصراف بدهم و آقای مهندس موسوی در عرصه بمانند؛ جناب آقای كروبی هم هستند و امیدواریم كه انتخابات پرشوری بشود. بنابراین شاید بخشی از این شائبهها به خاطر بد مدیریت كردن یا خوب مدیریت نكردن موضوع بود كه میتوانست بهتر از این باشد، بخشی از آن هم توسط كسانی كه نه آقای مهندس موسوی، نه بنده و واقعا نه كل جریان اصلاحطلبی و خردگرایی را میپذیرند دارد دامن زده میشود. یك جنگ تبلیغاتی است و مردم ما هوشیارند و تحت تاثیر این جنگ قرار نمیگیرند.
آقای مهندس موسوی از سرمایههای انقلاب است. ما باید حضور این سرمایه را غنیمت بشماریم. آقای موسوی تواناییهای خودش را نشان داده است. او كسی است كه مملکت را با نفت هفت دلاری و دلار هفت تومانی به خوبی اداره كرد، آن هم در حالی كه جنگ داشتیم. من به عنوان وزیر ایشان میدانم كه ایشان همواره دغدغه حقوق شهروندی، حقوق مردم و حرمت آنها را هم داشتند و از آن دفاع میكردند. آقای مهندس موسوی یك شخصیت ارزندهای است. مردم باید با همه وجود- این باید باید دستوری نیست، باید خواهشی است- در عرصه حضور داشته باشند. و این حضور اكثریت مردم است كه انشاءلله نتیجه را به نفع كشور و انقلاب و مردم رقم خواهد زد. من در عین حالی كه نگرانیهایی در عرصه انتخابات دارم، نمیخواهم خوشبینی خودم را از دست بدهم چون به همت مردم، شعور مردم و حضور مردم ایمان دارم. و امیدوارم كه این همت و شعور كارساز بشود و سبب حضور گستردهای گردد و انشاءالله نتیجهای كه مطلوب جامعه هست حاصل بشود.
آرزویم برای روز 22 خرداد پیروزی مردم و برگزار شدن یك انتخابات سالم و رقابتی است و چون میدانم در چنین شرایطی، نتیجه انتخابات چیست، همان نتیجهای كه در اثر انتخاباتی سالم و آزاد و با حضور اكثریت مردم حاصل میشود، آرزویم است و امیدوارم که همین نتیجه به دست بیاید
به گزارش «موج سوم» به نقل از قلم نیوز، دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد از ساعتی پیش در انتظار ورود مهندس موسوی بودند و صدها تن از دانشجویان علاقه مند بیرون از سالن محل برگزاری مراسم مانده اند.
با وجود آنکه روزهای پنجشنبه در دانشگاه های دولتی، کلاس های کمی برگزار می شود و دانشجویان حضور چندانی در دانشگاه ندارند اما دانشجویان دانشگاه فردوسی از ساعات اولیه صبح با اشتیاق در سالن محل برگزاری سخنرانی مهندس موسوی حضور یافته اند و منتظر شروع جلسه و سخنرانی مهندس هستند.
هم اکنون ازدحام جمعیت در سالن برگزاری مراسم به قدری است که دانشجویان برای هر نوع حرکتی با مشکل مواجهند. هزاران تن از دانشجویان در این جلسه حضور یافته اند به گونه ای که روی سن نیز آمده و سن پر از جمعیت است و فقط فضای کوچکی برای صندلی موسوی باقی مانده است.
دانشجویان پلاکادرهایی با مضامین «یاران خاتمی، حامیان موسوی» در دست دارند.
زمان حضور موسوی در سالن دانشجویان یکصدا فریاد می زدند: «موسوی موسوی حمایتت می کنیم»
زمانی که جمعی 7نفره می خواستند شعارهایی علیه موسوی بدهند، دانشجویان یکصدا به آنها اعتراض کردند و شعار دادند «مرگ بر دیکتاتور» و صدای آن جمع کوچک در میان صدای جمعیت گم شد.
پیش از آغاز سخنرانی مهندس موسوی، یکی از دانشجویان به نمایندگی از سایر دانشجویان دانشگاه به طرح برخی از مشکلات دانشجویان پرداخت و گفت: ما نه آزادی بیان می خواهیم و نه چیز دیگری؛ تنها روزنه ای برای نفس کشیدن می خواهیم.
این دانشجو نسبت به برخوردهایی که با تشکل های دانشجویی و نشریات شده و همچنین ایجاد فضای بسته در دانشگاه و نصب دوربین های مدار بسته انتقاد کرد و در تمام این موارد دانشجویان یکپارچه با تشویق های خود حمایتشان را از این انتقادات اعلام کردند.
همچنین دانشجویان عکس هایی از برخی از دانشجویان دستگیرشده در دست داشتند و آزادی آنها را خواستار بودند.
وقتی موسوی خواست به پشت تریبون برود جمعیت آنقدر فشرده بود که به سختی توانست راهی را باز کند تا بتواند در جایگاه قرار گیرد و در تمام این مدت به شدت از سوی دانشجویان مورد تشویق قرار گرفت و دانشجویان با شور و اشتیاق فراوان به ابراز احساسات پرداختند.
مجیدی با اشاره به استقبال مردم و دانشجویان از میرحسین موسوی در شهرستانها، به خصوص شهر اهواز گفت: استقبال مردم و دانشجویان از نخستوزیر دوران دفاع مقدس فوقالعاده و دور از انتظار بود.
مجیدی ادامه داد: در نظرسنجیهای معتبری که توسط مراکز معتبر انجام میشود هر روز اقبال مردم به میرحسین موسوی بیشتر شده و درصد مردمی که قصد دارند به ایشان رای بدهند با سرعت کمنظیری در حال افزایش است.
وی در ادامه پیشبینی کرد که بسیاری از هنرمندان مطرح سینما، تئاتر، موسیقی، ادبیات و... با صراحت و قاطعیت از میرحسین موسوی حمایت خواهند کرد.
منبع: سرو
مهر: رابط ستاد موسوی دراستان مرکزی گفت: برنامه کاری میرحسین موسوی در زمینه اقتصاد، آموزش، فرهنگ، کشا.رزی و صنعت اواسط اردیبهش تماه جاری منتشر می شود و در اختیار مردم قرار خواهد گرفت.
سید حسن الحسینی شامگاه چهارشنبه در نشست رسانه ای اعضای ستاد میر حسین موسوی در استان مرکزی افزود: اولویت موسوی رفع مشکلات اقتصادی مردم است وبرنامه نوشته شده با همکاری صاحب نظران هر بخش و مطابق با نیاز جامعه نهایی شده است.
وی با اشاره به سفر استانی موسوی خاطر نشان کرد: برنامه ریزی برای حضور وی در نیمه دوم اردیبهشت ماه جاری انجام شده است.
الحسینی پرهیز از دادن شعارهایی که غیر قابل انجام است را رویه اصلی موسوی خواند و افزود: بنای ما ندادن وعده های بی پایه است و از ابتدا با مردم با صداقت روبرو می شویم.
علی زاهدی رئیس ستاد نسیم ۸۸ استان نیز تغییر مدیریتی را از برنامه های اصلی موسوی در صورت انتخاب شدن دانست و گفت: سیستم مدیریتی کشور اکنون به گونه ای ست که نه به سمت برنامه های توسعه است و نه برنامه ۲۰ ساله توسعه کشور.
وی نگاه موسوی را استضعاف زدایی خواند و افزود: درخواست ما برگزاری انتخاباتی سالم است و به قطع حضور مردم در این انتخابات پررنگ خواهد بود.
زاهدی با اشاره به اقبال اصلاح طلبان از موسوی گفت: وی درمیان اصولگرایان نیز دارای رای است و خاطره خوب دوران دفاع مقدس و نخست وزیری میر حسین موسوی همراه مردم است.
وی با اشاره به طرح دیدگاههای موسوی گفت: نه تنها نسل اولی ها حامی موسوی هستند بلکه با شفاف شدن دیدگاههای موسوی جوانان حامی وی هستند.