وزیر علوم و تحقیقات در دولت اصلاحات حمایت خود را میر حسین موسوی اعلام کرد.
به گزارش ایلنا، مصطفی معین در دیدار با گروهی از دانشجویان و فعالان جامعه مدنی و اعضای ستاد نسیم با بیان اینکه میرحسین موسوی یک اصلاحطلب و اصولگرای واقعی است.گفت: نخبگان جامعه ما باید نسبت به سرنوشت جامعه خود دغدغههای جدی داشته باشند و این مساله البته فراتر از انتخابات و فعالیتهای سیاسی موسمی است.
وی افزود: در راس فعالیتهای دوستان اصلاحطلب، باید تاکید بر دردها و دغدغههای امروز جامعه قرار داشته باشد و توجه به این مساله که جامعه ما هم از منظر اخلاقی و هم از منظر معیارهای بهداشت و سلامت جامعهای آسیب دیده است.
این فعال سیاسی با بیان این که من معتقدم اصلاحطلبی با اصولگرایی در تعریف دقیق و صحیح خود تعارضی ندارند گفت:معنای صحیح اصولگرایی یعنی توجه به اصول انسانی و اخلاقی که افراد جامعه را به سوی سعادت و تعالی راهنمایی میکند و چارهاندیشی برای مسائل مبتلا به جامعه؛ از این منظر من با توجه به شناخت شخص خود از میرحسین موسوی، ایشان را به معنای دقیق یک اصولگرا و یک اصلاحطلب میدانم و معتقدم موسوی با تعهد و استقامت بر مطالبات ملت در صورت انتخاب به عنوان رئیسجمهور میتواند گامهای موثری در جهت توسعه و تعالی کشور بردارد.
معین در عین حال بیان تفصیلی دلایل خود برای حمایت از میرحسین موسوی را به آینده نزدیک موکول نمود و وعده داد با صدور بیانیهای خطاب به رایدهندگان و به ویژه حامیان خود دلایل حمایت از موسوی را با آنان در میان نهد.
دولت نهم لایحه اصلاح قانون مطبوعات را که مجلس هفتم به دلیل ابهامات فراوان به آن رای نداد بار دیگر بدون هیچ گونه تغییری به مجلس هشتم ارائه داده و این لایحه با حمایت نمایندگان رایحه خوش خدمت در کمیسیون فرهنگی به تصویب رسیده و این هفته در صحن علنی مجلس مورد بررسی قرار می گیرد. دولت در این لایحه اصلاحی به دنبال این است که تمام نشریات الکترونیکی، سایت ها و وبلاگ ها در وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی به ثبت برسند. به عبارتی دولت اصرار دارد مجلس هشتمی ها را مجاب کند به لایحه یی رای دهند که نمایندگان دور قبل به آن رای ندادند. عماد افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم در زمان بررسی این لایحه در دوره قبل به نمایندگان هشدار داد دولت حاضر نیست هیچ تعریفی را از سایت های اینترنتی و نحوه برخورد قضایی با آنها ارائه دهد و این نگرانی به وجود خواهد آمد که حتی برخورد با وبلاگ ها و سایت های شخصی هم در دستور کار قرار بگیرد که ابهامات بسیاری را در مورد آزادی فضاهای اینترنتی به وجود خواهد آورد.اما اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم بار دیگر با لایحه یی روبه رو شدند که بدون حتی یک خط تغییر نسبت به لایحه قبل در کمتر از یک سال دوباره به مجلس ارجاع شده است. گرچه چند نفر از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم به سایر اعضا هشدار دادند دولت نهم مصمم است تعریف سایت های اینترنتی را مبهم بگذارد و به همین دلیل تنها یک سال صبر کردند ترکیب کمیسیون فرهنگی مجلس تغییر کند و دوباره همان لایحه را راهی مجلس کنند اما به دلیل حضور بخش وسیعی از نمایندگان حامی دولت در کمیسیون فرهنگی از جمله مرتضی آقاتهرانی، روح الله حسینیان و حمید رسایی که همگی از اعضای رایحه خوش خدمت هستند، کمیسیون فرهنگی مجلس به این لایحه رای داده و قرار است این هفته در صحن علنی مجلس مطرح شود. نمایندگان مجلس هفتم با این توضیح که تعریف سایت های اینترنتی و فضاهای مجازی مبهم است، این لایحه را رد کرده و به دولت اجازه ندادند بدون داشتن تعریف مشخص و روشن، به صورت سلیقه یی جرائم این بخش ها را تعریف کرده و به برخورد با پایگاه های اینترنتی بپردازد. اما هم اکنون که دولت این لایحه را تحت عنوان الحاق یک تبصره به قانون مطبوعات به مجلس هشتم ارائه کرده، کمیسیون فرهنگی مجلس تاکنون مخالفت صریحی با این بخش از لایحه نکرده است. گرچه آنچه در اصلاحیه قانون مطبوعات آمده خبرگزاری ها هم در کنار سایت های اینترنتی مشمول قانون مطبوعات شده و در صورت تخلف در دادگاه مطبوعات و با حضور هیات منصفه با آنها رفتار می شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم این بخش از لایحه را مورد توجه قرار داده و در مجلس هفتم هم به خاطر این بخش مثبت این لایحه از نمایندگان می خواستند به این لایحه رای دهند. اما کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم مصر بود ابهام در تعریف نشریات الکترونیکی و امکان برخورد با تمام فضاهای اینترنتی شخصی از جمله وبلاگ ها قابل چشم پوشی نیست.
در آن دوره هم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دفاع از این لایحه به نمایندگان وعده داد اگر به این لایحه رای بدهند «بعداً» آیین نامه یی را تدوین می کنند که تعریف فضاهای اینترنتی در آن مشخص می شود.اما این لایحه رای نیاورد به این امید که دولت به دنبال تعریف کردن و بیان مصادیق نشریات الکترونیکی رفته و نحوه برخورد قضایی و تعریف جرائم در آن را هم مشخص کند. البته حمید رسایی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هم به این ضعف اذعان کرده است. وی با بیان اینکه لایحه دولت یک مسکن موقت است، اعلام کرده این پیشنهاد مطرح شد که فضاهای اینترنتی حذف شوند و فقط خبرگزاری ها مشمول قانون مطبوعات قرار گرفتند. اما وزارت ارشاد وعده داد در تهیه آیین نامه اجرایی این لایحه، در خصوص سایت های خبری اینترنتی نیز شرایط و ویژگی های مرتبط را لحاظ خواهد کرد و به عبارتی آیین نامه اجرایی قبلی را تکمیل می کند و به همین دلیل پیشنهاد بازگشت به لایحه دولت را مطرح کردند. البته رسایی در توضیح عقب نشینی کمیسیون فرهنگی مجلس این توضیح را نیاورده که این وعده را دولت در مجلس هفتم هم مطرح کرد و اگر قرار بود چنین اصلاحی صورت بگیرد یک سال گذشته فرصت مناسبی برای تغییرات در این لایحه بود. به همین دلیل چند تن از اعضای کمیسیون فرهنگی که فعلاً در اقلیت قرار گرفته و نتوانستند نظر اکثریت نمایندگان حامی دولت را در کمیسیون فرهنگی تغییر دهند، هشدار دادند با این لایحه حریم خصوصی افراد به ویژه در سایت های اینترنتی و وبلاگ ها تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. حتی رسایی هم در وبلاگ شخصی خود به این نکته اذعان داشته که هدف بخشی از اصلاح قانون مطبوعات این است که نشریات الکترونیکی هم مانند خبرگزاری ها پس از طی مراحلی و با شرایطی مجوز فعالیت اخذ کنند تا علاوه بر قرار گرفتن چتر حمایتی قانون مطبوعات، به ساماندهی بیشتر این پایگاه ها بینجامد. در حال حاضر بر اساس آیین نامه ساماندهی پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، این پایگاه ها فقط اطلاعات خود- شامل مشخصات مسوول پایگاه، شماره تلفن ها و آدرس پایگاه- را به ثبت می رسانند و در حقیقت هیچ گونه مجوزی برای فعالیت خود دریافت نمی کنند. وبلاگ ها هم با الزام قانونی برای ثبت در وزارت ارشاد روبه رو نیستند.
اصلاح قانون مطبوعات در آستانه انتخابات
یکی دیگر از دغدغه های جدی این لایحه، طرح آن در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و افزایش فعالیت وبلاگ ها و سایت های اینترنتی متعدد است. اصلاح طلبان به خاطر در اختیار نداشتن رسانه های مکتوب و عدم بهره مندی از صدا و سیما از این فضاها برای تبلیغات و انعکاس سخنان و برنامه های خود استفاده می کنند.چنانچه حتی میرحسین موسوی به صراحت با شعار «هر فرد یک ستاد» به دنبال استفاده بهینه از سایت ها و وبلاگ ها است. در چنین شرایطی اصلاح قانون مطبوعات می تواند دستمایه آن شود تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمام سایت ها و فضاهای مجازی را ملزم به ثبت نام و طی مراحلی کند که در صورت اجرایی نشدن آن از طرف این نشریات الکترونیکی به صورت قانونی با فیلتر مواجه شوند؛نکته یی که حتی حمید رسایی نماینده رایحه خوشی حامی دولت هم نتوانسته خوشحالی خود را از تصویب این قانون در آستانه انتخابات پنهان کند؛ «امیدوارم با تصویب آن در مجلس شورای اسلامی، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری گامی کوچک در حمایت از خبرگزاری ها و پایگاه های خبری و پرشور شدن فضای انتخاباتی کشور برداشته شود.»
حال باید دید آیا مجلس هشتم به دغدغه هایی که سبب شد مجلس هفتم به این لایحه رای ندهد توجه می کند یا بدون آنکه دولت را ملزم به ارائه تعریف از فضاهای اینترنتی کند به اصلاح قانون مطبوعات کشور رای مثبت می دهد؟

ساغر و کرشمه و بم صراحی همراه با چای و کیک و شیرینی در طبقه سوم موسسه فرهنگی- هنری دل آواز دیروز میزبان خبرنگارانی بود که روبه روی محمدرضا شجریان نشستند و سخنانش را مو به مو نوشتند. محمدرضا شجریان با کت و شلوار طوسی رنگ که از پله ها بالا آمد چاق سلامتی اش با خبرنگاران، میان همهمه شاتر عکاس ها گم شد و با طرح خنده یی بر لب روی صندلی نشست.
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
شوق استاد برای گفتن از ساخته های جدید سازی اش از لحن کلامش پیداست. حرف هایش را با این بیت شیخ اجل «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/ که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم»، آغاز می کند؛ «از دیرباز و در تمامی این سال ها هیچ کدام از سازها تغییری نکرده و رنگ صداها ثابت بوده است. ارکسترهای ایرانی استطاعتی بیش از این دارند. از این رو نیاز به حجم بیشتر صدا را حس کردم و از آنجا که همواره تار و سه تار و کمانچه و سنتور سازهای مسلط ما بودند به فکر ساخت ساز جدید افتادم.» محمدرضا شجریان به هر جا رفته یا به باغ های پرگل رفته یا از سازفروشی ها دیدن کرده است؛ «هرجا سازی دیده ام به نحوه ساخت اش دقت کرده ام. با این تجربه در ساختن ساز به موفقیت ۸۰درصدی رسیده ام. همواره سعی کردم سازی بسازم که نواختنش راحت باشد.»
به اعتقاد استاد پوست و سیم و مضراب و خرک و آرشه در ساختن یک ساز ایرانی بیش از کاسه موثرند؛ «کاسه ساز فقط نقش آمپلی فایر دارد و به تقویت صدا کمک می کند که این ۲۰ درصد کار است.» شجریان آنگاه به دانش کم سازسازها اشاره می کند؛ «متاسفانه سازسازهای ما آگاهی وسیعی از ساختن ساز ندارند. آنها فقط در ساختن یک ساز تخصص دارند. آنها باید روی سازهای دیگر دنیا هم مطالعه کنند. آنها می توانند در سایت های سازسازهای معتبر جهان سرک بکشند و از نحوه ساخت سازهایشان آگاه شوند که مثلاً صفحه رویی ویولن مهم تر از صفحه زیری است.»
ساغر و کرشمه و بم صراحی
ساغر و کرشمه و بم صراحی، جدیدترین سازهایی هستند که محمدرضا شجریان با وسواس بسیار ساخته است و مدام در حال آزمایش آنها است. توضیح او درباره سازهایش همراه با نواختن آنها توسط نوازنده های گروه شهناز این گونه است؛ «یکی از سازها بم صراحی است که به جای ویولنسل می توان استفاده کرد و نوازندگی اش هم برای ویولنسل نوازها بسیار راحت است. ساغر، دیگر سازم از خانواده تار است اما رنگ صدایش کمی با تار متفاوت است. دارم رویش کار می کنم که رنگ صدایش متفاوت تر شود.»
اسم ساز دیگر اما «کرشمه» است؛ «صدایی شبیه به صدای عود دارد ولی با عوض کردن سیم ها می توان صدایش را تغییر داد.» شجریان البته از سازهای کوبه یی غافل نبوده؛ «روزی دو تا دف را به هم چسباندم و دور تا دور محیط اش را سوراخ کردم. صدایی بین دف و دهل می داد. نامش را هم عجالتاً «دو دف» گذاشته ام.» لبخند استاد هنگام نواخته شدن سازها نشان از رضایت او دارد؛ «ساغر و کرشمه و بم صراحی در کنسرت های آینده استفاده خواهند شد.»
برتری اصالت بر سنت
«سازسازی را شروع کرده ام و ادامه خواهم داد تا دیگر سازنده ها هم برای ساختن سازهای نو تشویق شوند.» محمدرضا شجریان با این مقدمه از برتری اصالت بر سنت سخن می گوید؛ «به نوازنده ها و سازنده ها توصیه می کنم خود را در سنت ها گرفتار نکنند. سنت اتاق دربسته یی است که از هر سو ما را احاطه کرده است. اما در اصالت از هر سو آزاد هستیم. پس بیاییم مطابق با اصالت ها کارهای جدید ارائه دهیم و تعصب ها را کنار بگذاریم.» حرف های استاد آواز ایران ادامه می یابد؛ «غرب همیشه به ما با دید میراث فرهنگی نگاه کرده که باید همیشه حفظ شود و در همان حال بماند. اما ما از حالا به بعد نمی خواهیم برای غرب میراث فرهنگی باشیم. پس با حفظ اصالت ها و هماهنگ با نیازهای روز، موسیقی نو ارائه می دهیم.»
برنامه های امسال گروه شهناز
مجید درخشانی آهنگساز و سرپرست گروه شهناز هم در نشست دیروز بود و برنامه های امسال گروه شهناز را توضیح داد؛ «با ورود سازهای جدید با مقداری تغییر در ارکستراسیون کنسرت هایی در تهران و چند شهر اروپا برگزار خواهیم کرد.» کنسرت ها در دو بخش اجرا خواهند شد. گروه در بخش اول قطعه هایی در بیات اصفهان بر اساس ساخته های محمدرضا شجریان و مجید درخشانی اجرا خواهند کرد. این بخش با پیش درآمدی از کلنل وزیری شروع می شود و با اجرای تصنیف ها ادامه می یابد. بخش دوم نیز در سه گاه با پیش درآمدی آرام آغاز می شود و به «ساقی نامه» وصل می شود؛ «ساقی نامه را این بار با تنظیم جدید استاد شجریان به شکلی دیگر و با اجرای تمامی گوشه ها خواهیم نواخت. به دنبال آن نیز چهار مضرابی از خودم و چند تصنیف دیگر را اجرا خواهیم کرد.»
و گلایه های همیشگی استاد…
«می گویند فتیله موسیقی را پایین بکشید اما معتقدم این فتیله باید همواره روشن بماند تا همه از نور آن بهره مند شوند.» محمدرضا شجریان با گفتن این جمله باز هم به دشوار بودن اجرای برنامه در ایران اشاره می کند؛ «قصد داریم با تمامی سختی های اجرا در تهران، مانند سال های پیشین کنسرت بدهیم که از نیمه دوم تیرماه در تهران برنامه اجرا خواهیم کرد. اما در شهرستان ها همیشه به مشکل برخورده ایم. نتیجه تمام تحقیق و تماس و کنجکاوی ما برای اجرا در شهرستان ها این می شود که در یک آن و در آستانه کنسرت همه چیز به هم می ریزد و برنامه اغلب به مشکل برمی خورد. این مشکل ها رمق ما را برای اجرا در شهرستان ها می گیرد.» با تمامی این مشکل ها اما علی رفیعی مدیر برنامه های شجریان از برگزاری احتمالی یک کنسرت در شیراز خبر می دهد. تور اروپایی گروه شهناز نیز از ۱۴ شهریور تا سوم مهر ماه در کلن، سوئد، زوریخ، پاریس، رادیو فرانکفورت، رن و لندن برگزار خواهد شد.
مدتی پیش سیدمحمد بهشتی که خودش از جنس هوای تازه است، در مصاحبه با «کلمه» گفته بود: «کشور به هوای تازهای نیاز دارد، با شناختی که از سوابق میرحسین موسوی داریم، حضور او در این دوره از انتخابات فرصت مغتنمی است، این امیدواری را ایجاد میکند که از یک فضای زمستانی به فضایی بهاری منتقل شویم». توضیح مهندس موسوی، نسیم خنک معطری از جنس همان هوای تازه بود. برای آنانی که شخصیت و منش مهندس موسوی را میشناسند، واکنش ایشان کاملا طبیعی و صمیمانه به نظر میرسد. بگذارید به یکی دیگر از میناگریهای ایشان اشاره کنم . . .
رفته بودم باختران! آن روزها هنوز نام استان، «استان باختران» بود و نام کرمانشاه از رسمیت افتاده بود. تا به همت آقای ططری، آن نام و نشان تاریخی دوباره بازگشت. شهر و پالایشگاه بمباران شده بود. میتوانید تصور کنید وقتی یک پالایشگاه بمباران میشود، چه اتفاقی میافتد. انگار از هر گوشهای مصیبت میجوشید. از سویی هم چهرهها محکم و برق دیدگان برنده و کلمات پرطنین بود. «دوباره میسازیم»، دوباره میسازیم شعار دولت در دوران جنگ بود. امروز شیشه ساختمانها بر اثر بمبارانها بر زمین میریخت و صبح فردا دوباره و چندباره شیشههای براق نو نصب میشد. نشانی از مقاومت و نشاط زندگی در اوج ویرانی، ایستادگی و سربلندی روح بر فراز پیکری خرد و زخمی ...
شبی در مهمانسرای استانداری بودم. آقای نکویی استاندار بود. کم و بیش از سرما میلرزیدیم. آقای نکویی را از دوران دانشجویی در اصفهان میشناختم. از دانشگاه تا خیابان مسجد سید، از چهار باغ بالا و پایین پیاده میآمدم. در مسیر مدتی هم در کتابفروشی قائم گشتی میزدم. روزی برای اولین بار کلیات فارسی اشعار اقبال لاهوری را در کتابفروشی ایشان دیدم.
کتاب را خریدم، لحظهای نگاهم با نگاه آقای نکویی گره خورد. گرم و مهربان بود... و سلام علیکی و آشنایی ... سالها گذشته بود اکنون هر دو ما در مهمانسرای استانداری در شبی زمستانی گفتوگو میکردیم. آقای نکویی گفت: یک مطلبی را برایت بگویم که تا آخر عمرم از یادم نمیرود. ساعت از یازده شب گذشته بود. تلفن دفترم زنگ زد. گفتند آقای نخست وزیر میخواهند با شما صحبت کنند، مهندس موسوی بود. دوستانه پرسید: «آقای نکویی خبر داری در این سرمای بیسابقه اسلام آباد غرب (سرما منهای 30 درجه رسیده بود) برای حسن دیوانه چه فکری کردند؟»
گفتم: «حسن دیوانه؟»
«بله، روزنامهها نوشته بودند حسن دیوانه توی یک خرابه زندگی میکند، شما از فرماندار بپرسید، برای او چه فکری کردهاند؟» خداحافظی کردیم. تا فرماندار را پیدا کردم، آن هم در آن نیمه شب زمستانی، نزدیک یک ساعتی طول کشید فرماندار گفت: «اتفاقا من هم نگران او بودم. کمیته امداد برایش جایی را در نظر گرفت. فعلا مشکلی ندارد». آقای نکویی گفت: «خیالم راحت شد دیدم ساعت نزدیک به یک بعد از نصف شب است. با خودم گفتم فردا صبح به آقای نخست وزیر اطلاع میدهم. آماده شدم بخوابم که دوباره صدای زنگ تلفن کشیک دفترم: «آقای استاندار! آقای نخست وزیر میخواهند با شما صحبت کنند».
مهندس موسوی با همان لحن آرام پرسید: «آقای نکویی برای حسن دیوانه فکری کردید؟» برای ایشان توضیح دادم. اما دیگر خواب به چشمم نمیآمد... من هم آن شب که آقای نکویی این ماجرا را تعریف کرد، بیخواب شده بودم. همان شب هم در ذهنم گذشت: اینها میناگریهای یک روح بزرگ است ... همان بهشت گمشده همه ما، همان هوای تازه ...
باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست/ که تو خوشتر ز گل و تازهتر از نسرینی.
منبع: اعتماد ملی
آقای مهندس
میدانم شما از جنس خالص جنگید. از جنس جوانی ما با آرمانهای آبرومند.
حس میکنم برادران یوسف شما را در بیست سال چاه سکوت انداختند و اکنون آمدهاید تا عزیز مصر شوید.
ای جنس نسلی هستید که غمهای جهان را در دل داشت.
نسلی که در نقطه جوش 57 به حرف آمد، زبان گشود، جنگید، و سکوت کرد.
نسلی که تنها شنید و دید و به تلخی خندید و خندید تا امروز که در سینماهای شهر به نام جنگ به آرمانهایش میخندند. رویاهای بزرگ من دستاویز مضحکه برادران یوسف شده است.
پایان صبوری شما آغاز امیدواری من است.
عبدالجبار کاکایی
نخست
آنکه، گمان دوری و بیگانگی وی نسبت به مسائل و شریط روز باطل شد. تسلط
بسیار زیاد ایشان بر مباحث مربوط به سئولات مطرح شده در زمینههای مختلف و
پاسخهای درخور و به جا و مناسبی که ایشان ارائه کردند این باور غلط را
یکجا از بین برد و دل آنانکه در اشتیاق داشتن رییس جمهوری با درایت و
کیاست و همهجانبهنگر بودند را ربود.
دوم آنکه، برخی، بهخصوص جوانانی که دورۀ نخستوزیری ایشان را درک نکرده بودند، دیدگاه ژانوسی و رویکرد مطرح شده از طرف ایشان و طرح گفتمان "اصلاحطلبی با مراجعه به اصول" را به درستی در نیافته و آن را معیار خارج بودن از دایره اصلاحطلبی تلقی کرده و نگران آن بودند که کنارهگیری آقای خاتمی به نفع کسی انجام شده باشد که دیدگاههایش اصلاحطلبانه نیست. براساس جواب های صریح و شفافی که ایشان به سئولات مربوط به جوانان، جامعه و سیاست خارجی و رویکردهای انتخاباتی خویش دادند این باور غلط نیز یکباره فروریخت و همگان دریافتند که رویکرد ایشان جمع اصلاحطلبی و اصول است و به معنای آن نیست که تحولاتی که جامعه خواهان ان هستند مغفول بماند.
صراحت و شفافیت ایشان در بیان نظرات خویش در پاسخ به سوولات مطروحه بسیاری را به وجد آورد.
و در نهایت مورد سوم که خلاف باوری بود که در بسیاری از نیروهای دلسوز و نگران وجود داشت و در این کنفرانس بروز پیدا کرد. موفقیت درخور توجه ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در سازماندهی و و برگزاری شایسته آن بود. علاوه بر زمان و مکان مناسب، ترتیبات داخلی برگزاری کنفرانس و توزیع منطقی فرصت سوال برای رسانهها که موجب رضایتمندی خبرنگاران بود و نیز طراحی مناسب دکور و تدابیر مربوط به نحوه حضور مهندس موسوی در سالن و در میان خبرنگاران و نیز امکاناتی که در اختیار خبرنگاران قرار داده شده بود تا بتوانند اخبار خود را در اسرع وقت ارسال کنند، همگی نشاندهنده مدیریت شایستهای بود که در برگزاری کنفرانس اعمال شده بود.
همۀ اینها دلیلی بود که دو ساعت پس ار برگزاری کنفرانس پیامکی از یکی از دوستان جوان که دو روز قبل از آن از چنین باورها و نگرانیهایی با من صحبت کرده و از نتیجه انتخابات بسیار نگران بود دریافت بدارم که در آن نوشته بود "در مورد موسوی تا حالا خوشبختانه شما درست میگفتید و ما اشتباه میکردیم".
فردای روز برگزاری کنفرانس، او را دیدم. گفت با تعدادی از دوستان ساختمانی را در غرب تهران گرفتهایم و یک ستاد برای میرحسین زدهایم و با شور فراوان از طرحها و برنامههایی که برای حمایت از ایشان در نظر گرفتهاند سخن میگفت.
لازم است این را هم گفته باشم که کار ستاد طبیعتاً بیعیب و نقص نیست و اگر برخی نگرانیهای درست در مورد تعیین مسئولان استانی برطرف شود بسیار میتوان به نتیجه انتخابات پیش رو امیدوار بود.
به
گزارش «موج سوم»، پس از انصراف سیدمحمد خاتمی، اعضای هسته مرکزی «موج سوم»
طی یک سکوت رسانهای سه هفتهای پیش از اتخاذ تصمیم خود در شرایط و فضای
پس از انصراف خاتمی، به رایزنی فشرده با نخبگان سیاسی و فکری پرداختند و
پارهای از نتایج این رایزنیها را در قالب این بیانیه طرح کردهاند.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:
به نام خدای بخشنده بخشاینده
از فردای انصراف سیدمحمد خاتمی کوشیدیم با وجود شوک عاطفی این رخداد ناگوار با اتخاذ شیوهای خردمندانه و انجام رایزنیها و دیدارهای غیرعلنی با نخبگان سیاسی و اندیشمندان ایرانی اطلاعات خود را کاملتر و تحلیلمان را دقیقتر کنیم تا در شرایط پس از انصراف سیدمحمد خاتمی تصمیمی سنجیده اتخاذ نماییم که به خیر و مصلحت عمومی ایرانیان نزدیکتر باشد. بدین منظور طی یک سکوت رسانهای سه هفتهای به طور فشرده با 40 تن از رهبران احزاب اصلاحطلب، نخبگان سیاسی، نزدیکان سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی و شخص میرحسین موسوی و مهدی کروبی با گوشهایی شنوا و رویکردی واقعبینانه به دیدار و گفتگو پرداختیم. از میان نتایج حاصل از صدها نفرساعت رایزنی فشرده و بررسیهای هسته مرکزی «موج سوم» (پویش حمایت از خاتمی) به محورهای زیر میتوان اشاره کرد:
- انصراف سیدمحمد خاتمی از نامزدی در انتخابات اتفاقی ناگوار و با پیامدهای نامطلوب فراوان در کوتاهمدت و بلندمدت بود و موجب شد احتمال «برد قوی در انتخابات»، «خیزش استثنایی امید اجتماعی» و آفریده شدن «دوم خردادی دیگر» با تمام پیامدهای مطلوبش برای ایران و ایرانیان کاهش یابد. با این وجود، سیدمحمد خاتمی که برای پذیرش نقش رهبری اصلاحات آمادگی بیشتری پیدا کرده است، همچنان نماد اصلاحات ایرانی و یکی از بزرگترین سرمایههای اصلاحطلبان باقی خواهد ماند و در انتخابات پیش رو نیز نقشی کلیدی ایفا خواهد نمود.
- در آنچه میان موسوی و خاتمی گذشت هیچیک از این دو مرتکب خلف وعده و پیمانشکنی نشدهاند، اما علیرغم همدلی، حسن نیت و انگیزههای اخلاقی و شایسته تحسین طرفین، مقدمات لازم برای انصراف خاتمی در نتیجه پارهای از اشتباهات سیاسی و تحلیلی و سوءتفاهمات فراهم شد. به نظر میرسد این خطاهای اجتنابپذیر و پرهزینه مواردی از این دست را شامل میشود: دعوت خاتمی از موسوی برای نامزدی در انتخابات بدون همراهی احزاب حامی خاتمی و خرد جمعی نزدیکان و حامیانش؛ طرح «یا من یا موسوی» توسط خاتمی بدون انجام هماهنگیهای مکفی و همراهی کامل موسوی با این شیوه طرح؛ ضعف دیپلماسی و «مفاهمه» میان نزدیکان موسوی و خاتمی؛ اعلام نامزدی خاتمی بدون رایزنیها و توافقات کافی با موسوی؛ ورود موسوی به عرصه انتخابات پس از اعلام حضور خاتمی؛ عدم امکان تماس با موسوی در روزهای پیش از انصراف خاتمی؛ قابل نقد بودن پارهای از استدلالهای «سیاسی» و «اخلاقی» خاتمی برای انصراف و پارهای از اشتباهات تحلیلی در مورد رفتار «رقیب» و آرایش نیروها و آراء در روز انتخابات. پیشبینی قاطبه نیروهای سیاسی و تأکیدات موسوی حاکی از آن است که موسوی و خاتمی در روز انتخابات در برابر یکدیگر قرار نمیگرفتند و در صورت عدم کنارهگیری خاتمی، موسوی پس از استفاده از فرصت و تریبون نامزدی برای نقد وضع موجود از منظر آرمانهای انقلاب اسلامی، پیش از ثبت نام در انتخابات به نفع خاتمی کناره میگرفت و نگرانیهای خاتمی مبنی بر «شکسته شدن آراء اصلاحطلبان»، «رفتن به مرحله دوم»، «ایجاد شائبه رقابت درونجناجی بر سر قدرت» و «زیر سؤال رفتن وعده یا من یا میرحسین» برطرف میشد.
- گزینههای جدی پیش روی اصلاحطلبان پس از انصراف خاتمی به «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» محدود میشود و بازگشت خاتمی در شرایط کنونی و با توجه به قاطعیت او در تصمیمش و آرایش نیروهای سیاسی متأسفانه «ممکن» نیست. با توجه به مجموع شرایط موجود امکان ورود نامزد اصلاحطلب دیگری غیر از موسوی که بتواند از هفتخوان انتخابات به سلامت رد شود و رئیس جمهور ایران گردد نیز وجود ندارد.
- با وجود پارهای از نقاط قوت مهدی کروبی و دفاع تحسینبرانگیز او از حقوق اساسی و سیاسی ایرانیان، شواهد و قرائن موجود حاکی از آن است که احتمال پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات بیش از مهدی کروبی است و سرمایهگذاری برای افزایش احتمال پیروزی او در انتخابات قابل دفاعتر است. به تعبیری دیگر به نظر میرسد تنها بدیل جدی احمدینژاد در انتخابات میرحسین موسوی است و برای ایجاد «تغییر» به سمت شرایط «مطلوب»، میرحسین موسوی بهترین گزینه پیش رو برای ایرانیان است و برای پیروزی در انتخابات باید توان اصلاحطلبان بدون اینکه تقسیم شود به طور متمرکز مصروف حمایت از موسوی گردد.
- موسوی در «نظر» و «عمل» بسیار بیش از آنچه به او نسبت داده میشود «اصلاحطلب» است و نقاط قوت متعدد و «ویژه» او و پارهای امتیارات اختصاصیاش موجب شده است که در میان گزینههای «موجود» و «ممکن»، پس از خاتمی بهترین انتخاب برای ایرانیانی باشد که طالب توقف روندهای نامطلوب فعلی در عرصه سیاست و مدیریت کلان کشور هستند. صداقت و سلامت موسوی و نزدیکانش، اعتماد اقشار سنتی و مذهبی و لایههایی از بدنهی اجتماعی حامی محافظهکاران به موسوی، پایگاه اجتماعی قوی او در طبقات کمتربهرهمند، پایمردی او برای پیگیری شعارهای اصلاحطلبانهاش و پررنگتر شدن سویههای اصلاحطلبانه گفتمانش در هفتههای اخیر از جمله نقاط قوت میرحسین موسوی است.
- موسوی میتواند با انجام اقداماتی مشخص و تقویت ستاد انتخاباتی و بهبود جهتگیریهای تبلیغاتیاش خود را به پیروز انتخابات (در مرحله اول یا دوم) تبدیل کند. موارد زیر از جمله مهمترین اقداماتی است که برای فراهم کردن امکان پیروزی موسوی در انتخابات ضروری به نظر میرسد:
1- اجماع کامل اصلاحطلبان پیش از ثبت نام نامزدها (که مستلزم خیزش موجی اجتماعی به نفع موسوی یا تأکید و تن دردادن موسوی و کروبی به «نظرسنجی پیش از ثبت نام و ماندن نامزد محبوبتر»، رایزنیها و مذاکرات فشردهتر و حرفهایتر توسط این دو نامزد و دیگر فعالان و بزرگان اصلاحطلب است)
2- حمایت جدی و فعالانه سیدمحمد خاتمی و حامیان او از میرحسین موسوی (که وابسته به درخواست علنی خاتمی از این نیروها، ایجاد انگیزه و انرژی بیشتر در آنها، برطرف نمودن پارهای ابهامات، پاسخگویی به برخی پرسشها، قویتر شدن ستاد موسوی و بهبود روشها و سیاستهای تبلیغاتی اوست)
3- جذب رأی درصد قابل توجهی از جمعیت زیر 35 سال (که مستلزم تقویت جدی بخش جوانان ستاد موسوی و فعالتر شدن جوانان حامی خاتمی به نفع موسوی است)
4- سرمایهگذاری افزونتر برای جذب رأی طبقه متوسط شهری
5- جذب رأی حداقل یکسوم از 28 درصد از ایرانیانی که فقط «گاهی» در انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکنند و به «جمعیت خاموش» مشهورند (در انتخاباتهای ریاست جمهوری پس از انقلاب حداقل 52 و حداکثر 79 درصد از واجدین شرایط شرکت کردهاند. جذب کسری از این جمعیت خاموش نیازمند فعالتر شدن اصلاحطلبان پیشرو برای حمایت از موسوی است)
6- معطوف نمودن تبلیغات انتخاباتی حامیان موسوی به جذب رأی گروههایی از ایرانیان که در شرایط کنونی موسوی در میان آنها از پایگاه ضعیفتری برخوردار است (یعنی بخشی از جوانان و آنها که به احمدینژاد رای میدهند یا اساساً رأی نمیدهند) بدون دفع رأی آنها که به طور طبیعی به موسوی رأی میدهند.
7- تزریق انرژی و انگیزهبخشی بیشتر به احزاب و گروهها و جوانان حامی خاتمی و موسوی برای حمایت از موسوی
- برای تحقق اهداف هفتگانه فوق بیشترین ابزارهای مورد نیاز و ضروری در اختیار شخص میرحسین موسوی قرار دارد و وی میتواند با انجام اقداماتی مشخص و «نه چندان دشوار» زمینه را برای تحقق این اهداف فراهم سازد و نیروها و انرژیهای فراوان و مؤثری را برای کمک به پیروزی خود آزاد سازد. پیروزی در انتخابات بدون عملیاتی شدن محورهای فوق دشوار به نظر میرسد.
- با انصراف خاتمی کار اصلاحطلبان در انتخابات پیش رو بسیار دشوارتر شدهاست و پیروزی در انتخابات بدون همراهی فعالانه احزاب کانونی اصلاحطلب و شخصیتها و نیروهای اجتماعی طالب «تغییر سازنده» دور از دسترس به نظر میرسد. کمبود «زمان»، «انگیزه» و «انرژی عاطفی» بر مشکلات پیش روی اصلاحطلبان افزوده است و این همه ایجاب میکند همه جریانها و گروههای اصلاحطلب ضمن حفظ مرزها و فاصلهی هویتی خود به حمایتی «قاطعانه» از موسوی بپردازند و هر چه در توان دارند را هر چه زودتر برای افزایش احتمال پیروزی موسوی - نامزد خواستاران تغییر - در انتخابات به کار بگیرند.
«موج سوم» که اولین حرکت گروه «خودجوش»، «مستقل» و «سازمانیافته»ای بود که برای دعوت و حمایت از خاتمی در انتخابات شکل گرفت، از تابستان تا 20 بهمن 87 با عنوان «پویش دعوت از خاتمی» کوشید در حد توان محدود خود و با فعالیتهای 22گانهاش در جهانهای واقعی و مجازی، احتمال نامزدی سیدمحمد خاتمی را افزایش دهد و در فضای سرد تابستان و پاییز 87 زمینه را برای آمدن خاتمی فراهم آورد. فعالیتهای «پویش» قبل از اعلام نامزدی خاتمی مواردی از این دست را شامل میشدند: گردآوری سازمانیافتهی بیش از 220 هزار امضای معتبر از پویشگران «موج سوم» برای طومار کاغذی و الکترونیک دعوت از خاتمی؛ راهاندازی و بروزرسانی منظم سایت پربینندهی «موج سوم» (www.mowj.ir)؛ انتشار بیش از یک میلیون و پانصد هزار کلمه مطلب در دفاع از نامزدی خاتمی (در قالب بیش از 600 مصاحبه، 300 یادداشت، 30 گزارش دیدار و همایش و 600 خبر که حتی یک خط از آن تکذیب نشد و در مجموع بیش از 10 هزار بار در روزنامهها، خبرگزاریها و سایتهای فارسیزبان انعکاس یافت و حداقل 12 میلیونبار خوانده شد و افزون بر 100 بار به تیتر یک روزنامهها و سایتهای فارسیزبان بدل گشت)؛ برگزاري تنها همايش دعوت از خاتمي با عنوان «موج سوم» (اولین گردهمايي حاميان سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري دهم) با سخنرانی 22 تن از نخبگان فرهنگي، هنري، ديني، اجتماعي و سياسي به نمايندگي از اقشار و گروههاي مختلف اجتماعی؛ دیدار خبری با 22 تن از چهرههای سیاسی و فرهنگی تراز اول کشور؛ دیدار و رایزنی غیرخبری با 100 فعال سیاسی و فرهنگی؛ تهیه، تدوین و انتشار بیش از 40 گزارش ویدیویی و کلیپ هنری از دیدارها و همایش (که در مجموع از طریق سایت «موج سوم» و یوتیوب و بلوتوث صدها هزار بار دیده شدند)، ساخت و انتشار پنج ترانه؛ تکثیر و توزیع هزاران نسخه از اولین دیویدی «موج سوم» (شامل گزیدهای از فیلمهای دیدارهای هسته مرکزی «پویش» با نخبگان، فیلم سخنرانیهای اولین همایش «موج سوم» و ترانهها و کلیپهای تولیدی «پویش») و جلب حمایت بیش از 50 تشکل از نامزدی خاتمی و فهرست کردن آنها در سایت «موج سوم».
هدف «پویش دعوت از خاتمی» افزایش احتمال نامزدی خاتمی و رساندن صدای جامعه و نخبگان به خاتمی و رهبران اصلاحطلب بود که با اعلام رسمی نامزدی خاتمی در انتخابات محقق شد. سیدمحمد خاتمی نیز در آخرین دیدار هسته مرکزی «پویش» با وی گفت: «صدای مردم و نخبگان را از طریق «موج سوم» شنیدم و دعوت مردم را جدی گرفتهام». با تأمین اولین هدف «موج سوم» و پس از انتشار سپاسنامههای هسته مرکزی «پویش» خطاب به پویشگران و سیدمحمد خاتمی، «پویش دعوت از خاتمی» به «پویش حمایت از خاتمی» تغییر نام داد.
فعالیتهای «پویش دعوت از خاتمی» بیشتر معطوف به تغییر نظر خاتمی و نخبگان سیاسی بود، اما فعالیتهای «پویش حمایت از خاتمی» بیشتر برای تأثیرگذاری بر نظر «جامعه» و تودههای ایرانیان برنامهریزی شده بود. از این رو «موج سوم» با توجه به اقتضائات متفاوت هدف و فضای جدید، فعالیتهای 30گانهی نوینی را جایگزین فعالیتهای 22گانهی پیشین کرد. هدف از این فعالیتهای 30گانه جدید این بود که با اجتناب از فعالیتهای موازی و با استفاده از نیروی صدها هزار پویشگر و اعضای ستادهای خاتمی و حامیان گمنام او ظرفیتهای جدیدی فعال شوند و «موج سوم» به عنوان پویش (کمپین)ی مردمی، مستقل و غیرستادی در کنار و در تعامل با ستادهای انتخاباتی خاتمی و دیگر احزاب و گروههای حامی خاتمی زمینه را برای پیروزی قدرتمندانه سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم فراهم آورد و 22 عضو هسته مرکزی «پویش» و دهها عضو کمیتههای 14گانهی آن از نیرو و یاری صدها هزار پویشگر «موج سومی» برای تأثیرگذاری بر تودههای ایرانیان در شهرها و روستاها و تغییر نظر هموطنانی که یا به نامزدی دیگری رأی میدهند و یا رأی نمیدهند استفاده کنند.
اما متاسفانه با اعلام انصراف سیدمحمد خاتمی، از میان طرحهای 30گانه مرحله جدید تنها چند طرح از جمله «جنبش پیامکی موج سوم»، «طرح عیددیدنیهای موج سومی» و «دومین همایش موج سوم» که مورد استقبال کمنظیر نخبگان غیرسیاسی و حامیان خاتمی قرار گرفت، مجال اجرایی شدن پیدا کرد و فعالیتهای دیگر با عنایت به کنارهگیری سیدمحمد خاتمی متوقف شد و اجرا نگردید.
اهداف حداکثری «موج سوم» که تنها با نامزدی و پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات قابل تحقق بود متأسفانه با کنارهگیری او دستنیافتنی شد، اما برخی از اهداف «موج سوم» از جمله «تغییر» وضعیت موجود و خردمندانهتر و اصلاحطلبانهتر شدن مدیریت کشور با پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات نیز دستیافتنی است. ارزیابی ما پس از صدها نفرساعت رایزنی در هفتههای گذشته و کسب نظر بدنه پویشگران این است که در میان نامزدهای موجود، میرحسین موسوی بهترین انتخاب برای «اصلاحطلبان» است، بیشترین احتمال پیروزی در برابر حریف را دارد و خیر و مصلحت ایرانیان، جمهوری اسلامی و فرهنگ، اقتصاد، دین، اخلاق و سیاست در ایران با حمایت از موسوی و پیروزی او در انتخابات بیشتر تامین میشود.
در دیدارمان با میرحسین موسوی نیز پس از طرح پارهای از پرسشها از او و شنیدن پاسخهایش اطمینان یافتیم که او حداقلهای اصلاحطلبانه مورد نظر ما - اعتقاد به دموکراسی، آزادیهای اجتماعی و سیاسی، تنشزدایی در عرصة بینالمللی، فصلالخطاب بودن قانون، فضای آزاد فرهنگی و رسانهای، عدالت، اقتصاد رقابتی، تقویت نهادهای مدنی، حقوق شهروندی و سیاسی مصرح در قانون اساسی و مخالفت با تبعیضهای سیاسی، جنسیتی، دینی و اقتصادی- را داراست و برای پیشبرد «اصلاحات» بهترین گزینه موجود در عرصه انتخابات است. از این رو، اعضای هسته مرکزی «موج سوم» ضمن اعلام حمایت خود از میرحسین موسوی در انتخابات و دعوت از پویشگران «موج سوم» برای حمایت از او، از این پس خواهند کوشید با تأکید بر هویت اصلاحطلبانه خود و با محوریت سیدمحمد خاتمی - پرچمدار اصلاحات - و تکیه بر حمایت پویشگران احتمال پیروزی میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای اصلاحطلبان در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را افزايش دهند.
«موج سوم» وسیعترین پویش (كمپين) انتخاباتي خودجوش و مدني در ايران است كه قریب به نیم میلیون پویشگر (کمپینر) برای دعوت و حمایت از خاتمی به آن پیوستهاند. اعضای هسته مرکزی «پویش» که در شرایط کنونی تصمیم به حمایت از موسوی گرفتهاند، ضمن احترام به نظر آن دسته از پویشگرانی که به هر دلیلی حاضر به حمایت از موسوی نیستند میکوشند با یاری پویشگرانی که برای حمایت از موسوی با هسته مرکزی همراهند (و انشاءالله رو به افزایش خواهند بود) فعالیتهای خود را در دو ماه آینده سازمان دهد و پس از انتخابات با حفظ ارتباط خود با کلیه پویشگران، فعالیتهای خود را به عنوان پویشی اجتماعی در قالبهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و با محوریت سیدمحمد خاتمی ادامه دهند.
با مهر و توکل بر خدا
هسته مرکزی «موج سوم» (پویش حمایت از خاتمی)
سیدمحمد خاتمی رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز روز پنجشنبه به مناسبت آغاز سال جدید با مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی دیدار کرد.
سایت بنیاد باران از قول محمدعلی ابطحی این گونه خبر داده که در این دیدار دو طرف درباره مباحث سیاسی به ویژه موضوع انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز با یکدیگر بحث و تبادل نظر کردند.
در عین حال اعضای شورای سیاستگذاری ستاد جوانان حامی خاتمی نیز روز پنجشنبه به دیدار مهدی کروبی رفتند و در این دیدار به ارائه نظرات و دیدگاه های خود پرداختند.
دبیرکل حزب اعتماد ملی نیز پس از شنیدن نظرات میهمانانش در حالی که نقطه نظرات آنها را ارزشمند و مبتنی بر واقعیت دانست و با توجه به مباحثی که در این دیدار از سوی جوانان مطرح شد، به نکاتی اشاره و خاطرنشان کرد که شرح مفصلی را پس از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به آنها خواهد داد. وی با بیان اینکه «جریان اصلاحات دو مقطع زمانی را پشت سر گذاشت»، گفت؛ قبل از خرداد ۷۶ یک مقطع زمانی بود که اصلاح طلبان در آن حضور داشتند و در آن زمان نارضایتی عمومی و سرخوردگی هایی که در میان مردم به وجود آمده بود موجب آن شد که آقای خاتمی به عنوان کاندیدای جریان اصلاحات با رای بالایی پیروز شود بنابراین نه ما و نه خاتمی معجزه نکردیم، بلکه شرایط باعث شد چنان جریانی شکل گیرد، کمااینکه اکنون نیز دوباره چنان شرایطی به وجود آمده و نارضایتی عمومی به حدی است که زمینه مناسبی برای حضور گسترده مردم در انتخابات وجود دارد. وی یادآوری کرد؛ با توجه به سرخوردگی و نارضایتی عمومی که در مردم به وجود آمده به طوری که قشرهای مختلفی از اقتصاددانان، اندیشمندان، فرهنگیان و ورزشی ها از وضعیت فعلی رنجیده خاطر هستند باید مردم را به حضور در انتخابات تشویق کنند تا وضع تغییر کند.
کروبی تصریح کرد؛ کسانی که زمانی انتخابات را تحریم می کردند اکنون به این نتیجه رسیده اند که عدم شرکت در انتخابات نتیجه یی ندارد. من در عرصه این انتخابات با جدیت و شدت کار می کنم و آقای موسوی نیز فرد شریفی است و در عرصه حضور دارد بنابراین شما حتماً در انتخابات شرکت کنید و از هر کدام از کاندیداها که خواستید حمایت کنید ولی فضا را خوب نگه دارید و از تخریب بپرهیزید.
آخرین فهرست واگذاری بین المللی شرکت های دولتی را اعلام کرد.به گزارش خبرنگار «اعتماد»، این فهرست ۱۳گانه که اخیراً در سایت های خارجی هم منتشر شده شامل منسوجات، پتروشیمی، چاپ اوراق بهادار و حتی باشگاه ورزشی است.سازمان سرمایه گذاری و کمک های اقتصادی و فنی ایران که فهرست واگذاری ها را منتشر کرده، نحوه واگذاری ۱۱ شرکت را از طریق بورس و مزایده اعلام کرده و دو مورد را مسکوت گذاشته است.نکته جالب در این اعلام، معادل سازی نرخ دلار با ریال ایران است. با آنکه در قانون بودجه سال ۱۳۸۸ هر دلار معادل ۹۵۰ تومان در نظر گرفته شده است، اما در این واگذاری ها هر دلار معادل هزار تومان دیده شده است.بر اساس این گزارش، سازمان خصوصی سازی در نظر دارد ۸۵/۲۳ درصد نساجی مازندران را از طریق بورس واگذار کند.از دیگر شرکت هایی که قرار است از طریق بورس واگذار شوند و خریداران خارجی هم می توانند به خرید سهام آنها اقدام کنند، کاغذ و اسکناس پاکستان است که موضوع فعالیت آن چاپ اوراق بهادار است. سازمان سرمایه گذاری و کمک های اقتصادی و فنی ایران اعلام کرده است ۱۰ درصد سهام این شرکت که معادل ۲۲ میلیون سهم است، واگذار می شود.همچنین ۷۰ درصد سهام پتروشیمی بندر امام، ۵۱ درصد شرکت گاز استان همدان، ۱۰۰ درصد شرکت گاز استان سمنان، ۱۰۰ درصد شرکت گاز استان چهارمحال و بختیاری و ۱۰۰ درصد شرکت گاز استان زنجان از مواردی است که پیش بینی شده از طریق بورس واگذار شوند.شرکت های دیگری که واگذاری بین المللی آنها از طریق مزایده اعلام شده پشتیبانی کالا و نفت تهران، فرآب، سرمایه گذاری پتروشیمی و باشگاه ورزشی پرسپولیس است. بر اساس این اعلام قرار است ۱۰۰ درصد سهام باشگاه ورزشی پرسپولیس از طریق مزایده واگذار شود.اما آیا واگذاری ها در این شرایط امکان پذیر است؟بررسی های گذشته نشان می دهد ایران در یک سال و نیم گذشته حداقل در دو واگذاری سهام شرکت های داخلی به خارجی ها موفق نبوده است.برای مثال در اسفندماه ۸۶ در ایران اعلام شد یک کنسرسیوم ترکیه یی خواهان خرید مزایده یی ۹۵ درصد از سهام شرکت پتروشیمی رازی به ارزش ۶۳۵ میلیارد تومان است. بنا بر اعلام این اولین حضور جدی و تمام عیار سرمایه گذاران خارجی در تاریخ خصوصی سازی کشور بود. اما این اعلام به رغم خبرهای تند و تیز هیچ وقت قطعیت نیافت.همچنین در همان موقع اعلام شد میلیاردر روسی قرار است بلوک های «فولاد» را بخرد. حتی در همان زمان نیز اعلام شد امپراتور فولاد جهان یعنی میتال هندی برای خرید سهام فولاد مبارکه به ایران می آید اما نه آن میلیاردر روسی آمد و نه میتال هندی. در نیمه دوم اسفندماه ۸۶ وقتی فارس از معاون سازمان خصوصی سازی سرانجام این امر را پرسید مهدی عقدایی پاسخ داد؛ تاکنون یکی دو سرمایه گذار خارجی از جمله میلیاردر روسی برای خرید سهام برخی شرکت ها به ایران آمده اند و مذاکراتی انجام شده است. وی در رابطه با واگذاری چهار بلوک پنج درصدی فولاد مبارکه و بلوک ۴۰درصدی ایرالکو اظهار داشت؛ در دو هفته گذشته یکی دو سرمایه گذار خارجی از جمله یک میلیاردر روسی (راشنیکف) به ایران آمدند و بعد از بازدید از کارخانه های ذوب آهن و فولاد مبارکه و ایرالکو و چند کارخانه دیگر اطلاعات مربوط را دریافت کردند و مذاکراتی را انجام دادند. وی ادامه داد؛ این سرمایه گذار روسی بیشتر خواهان خرید اکثریتی و مدیریتی شرکت های ایرانی خصوصاً ذوب آهن بود، اما براساس مصوبات موجود دولت چنین امکانی وجود ندارد.یکی دیگر از واگذاری های خارجی که سرانجامی پیدا نکرد، شرکت ملی مس بود که قرار بود پنج درصد از سهام آن به خارجی ها واگذار شود اما تاکنون خبری از آنها نشده است.
حسين محمدي
Mohammadi1363@gmail.com
حميدرضا جلايي پور،عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت، استاد جامعه شناسي دانشگاه تهران و مديرمسوول اولين روزنامه جامعه مدني ايران، جامعه، از طرفداران سرسخت حضور سيدمحمد خاتمي در انتخابات بود.حتي مصاحبه وي در نشريه توقيف شده "شهروندامروز" در حمايت از خاتمي، باعث دلخوري طرفداران حضور عبدالله نوري و مهدي کروبي شد. او امااکنون با همان شدت از موسوي حمايت و در گفت و گو با روز تاکيد مي کند که: "کانديداي ما در انتخابات مير حسين موسوي است، به شدت از وي حمايت مي کنيم و شوخي هم نداريم!" چون "معيار ما براي معرفي کانديدا، ميزان راي آوري است."
آقاي جلايي پور، فکر مي کنم بدترين خبر در سال گذشته
براي طرفداران آقاي خاتمي، انصراف ايشان از حضور در صحنه انتخابات بود.
تصور مي کرديد به اين نحو از انتخابات انصراف دهند؟
واقعا بدترين خبر بود. من اصلا فکر نمي کردم اين گونه شود، ولي اتفاق افتاد. دير آمدن آقاي خاتمي باعث انتقاداتي به ايشان شد، ولي وقتي دير آمدند، ما فکر مي کرديم که ديگر آمده اند.
خيلي ها مي گويند انصراف آقاي خاتمي، حرکتي اخلاقي بوده است. شما هم چنين عقيده اي داريد؟
نه، من صلاح نمي دانم بحث هاي اخلاقي اين گونه به کار روند.بحث هاي تحليلي مبتني بر اخلاق، ضوابطي دارد. نمي شود هر بحث يا هر کاري را اخلاقي گفت. شايد بتوان اين کار آقاي خاتمي را تحليل کرد.
مثلا چه تحليلي؟
در کشور ما علت خيلي از تصميمات مهم را شايد سال ها بعد بتوان فهميد، اما الان تنها چيزي که من مي فهمم اين است که آقاي موسوي که آمد، آقاي خاتمي رفتند، يعني همان صحبتي که خودشان گفته بودند که يا من مي آيم يا آقاي موسوي.
همين جمله آقاي خاتمي، به نظر شما نشان دهنده نوعي توافق با آقاي موسوي نبود؟
تمام بحث ها را که ما نمي دانيم. وقتي آقاي خاتمي اين جمله را گفت، ما فکر مي کرديم که آقاي خاتمي هستند. اما بعد ديديم که آقاي موسوي آمدند و طبيعتا آقاي خاتمي رفتند.
چطور شد که مشارکت اين قدر سريع از اقاي موسوي حمايت کرد؟
کاري که مشارکت کرد، خيلي هم به سرعت نبود. مشارکت، حزب يکي – دو نفره نيست که سريع تصميم بگيرد. حزبي است که شوراي مرکزي، دفتر سياسي، ارکان و نماينده هاي شهرستان دارد. نماينده هاي شهرستان، نماينده شهرها هستند و براي خودشان شاني دارند. يعني گرفتن يک تصميم به نام حزب، مسير طولاني و دشواري را طي مي کند. من مثلا يادم هست که چند ماه طول کشيد که کانديداي مشارکت آقاي خاتمي بشوند.
در همان زمان پيش بيني چنين روزهايي را مي کرديد؟
همان زمان بچه هاي مشارکت – که الان پخته شده اند – اين احتمال را دادند که شايد به هر دليلي آقاي خاتمي وارد صحنه نشود. به همين دليل تصويب کردند که در اين صورت، شوراي مرکزي و ارکان حزب تصميم گيري کند. به هر حال بعد از شوک انصراف آقاي خاتمي، در تقريبا بيست روز گذشته بحث هاي خيلي زيادي مطرح شد – که اميدوارم روزي چاپ شوند – و نتيجه کلي بحث هاي حزب، آقاي موسوي شدند که حدود دو سوم آراي درون حزب را به خود اختصاص دادند. يعني يک فرايند واقعا حزبي طي شد و از آقاي موسوي هم محکم دفاع شد
چرا آقاي موسوي؟ انتخاب آقاي موسوي فقط به دليل صحبت هاي آقاي خاتمي در حمايت از وي بود؟
کانديداي اول ما، آقاي خاتمي بودند که انصراف دادند. مشکل ما اين بود که کانديدا نداشتيم. در بين کانديداهاي موجود نزديک ترين فرد به دغدغه ها و اهداف اصلاح طلبانه، آقاي موسوي بودند که راي خوبي هم آوردند. مي شود هم بحث کرد چرا. در ميان کانديداهاي موجود آقاي موسوي، بيشتر دغدغه هاي اصلاح طلبان را دارد: در سياست، در فرهنگ، در اجتماع در سياست خارجي و کاملا اصلاح طلب اند،شايد در گفتارها تفاوت وجود داشته باشد. ما الان خيلي محکم از آقاي موسوي حمايت مي کنيم و شوخي هم نداريم.
مشارکت که به هر شکل قصد حضور در انتخابات را داشت با
چهار گزينه مواجه بود:موسوي، نوري، کروبي و کانديداي حزبي. چرا در اين
ميان آقاي موسوي انتخاب شد؟
معيار براي مشارکت حتي در زمان خاتمي و همين الان، پيروزي در انتخابات است. معياري که خيلي از نيروهاي دلسوز کشور به آن توجه نمي کنند. مشارکت در شرايط خاصي تصميم گيري مي کند. اگر شرايط عادي و رقابت انتخاباتي، حزبي بود، همه احزاب مي توانستند رسانه داشته باشند، کسي نگران سلامت انتخابات نبود، طبيعي است که همه احزاب، افراد خود را کانديدا مي کردند. ولي ما در شرايط عادي نيستيم. لذا مهم ترين معيار براي مشارکت، حمايت از کسي بود که در انتخابات پيروز شود و نزديک به دغدغه هاي اصلاح طلبي باشد.
يعني دليل حمايت از آقاي خاتمي هم همين بود؟
بله. اگر دقت کنيد هفت – هشت ماه پيش که مشارکت به شدت از آقاي خاتمي حمايت مي کرد، زماني بود که نيروهاي منتقد، دست به تحليل هاي عجيب مي زدند. چقدر فشار آوردند، چقدر جو سازي کردند. امابعداز هفت – هشت ماه همه فهميدند که اتفاقا مشارکت روندي را که جامعه سياسي طي مي کند، به خوبي شناخته است. لذا از کسي حمايت نکرد که اگر مي ماند قطعا رييس جمهور نبود.معيار مشارکت پيروزي کانديدا در انتخابات بود که درآن زمان خاتمي بود. الان هم از آقاي موسوي، حمايت مي کنيم چون درميان کانديداهاي حاضر بيش از همه احتمال پيروزي دارد.
يعني شما شانس پيروزي آقاي موسوي را از آقايان نوري و کروبي بيشتر مي دانيد؟
بله. ضمن احترام به همه دوستان اصلاح طلب، ما معتقديم آقاي موسوي راي آوري بيشتري دارند.
مي شود از حرف شما اين برداشت را داشت که براي شما بيش از تکيه به شعارها، در مرحله اول پيروزي در انتخابات مهم تر است؟
مشارکت حزبي است که به دموکراسي معتقد است وروي زمين ايران قدم مي زند و نه آسمان. بر آن است که ارزش هاي خود را به پيش ببرد و به همين دليل حرف هاي بزرگ غيراجرايي نمي زند.
به بحث حمايت از آقاي موسوي برگرديم. خيلي ها هنوز روي اصلاح طلب بودن آقاي موسوي حرف دارند
عناصري که آقاي موسوي روي آن تاکيد کرده اند، براي اصلاح طلبان عناصر تعيين کننده اي است.
مثلا چه مواردي؟
براي اصلاح طلب چه چيزهايي مهم هستند؟ آزادي، تقويت احزاب، اينکه رييس
دولت سلامت انتخابات را تضمين کند. استقلال قاضي براي رييس دولت مهم
باشد، حقوق شهروندي مهم باشد. رسما دروغ نگويد و مردم را فريب ندهد.
موسوي هم در مصاحبه نشان داد که اين مسايل برايش مهم است، در گذشته هم
برايش مهم بود.
به هر حال ايشان هنوز حتي حاضر نشده اند که رسما اعلام کنند اصلاح طلب هستند.
همين آقاي موسوي در سخت ترين شرايط نخست وزير بوده؛ و در آن فضا خيلي از رفتارهاي او قابل دفاع بوده است.
کدام رفتارها؟ خيلي نقذها به آن دوران وجود دارد و به زبان عاميانه آن دوره را دوره "بگير و ببند" مي نامند.
مطبوعاتي که بعدا در دوره آقاي هاشمي منتشر شدند، در دوران آقاي موسوي مجوزگرفتند. نه نفر از اعضاي کابينه آقاي موسوي، هم خط ايشان نبودند، اما چون قوي بودند، آقاي موسوي آن ها راتحمل مي کردند و اين مهم است که تحمل مي کردند. در بحث اجتماعي مثلا تقويت نهادهاي مدني مهم است. عدم دخالت در حوزه خصوصي افراد برايش مهم است. براي همين گفته بود که طرح امنيت اجتماعي را جمع مي کنيم، اين چه مبارزه اي است که بيشتر به تعداد تخلفات اجتماعي مي افزايد. ايشان به عرصه عمومي، نقد و بررسي اعتقاد دارد. دولت وظيفه را دارد که اين عرصه را امن کند تا نخبگان عرصه حرف بزنند، نه اينکه کارشناسان و افراد نخبه ساکت بمانند و يک مشت دروغ گو صحبت کنند.
ولي به هر حال بايد ديد اين مسايل در دوره ايشان رعايت شده است يا خير.
آن فضا، فضاي انقلابي بود و ما از بي دولتي به سمت استقرار دولت حرکت مي کرديم. در همان دوران خيلي از عملکردهاي آقاي موسوي قابل دفاع بوده است
مي شود مثالي از رفتارهاي قابل دفاع آقاي موسوي بزنيد؟
من آن زمان فرماندار مهاباد بودم. يکي از شخصيت هايي که به شدت از حقوق کردها دفاع مي کرد، همين آقاي موسوي بودند. من مايلم تصحبح کنم يکي از پايگاه هاي دفاع از حق شهروندي اقوام آقاي موسوي هستند؛من به عنوان فرماندار مهاباد، بيشترين رابطه را با نخست وزير داشتم. ما يک تحقيق علمي کرده بوديم درباره اينکه چرا در کردستان افراد به گروه هاي مخالف نظام مي پيوندند و به دنبال مبارزه مسلحانه مي روند. يکي از مسايلي که آن تحقيق نشان داد روي اين مساله موثراست، بحث بيکاري بود. ايشان براي همين تحقيق، سفري اختصاصي به کردستان انجام دادند و چندين مصوبه غير شعاري – نه از مصوبه هايي شعاري الان – براي اشتغال انجام داد. بودجه اختصاصي تخصيص داد و خيلي از کردهاي سرمايه گذار آمدند و امکانات را گرفتند و در منطقه مستقر کردند. اين ها نکات مثبتي است که که در مقابل جوان هاي امروز، ما مي توانيم شهادت بدهيم.
بحث سياست خارجي چطور؟ آقاي موسوي را از مشاوران و تاييد کنندگان سياست هسته اي دولت نهم مي دانند.
اين از همان حرف هاي نسنجيده است. رفتارو گفتار آقاي موسوي نشان مي دهد که ايشان به شدت طرفدار منافع ملي کشور است. اما منافع ملي در نظام بين المللي موجود. نظام بين المللي موجود نظامي نيست که همه چيزش مبتني بر قانون و توافق برابرهمه دولت ها باشد، بلکه مبتني بر قدرت است. ايشان مخالف تشنج زايي و تعارض، آن هم به شکل کاريکاتوريش است، آن هم فقط در لفظ. ايشان موافق تنش زدايي هستند و ادامه دهنده مسير تشنج زدايي آقاي هاشمي و اعتمادسازي آقاي خاتمي اند. چون تيم ديپلماسي ايشان هم، همان تيم هاي قبلي است.
آِينده را با آقاي موسوي چگونه مي بينيد؟
نظرسنجي هاي دو – سه روز اخير نشان مي دهد آراي آقاي موسوي روند رو به رشدي دارد. همه کساني که آينده ايران و جامعه برايشان مهم است، بايد وارد صحنه شوند. اگر پشتوانه راي آقاي موسوي قوي باشد، فکر مي کنم آقاي موسوي در همان دور اول، رييس جمهورخواهند شد. مي توان اميدوار بود که آقاي موسوي پديده انتخاباتي هشتاد وهشت باشند.
مريم زماني
نتايج يک نظرسنجي انتخاباتي که از سوي خبرگزاري کار ايران (ايلنا) منتشر شده، از پيشتازي ميرحسين موسوي در کسب آراي کارگران خبر ميدهد. خبرگزاري ايلنا که به خانه کارگر وابسته است، با انتشار اين نظرسنجي،اختلاف آراي موسوي و احمدينژاد را 16 و آراي مهدي کروبي را نيز 8 درصد اعلام کرده است. در همين حال يک عضو فراکسيون اقليت مجلس نيز خبر داده که در صورت برتري قطعي يکي از نامزدهاي اصلاحطلب در نظرسنجيها، نامزد ديگر به نفع نامزد برتر کنارهگيري خواهد کرد.
به نوشته خبرگزاري ايلنا، در اين نظرسنجي که در پايان سال گذشته انجام شده، 62.2 درصد شرکتکنندگان اعلام کردهاند که در انتخابات شرکت ميکنند. همچنين 57.3 درصد کارگران معتقدند که وضع کارگران در دولت نهم از دولت قبلي بدتر شده است؛ تنها 37.4 درصد از جامعه آماري اين نظرسنجي، دولت احمدينژاد را طرفدار طبقه محروم جامعه ميدانند.
بر اساس نظرسنجي مذکور 52 درصد از شرکتکنندگان در انتخابات اعلام کردهاند که به ميرحسين موسوي راي خواهند داد، 36 درصد احمدينژاد را انتخاب کردهاند و 8 درصد نيز گفتهاند به کروبي راي ميدهند.
انتشار نتايج اين نظرسنجي واکنش سايتهاي طرفدار احمدينژاد را برانگيخت و باعث شد آنها خبرگزاري ايلنا را به آمارسازي و جعل نظر متهم کنند.
همزمان يک عضو فراکسيون اقليت مجلس هشتم نيز اعلام کرد که نظرسنجيها
درباره تعيين تکليف حضور ميرحسين موسوي يا مهدي کروبي از سوي جناح اصلاح
طلب در انتخابات تعيين کننده خواهد بود. به گفته اين نماينده، کروبي گفته
است که اگر نتايج نظرسنجيها به سمت وي نباشد، از صحنه انتخابات کنار
خواهد رفت.
محسن نريمان با بيان اين مطلب،راجع به اجماع دو کانديداي مطرح در جريان
اصلاحطلب گفت: "در صورتي که در نظرسنجي هاي آتي وزنه رأي يکي از
کانديداي اصلاح طلبان بيشتر از ديگري باشد قطعاً انصراف يکي از اين دو
کانديدا قطعي خواهد بود." با اين حال وي تاکيد کرد که اين مسئله "احتمالاً
تا زمان ثبت نام کانديداي انتخابات به طول خواهد انجاميد."
پيش از اين هم چند عضو جبهه اصلاحات از اجماع اصلاحطلبان، پس از مشخص شدن نتيجه نظرسنجيهاي قبل از ثبت نام خبر داده بودند؛ از جمله محمدعلي ابطحي، عضو مجمع روحانيون مبارز که دو روز پيش گفت: "وقتي بر اساس نظرسنجي مشخص شد که يکي ازکانديداهاي اصلاحطلب مي تواند به دور دوم انتخابات راه يابد، آن هنگام است که به طور طبيعي، اجماع شکل خواهد گرفت."
زمان ثبت نام انتخابات رياستجمهوري دهم، پانزدهم ارديبهشت ماه اعلام شده است و در اين حال نظرسنجيهاي منتشر شده از سوي منابع خبري نزديک به دو جناح، نتايج متفاوتي را به تصوير ميکشند.
دعواي نظرسنجيها
از ابتداي هفته جاري که اولين هفته پرخبر پس از تعطيلات نوروزي بود، دعوا بر سر نتايج نظرسنجيهاي انتخاباتي ادامه داشت.
در ابتداي هفته، خبرگزاري آفتاب گزارش داد که در نظرسنجيهاي ميداني انجام شده از سوي حزب موتلفه، "نامزد منتقد دولت و مورد حمايت اصلاح طلبان" در موقعيت بهتري نسبت به احمدينژاد قرار گرفته است. اين خبرگزاري همچنين تاکيد کرد که در اين نظرسنجي، رئيس دولت نهم "با اختلاف بسيار زياد پايينتر از نامزد مورد حمايت گروههاي اصلاحطلب" قرار گرفته است.
اين خبر، واکنش روابط عمومي حزب موتلفه را در پي داشت که ادعا کرد: "براساس نتايج به دست آمده از نظرسنجيهاي ميداني حزب موتلفه اسلامي دکتر احمدينژاد در صدر نتايج نظرسنجي قرار دارد و عليرغم ادعاي سايت خبري آفتاب مبني بر موقعيت بهتر نامزد منتقد دولت نهم، رئيس دولت نهم در موقعيت بالاتري نسبت به سايرين قرار دارد."
محمدنبي حبيبي، دبيرکل فعلي و حبيبالله عسگراولادي دبيرکل سابق موتلفه نيز در روزهاي بعدي بر پيشتاز بودن احمدينژاد نسبت به رقباي خود در نظرسنجيها تاکيد کردند. با اين حال خبرگزاري آفتاب از مسئولان موتلفه پرسيد: "پس چرا مؤتلفه از انتشار نتايج کامل نظرسنجيهاي ميداني مذکور خودداري ميکند؟"
با اين حال سجادي، عضو جبهه پيروان امام و رهبري که با خبرگزاري فارس گفتوگو ميکرد، ناخواسته فاش کرد که نظرسنجيهاي مورد اشاره، مربوط به نظرسنجي در مورد نامزدهاي مطرح جناح اصولگراست و احمدينژاد در مقايسه با رقباي اصولگراي خود موفق شده رتبه برتر را به دست آورد.
لازم به ذکر است که سايت محافظهکار تابناک هم در آخرين هفته سال 87 نتايج نظرسنجي اينترنتي خود را منتشر کرده بود که بر اساس آن محمد خاتمي با 51.7 درصد در رتبه اول، ميرحسين موسوي با 23.8 درصد در رتبه دوم و محمود احمدينژاد با 15.1 درصد در رتبه سوم قرار گرفته بودند.
تابناک ادعا کرده بود که بيش از 54 هزار نفر در اين نظرسنجي شرکت کردهاند و 95 درصد از اين تعداد ساکن داخل ايران بودهاند.
يادآوري اين ماجرا نيز خالي از لطف نيست که يک سال و نيم پيش، وقتي راديو جوان درباره محبوبيت احمدينژاد نظرسنجي کرد، نه تنها نتايج اين نظرسنجي پس از واکنش تند سايتهاي حامي دولت به دستور مديران ارشد صداوسيما اعلام نشد، بلکه ابتدا تعدادي از مجريان و چندي بعد شهرام گيلآبادي مدير اين راديو نيز از کار برکنار شدند.
۱- این اولین اشتباه بزرگ عادل فردوسی پور بود در همه آن سالهایی که برنامهاش را با علاقه تماشا میکردیم.
وقتی محمد مایلیکهن, خوشحال و خرم و خندان, مست از نشستن شاهین اقبال بر شانههایش، بلند شد و آمد استودیوی برنامه نود و فردوسیپور انگار که بخواهد به خاطر این شادی مجازاتش کند؛ تصمیم گرفت حالش را بگیرد.
۲- تا پیش از این برنامه ۹۰ این هفته, همانی بود که انتظارش را داشتیم. با صحنههایی که نشانه و شاهدی بر دنیای امروز ما بود. با مدیر آمبولانسی که وقتی ابومسلم زنگ زد، آژیر آمبولانساش را در ورزشگاه روشن کرد، و یکی از مسئولان تیم که پرید تیمش را تشویق کند و در چمن زمین خورد, و حرفهای از کنترل خارج شده فیروز کریمی که گفت اگر بازیکنش کسی را کتک زده و طرف خبرنگار نبوده، حق داشته و تازه تشویقش هم میکند. بعد هم که سخنگوی فدراسیون در برنامه حاضر شد و فردوسیپور مثل همیشه کوشید تا تناقضهای حرفها و پیچیدگیهای حرفهای و رفتاری طرف را رو کند. تا این جا برنامه همانی بود که انتظارش را داشتیم. که در تمام این سالها به آن دل سپرده بودیم. آینهای برای جامعهمان و مثل همیشه یک ترازوی دقیق و حساس برای نقد.
۳- مشکل اما همان طور که گفتم، وقتی بود که محمد مایلیکهن, سرمربی جدید تیم ملی فوتبال ایران جلوی دوربین فردوسیپور نشست. فردوسیپور البته اشتباه نکرده بود. انتخاب مایلیکهن به عنوان سرمربی تیم، برای بسیاری از هواداران تیم ملی ایران ناامیدکننده بود. انتظارش را نداشتند و یک بازگشت به عقب به حساب میآمد. و از این به بعد بود که فردوسیپور با تکیه بر پشتوانه مردمیاش کوشید تا مایلیکهن را تحقیرش کند. شادیش را ندید، یا کوشید در میانه این شادی کودکانه از او حرف بکشد. که به گوشش برساند که ملت از انتخابش خشنود نیستند. که لایق این مقام نیست. و خوشحالی، عین برف دم عید از صورت مایلیکهن شسته و روبیده شد. غبار غم بر صورتش نشست و تلاش کرد از خودش دفاع کند. پس گفتگویی آغاز شد که هیچ کدام از دو طرف بحث، حالت متعادلی نداشتند. حال شان خوب نبود. پرت و پلا زیاد گفتند. فردوسیپور سؤالی را که باید از رؤسای فدراسیون میپرسید، با مایلیکهن بیچاره مطرح کرد. گفت میداند چرا انتخاب شده، و این که مردم این را نمیخواهند.
۴- عادل فردوسیپور و برنامهاش این روزها برای ما خیلی مهم اند. پنجرهای باز و بی تعارف با جهان ما و جامعه ما. صادق و صمیمی و البته دراماتیک. پس حق چنین اشتباههای فاحشی را ندارد. نباید با تکیه بر این اقبال عمومی و توجه نخبگان, از تریبونش برای آزار دادن یک نفر استفاده کند. به این سادگی نباید حرام شود.
۵- من به این چیزها اعتقاد دارم. عادل دل مایلیکهن را شکست. نامردی کرد. نتیجه اش این که کلی سوتی داد. اسپانیا و آلمان را با هم قاطی کرد. مایلیکهن مربی محبوب ما هم نیست. ولی زمان، زمان تبریک گفتن به او بود. باید در خوشحالیاش شریک میشدیم. این سؤالها باید از مسئولان فدراسیونی میشد که هر دقیقه حرفی میزنند و دلیل وجودیشان معلوم نیست. برای عادل همان یک سؤال از سرمربی جدید تیم ملی بس بود: آیا انتخاب شما به عنوان سرمربی تیم، تنها توسط فدراسیون بوده؟ تا مایلیکهن پاسخ بدهد که نه فقط او، هیچ کدام از مربیهای قبلی تیم ملی هم این چنین انتخاب نشدهاند.
منبع :سایت خبرآنلاین
![]()
حضور میرحسین موسوی در سالن اجتماعات روزنامه اطلاعات با فلاش زدن های متعدد عکاسان خبری همراه بود و میرحسین موسوی در حالی وارد سالن شد که در میان حلقه عکاسان خبری قرار داشت. اما میرحسین برخلاف برنامه پیش بینی شده در روی «سن» حاضر نشد بلکه ترجیح داد در میان خبرنگاران قرار بگیرد اما فلاش های متعدد دوربین های خبری از مردی که ۲۰ سال پیش عرصه سیاست را ترک کرده بود موجب شد وی به روی «سن» برود. میرحسین موسوی زمانی که روی سن قرار گرفت ترجیح داد برخی از سوالات خبرنگاران را پیش از طرح پاسخ دهد بنابراین مهم ترین انگیزه خود را برای حضور «حفظ اصل نظام» عنوان کرد و وجود دغدغه هایی را که بقای نظام را مورد چالش قرار می دهد، عاملی ذکر کرد که موجب شده است این «نگرانی ها» بر برخی از «مصلحت ها» فائق شود و وی برای حضور در عرصه رقابت آمادگی خود را اعلام کند.البته نخست وزیر دوران دفاع مقدس به صراحت از وضعیت موجود در جامعه انتقاد و ضمن طرح این انتقادها تصریح کرد این نگرانی در زمان آقایان هاشمی و خاتمی وجود نداشت. اما وجود برخی از قانون گریزی ها موجب شده است وی در صحنه حاضر شود، چنان که میرحسین موسوی ضمن انتقاد از حذف «سلیقه های گوناگون در کشور» اظهار داشت؛ سال ۶۸ که کار من در دولت تمام شد و در آن دوره تجدیدنظری در قانون اساسی صورت گرفت و نخست وزیر حذف شد، بنده نه تنها در آن مقطع بلکه پیش از آن هم فکر می کردم ما انقلاب کردیم که افراد در یک پست همیشگی و جاودانی نباشند. طبیعی بود قواعدی را طراحی کرده بودیم که بر اساس آن امید داشتیم با رعایت این قوانین سلیقه های گوناگونی به صحنه بیایند و من معتقد بودم اگر قوانین رعایت شوند، سیاست های مختلف اعم از راست و چپ و… فرع است چرا که یک نظام در این چارچوب می توانست شکل بگیرد و می تواند به اهداف خود نائل شود.نخست وزیر دولت های سوم و چهارم مهم ترین نگرانی خود را دغدغه حفظ اصول دانست و تصریح کرد؛ وقتی آقایان هاشمی و خاتمی تشریف آوردند، این نگرانی در وجودم نبود که آیا کسی از جناح راست یا چپ روی کار خواهد آمد. گر چه ممکن بود خودم گرایشی سیاسی داشته باشم اصل را بر این می دانستم که نظام حفظ و قواعد رعایت شود به گونه یی که کشور به جلو رفت. اگر کسی می آمد و افراطی می کرد، دولت بعدی این افراط ها را تعدیل می کرد.وی بار دیگر به انتخابات سال ۸۴ اشاره کرد و گفت؛ در جریان انتخابات نهم هم همین شرایط حاکم بود و افراد شایسته یی حضور داشتند و اعتماد به مردم وجود داشت. اما وقتی از هفت ماه پیش از من سوال می شد که شرکت می کنم یا نه، بر خلاف دفعات قبل جواب نه ندادم چرا که آنچه به تدریج در دوره جدید مرا به تصمیم گیری وادار کرد، این بود که احساس کردم این قواعد در حال بر هم خوردن است و این انگیزه من برای حضور در این انتخابات بود و این مساله در یک یا دو ماه گذشته در من شکل نگرفته است و از ماه ها پیش در این فکر بودم.نخست وزیر دوران دفاع مقدس ضمن هشدار به قانون گریزی در جامعه اظهار داشت؛ من معتقدم اجرای قانون در شکل صوری آن قدم اول برای هر برنامه و سیاستگذاری درست و حفظ کرامت انسانی و حفظ منافع ملی است. وقتی قانون گریزی نه یک بار بلکه به دفعات به رویه تبدیل شود، باید درباره نظام احساس خطر کنیم.وی دومین دلیل حضور را برهم خوردن ساختارها در سیستم تصمیم گیری عنوان کرد و افزود؛ برهم زدن ساختار ها امکان تصمیم گیری های عقلانی را از بین می برد و امکان تصمیم گیری درست در شرایط پیچیده داخلی و جهانی را از ما می گیرد و ما را به قهقرا می برد.موسوی سومین دلیل کاندیداتوری در این دوره را عدم شفافیت گردش اطلاعات در کشور عنوان کرد و گفت؛ من به کرات متوجه شدم که ملت ما، کشور ما، جوانان ما و ایران ما با آمار و اطلاعات متفاوتی مواجه اند که امکان یافتن حقیقت را در این میان ندارند. در شرایط مبهم که امکان گردش اطلاعات درست وجود ندارد، باید گفت در واقع یکی از اساسی ترین حقوق ملت سلب شده است.نخست وزیر دوران دفاع مقدس افراط و تفریط را نگرانی دیگری دانست که از دلایل کاندیداتوری او بوده است و در ادامه افزود؛ افراط و تفریط در کارها هزینه گزافی دارد به طوری که تفریط ما را به جایی می کشاند که بحث دوستداری ملت اسرائیل را مطرح می کنیم و از سوی دیگر در جاهایی آنچنان غرب ستیزی در شعارهای ما اوج می گیرد که برای جبران آن به فرستادن پیام ها و نامه های بی حاصل می پردازیم و شبیه آن را در مسائل اقتصادی هم داریم.
میرحسین موسوی ضمن انتقاد از تحقیر ملت با پرداخت صدقه گفت؛ زمانی که به این عزت نفس با دادن پول، صدقه و گونی سیب زمینی لطمه می زنیم و مردم را تحقیر می کنیم، نمی توانیم امید داشته باشیم که عزت نفس ملت مان را برای روزهای سخت ذخیره کنیم و نگاه داریم. وی تاکید کرد؛ در این زمینه شبهاتی هست و نشان می دهد در این زمینه خوب عمل نکردیم چرا که اگر لازم است به مردم کمک شود، این کمک حق مردم است و نباید انتظار محبت ویژه یی از آنها داشته باشیم. اگر قرار است کاری انجام دهیم، باید نهادینه و مشخص شود این کار مطابق کدام قانون انجام شده است.میرحسین موسوی به آزادی های مصرح قانون اساسی اشاره کرد و گفت؛ در جهت آزادی بیان و عقیده، آزادی مطبوعات و آزادی در نشر کتاب ها در چارچوب قوانین موجود، اگرچه به آن قانون اعتقاد نداشته باشیم، تلاش می کنیم و اگر بخواهیم تغییری ایجاد کنیم آن را از راه قانونی انجام دهیم.اما میرحسین موسوی پس از بیان دلایل حضور خود در پاسخ به سوالی، از سیاست اقتصاد کوپنی دولت خود دفاع کرد و افزود؛ من بارها گفتم شرایط جنگ این سیاست ها را ایجاب می کرد و این به کشور ما منحصر نیست و همه کشورها در جنگ در صورتی موفق بودند که بر اقتصادشان نظارت داشته باشند و یکی از نمونه های آن، کشور انگلستان است.اما دفاع از ایده ها به دفاع از سیاست دولت منحصر نشده چنان که وی از ایده تلویزیون خصوصی نیز دفاع کرد و اظهار داشت؛ من در مجلس بازبینی قانون اساسی سال ۶۸ و سخنگوی اجرایی آن مجلس بودم. جزء مواردی که از پیشنهادات بنده بود و من از آن دفاع کردم، آزادی کانال های تلویزیونی با مدیریت نظام بود و هنوز هم اعتقادم عوض نشده. در آن جلسه یکی از دوستان گفت شما می خواهید همه چیز را دولتی کنید و اینکه باید دولتی باشد، می خواهید خصوصی کنید و این موضوع رد شد. وی تاکید کرد؛ من هنوز بر ایده گذشته اصرار دارم. با توجه به گسترش فضای رسانه یی جهان امروز حتی در عراق که کشور همسایه ماست، این موضوع دیده شده و ما امکان حرکت در فضای رسانه یی نداریم مگر اینکه آزادی عمل داشته باشیم.وی در عین حال از رابطه ایران و امریکا دفاع کرد و گفت؛ لحن اوباما نسبت به رئیس جمهور قبلی تفاوت کرده و منتظر می مانیم که ببینیم این تفاوت ها چه تغییرات عملی در سیاست های امریکا خواهد داشت. البته سخنان اخیر اوباما در پراگ بر سخنان نوروزی سایه انداخته و وی اتهاماتی را متوجه ایران کرده و ادامه این اتهامات می تواند بر ارتباط ایران و امریکا سایه بیندازد. ما منتظریم ببینیم قدم های بعدی به کجا خواهد کشید.در ادامه نخست وزیر دوران دفاع مقدس در پاسخ به سوال «اعتماد» که پرسید؛ «شما نخست وزیر دورانی بودید که دوران بگیر و ببند بود. اگر شما رئیس جمهور شوید با طرح امنیت اجتماعی و طرح های مشابه چگونه برخورد می کنید و سوال دوم اینکه موضع شما درباره تحزب چیست؟ آیا به احزاب در کابینه سهم می دهید یا خود را فراحزبی می دانید؟» گفت؛ پروژه امنیت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامین کننده اهداف نظام ما نیست و همه مسائل اجتماعی با تکیه بر مزیت های ما در اعتماد به جوانان و زنان باید تهیه شود و به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشیم، آثار مثبتی نخواهد داشت. وی تاکید کرد؛ بخشی از برخوردها اساساً موضوعیت ندارد و با سوء نیت انجام می شود و این به حساب نظام گذاشته می شود و من این گشت ها را جمع خواهم کرد.نخست وزیر دولت های سوم و چهارم تحزب را امری ضروری دانست و گفت؛ من رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی بودم و اهمیت تحزب را می دانم و یکی از کاستی های کشور نبود حزب های قوی است و بخشی از مشکلات انتخابات های ما به این مساله بر می گردد. اگر در زمینه حزب پیشرفت داشتیم، مشکلات کمتری بود و اگر احزاب امیدوار باشند در آینده می توانند سهمی در انتخابات داشته باشند، برای ملت خودشان برنامه ریزی و نیروی انسانی تربیت می کنند. موسوی گفت؛ من برای خودم قید درست نمی کنم و این گونه نیست که سریع خط قرمز بکشم و افراد را به غیرنظام یا خودی و غیرخودی تبدیل کنم. من با اصلاح طلبان و اصولگرایان ارتباط قوی دارم و گفتم من اصلاح طلبی هستم که دائم به اصول رجوع می کنم و دستم را به سوی کسانی که قانون، اصول و نظام را قبول دارند دراز می کنم. هنوز می گویم بسیج مدرسه عشق است و در عین حال می دانم در میان شعارهای اصلاح طلبی هم شعارهای زیبایی هست و به معنای این نیست که تایید آن شعارها می تواند اصول را نفی کند.در ادامه میرحسین موسوی در بیان این سوال که شما ارتباطی با نسل جوان ندارید، چطور می خواهید با نسل سومی ها ارتباط برقرار کنید، گفت؛ به نظر من مهم ترین مساله جوانان این است که جوانان بیش از همه متاثر تغییراتی هستند که در جامعه رخ می دهد و نوع برخورد ما به این تغییرات بسیار مهم است. برخی در جهت بستن تغییرات جهانی حرکت می کنند در حالی که این رویه موجب انباشت مسائل پشت یک سد می شود و در صورت شکست آن خطرات جدی کشور را تهدید می کند که یکی از مهم ترین آنها جدایی جوانان از نظام است.وی در ادامه افزود؛ بخش خصوصی از شناور بودن سیاست ها می ترسد. کسی که زحمت کشیده و با خون دل سرمایه یی جذب کرده، با وجود سیاست های شناور نمی تواند سرمایه گذاری خوبی داشته باشد. وقتی ما در سه سال، سه رئیس بانک مرکزی عوض کنیم، طبیعی است که سرمایه گذار داخلی و خارجی حاضر به مشارکت نیست. من حمایت از تولیدکننده داخلی را نیز به عنوان یکی از برنامه ها دنبال خواهم کرد. در دوران جنگ هم این برنامه را دنبال می کردم. برای همه ما باید دردناک باشد که پسته کالیفرنیایی در آجیل ما باشد. امروز همه خبر دادند که صادرکنندگان خارجی مستقیم با کارخانه هایی که سال ها رشد کردند، تماس می گیرند که تولید را متوقف کرده و کالاهای آنها را به فروش برسانند. نخست وزیر دوران دفاع مقدس از اتهام «دولتی بودن» تبری جست و ضمن دفاع از خصوصی سازی گفت؛ ما باید فضای کسب و کار را بهتر کنیم و اراده یی قوی می طلبد و نیازمند همکاری همه قوا هستیم. ما باید جلوی فساد مالی را بگیریم اما منظور من این نیست که باید دنبال مافیای نفتی خیالی باشیم ولی با روش های اجرایی و مصوبات می توان زمینه های جرم خیزی را کم کرد و در نهایت اگر فاسدی پیدا شد، با همکاری قوه قضائیه باید عمل کرد.وی بار دیگر از سیاست منفعلانه ایران در صحنه بین الملل انتقاد کرد و اظهار داشت؛ بنده در صحبت های اخیر اشاره کردم کشوری در صحنه جهانی می تواند موثر باشد که با دست پر به این مصاف برود. وی با ذکر مثال امریکا گفت؛ امریکا قدرت بزرگی است و با ما مشکل دارد و می خواهد با ما برخورد کند ولی اول با اروپا هماهنگ می کند اما ما که می خواهیم درباره دنیا عمل کنیم، چه متحدانی داریم؟ ما حتی در سازمان همکاری های شانگهای حضور روشنی نداریم. وی تصریح کرد؛ البته ما دوستان محکمی داریم که باید آنها را به عنوان سرمایه حفظ و روابط مان را با آنها تقویت کنیم اما در عین حال به ظرفیت سازی برای روابط جدید نیاز داریم. دولت بعدی هر که باشد، بهتر است به سمت دوستی با ملت ها پیش برود و تنش ها را از بین ببرد و این برای توسعه داخلی ما بسیار حیاتی است.
حکایتی از خواجه نصیرالدین طوسی
و 'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خوارزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند
آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد.
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند ...
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ .
از اسرار اللطیفه و الکسیله
Iran Eshgh
موسوی: اگر خاتمی کنار نمی کشید با او رقابت نمی کردم
: ۱۳۸۸۰۱۱۷1308
مهندس میر حسین موسوی نخست وزیر سابق و نامزد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعلام کرد که اراده ای برای رقابت با سید محمد خاتمی در انتخابات آتی ریاست جمهوری نداشته است.
به گزارش عصر ایران مهندس موسوی روز گذشته در دیدار با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ( مهم ترین نهاد جمعی اصلاح طلبان)ضمن طرح انتقاداتی از نحوه مدیریت کشور در ۴ سال اخیر گفته است که در گفتگو با سید محمد خاتمی به رییس جمهور سابق این نکته را گوشزد کرده است که تمایلی برای رقابت با او ندارد و اگر خاتمی از رقابت های انتخاباتی کنار نکشد ،او در روزهای پایانی به نفع او کناره گیری خواهد کرد.
یک منبع آگاه عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در گفتگو با عصر ایران ضمن تشریح دیدارهای روز یکشنبه این تشکل اصلاح طلب با کروبی و موسوی گفت: ” موسوی در این دیدار بر دو نکته اساسی تاکید کرد.نخست آنکه او اعلام کرد که حضور او در عرصه به معنای رقابت با خاتمی نبوده است و اگر خاتمی انصراف نمی داد او در مقابل خاتمی قرار نمی گرفت. نکته دومی که مهندس موسوی بر آن تاکید کرد این بود که در جمع بندی شخصی خود به این نتیجه رسیده است که او فردی است که می تواند از پس حل مشکلات عدیده اقتصادی،اجتماعی و سیاسی کشور برآید “.
این منبع آگاه در ادامه افزود که مهندس موسوی در این نشست ضمن تشریح برخی دیدگاه های خود در زمینه مسایل روز کشور و انتقاد از نابسامانی های جاری در عرصه اجرایی با انتقاد شدید از عادی شدن برخی نا هنجاری های اجتماعی از اینکه امروزه معضل” اعتیاد ” در کشور به مساله ای عادی تبدیل شده است ابراز تاسف عمیق کرد .
این عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در ادامه، پاسخ به انتقادات درباره عدم حضور موسوی در عرصه سیاسی کشور در ۲۰ سال گذشته را نیز یکی دیگر از مسایل مطرح شده از سوی نخست وزیر سابق دانست و افزود :” مهندس موسوی در این جلسه ضمن رد این بحث که او در ۲۰ سال گذشته در عرصه سیاسی کشور غایب بوده است گفت که او هیچ گاه غایب نبوده و از نزدیک در جریان تمامی تحولات کشور بوده و در مواقع ضروری اظهار نظر نیز کرده است . مهندس موسوی همچنین با آوردن دلایل مستدل از این اتهام که چرا در ۲۰ سال گذشته در انتخابات مختلف ریاست جمهوری نامزد نشده است دفاع کرد و به تفضیل و مورد به مورد دلایل عدم حضور خود را در انتخابات ریاست جمهوری در سال های ۱۳۶۸،۱۳۷۲،۱۳۷۶،۱۳۸۰ و۱۳۸۴ را بیان کرد.
این منبع آگاه در خصوص دیدار روز گذشته شان با مهدی کروبی نیز گفت: ” این دیدار در فضایی بسیار مثبت انجام شد و بحث های خوبی در آن مطرح شد و تنها در پایان جلسه آقای کروبی در واکنش به سخنان انتقادی یکی از حضار سخنانی بیان کرد که ظاهرا بلافاصله پس از پایان جلسه پاسخ خود به سخنان فرد مزبور را به عنوان جمع بندی جلسه در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا مطرح کرده است. اما در مجموع فضای جلسه بسیار مثبت بود و دو طرف مواضع خود را روشن و شفاف و در فضایی دوستانه مطرح کردند.
این عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در پایان و در پاسخ به پرسش عصر ایران درباره نظر نهایی جبهه اصلاحات درباره کاندیدای نهایی مورد حمایت این جبهه گفت که هنوز برخی از احزاب عضو جبهه اصلاحات به جمع بندی نرسیده اند و پیش بینی می شود در دو هفته آینده نظر نهایی این جبهه با رای مثبت ۳/۲ تشکل های اصلاح طلب عضو جبهه به یکی از کاندیداهای مطرح تعلق گیرد.
واکنش کروبی به بحث کناره گیری اش
دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت: آیا به این فکر کردهاید که اگر من کنار بروم چگونه میتوانم در آینده کار تشکیلاتی کنم؟ اکنون نیز که وارد صحنه شدهام برای پیروزی آمدهام و تا آخر در صحنه انتخابات باقی خواهم ماند.
به گزارش ایسنا حجتالاسلام و المسلمین مهدی کروبی روز یکشنبه در دیدار اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با اشاره به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری گفت: من دیگر نمیخواهم درباره گذشته و اتفاقاتی که روی داده و موجب شده تا وضعیت اینگونه شود، صحبت کنم. ولی در شرایط فعلی حوادث دیگری روی داده که بنده، خاتمی و میرحسین موسوی احساس وظیفه کردیم که وارد عرصه انتخابات شویم.
وی افزود: در انتخابات ریاست جمهوری دورههای گذشته هرچه از آقای موسوی درخواست کردیم که وارد عرصه انتخابات شوند، ایشان قبول نمیکردند و حتی هنگامی که با پافشاری دوستان پذیرفت که وارد عرصه انتخابات شود، هنگامی که متوجه میشد که ممکن است فردی از طیف خودمان کاندیدای انتخابات شود، میگفت که من نمیآیم. ولی امروز شرایط به گونهای شده که هر کدام از ما بر اساس دیدگاهش برای حضور در عرصه انتخابات احساس وظیفه میکند.
وی با تاکید بر اینکه ” هر یک از افراد بر اساس جمعبندی و تحلیل وضع موجود برای حضور در عرصه انتخابات احساس وظیفه کردهاند” خاطرنشان کرد: اتخاذ تصمیم شتابزده و بدون پشتوانه فکری برای انصراف یکی از کاندیداهای اصلاحطلبان به نفع دیگری در این مدت کوتاه باقی مانده به زمان برگزاری انتخابات کاری عملی و به صلاح جریان اصلاحات نیست و من به صراحت میگویم در این مدت کوتاهی که تا زمان برگزاری انتخابات باقی مانده است و با توجه به اینکه ما نسبت به وضعیت جامعه آگاهی کامل نداریم و اصلا نمیدانیم که چند درصد مردم در انتخابات شرکت میکنند و یا چند درصد از مردم به سمت جریان اصلاحات گرایش دارند، و حتی هنوز از تعداد دقیق داوطلبان و پایگاه رای آنها اطلاعات کافی نداریم، این امری منطقی نسیت که بگویم یک کاندیدا به نفع دیگری کنار برود تا وحدت ایجاد شود.
دبیرکل حزب اعتماد ملی افزود: آقای موسوی انصافا فردی صادق، صالح است و صداقت و پاکی خود را ثابت کردهاند. اکنون ایشان به عنوان فردی مومن، انقلابی و متدین و شریف تصمیم گرفته که وارد عرصه انتخابات شود و اینگونه تشخیص دادهاند که اگر حضور نداشته باشد ممکن است حوادثی روی دهد که به نفع و صلاح انقلاب نباشد. من با اطمینان میگویم که آقای موسوی فردی نیست که از روی هوی و هوس به دنبال کسب شهرت و قدرت باشد، ایشان فرد متدین و انقلابی است که در شرایط و وضع کنونی به این تحلیل رسیده که باید در صحنه حضور داشته باشد و یا اینکه اخیرا اینگونه گفته که برای پیروزی آمده است؛ بنابراین من نمیفهم این چه روندی است که برخی میخواهند که تشخیص یک فرد را تغییر دهند و به او بگویند که به گونهای دیگر تصمیم گیری کند. البته اکنون وضع بنده که سختتر است؛ زیرا همانطور که میدانید بنده ۴ سال است که کار تشکیلاتی میکنم و عده ای هم به عنوان حزبی با من همراه هستند وعدهای هم خارج از حزب با من همراهی میکنند، اکنون با توجه به این تشکیلاتی از من حمایت میکند، چطور میشود که عده ای بیایند و بگویند از عرصه انتخابات کنارهگیری کن!
وی تاکید کرد: کسانی که چنین حرف میزنند و چنین تقاضاهایی را مطرح میکنند، آیا به این موضوع اندیشیدهاند که بنده قصد دارم که کار تشکیلاتی انجام دهم؟ آیا اگر من کنارهگیری کنم آنها با خود چنین فکر نمیکنند که چگونه میتوان بر فردی که اراده انجام کاری را ندارد، تکیه کرد و با طناب او به چاه رفت؟ آخر چطور میشود که آدمی که بسیار محکم اعلام میکند که من تا آخر حضور دارم یک دفعه میدان را رها کند و کنار برود؟
وی خطاب به اعضای شورای هماهنگی اصلاحات گفت: من نسبت به این حرفهایی که زده میشود توجیه نمیشوم. شما که افرادی اهل فکر و صاحب اندیشه هستید آیا به این فکر کردهاید که اگر من کنار بروم چگونه میتوانم در آینده کار تشکیلاتی کنم؟ اکنون نیز که وارد صحنه شدهام برای پیروزی آمدهام و تا آخر در صحنه انتخابات باقی خواهم ماند.
کروبی با بیان اینکه ” حضورم در عرصه انتخابات این دوره به منزله یک جهاد و فداکاری است” در عین حال یادآور شد: من هیچگاه نشده که کاری انجام دهم و بگویم که جهاد و یا فداکاری کردهام حتی در دوران مبارزه که اسلحه نگهداری و چریک مخفی بودیم، نمیگفتیم که ما داریم جهاد میکنیم، ولی در این مقطع زمانی میگویم کاری که دارم انجام میدهم جهاد و فداکاری است.
وی با اشاره به دیدارش با میرحسن موسوی نیز گفت: زمانی که آقای موسوی به منزل بنده آمد، گفت که من و شما هر دو در عرصه انتخابات حضور داریم و این اتفاق خوبی است و ایشان تاکید کرد که به چند صدایی اعتقاد دارد. من نیز فکر میکنم که هر دو میتوانیم در کنار هم حضور داشته باشیم و حتی به تجلیل از یکدیگر بپردازیم ولی اینکه یکی از ما کنار برود و آن هم در این مدت کوتاه باقی مانده به انتخابات چنین تصمیمی اتخاذ شود، عملی و به صلاح نیست.
وی تاکید کرد: اگر میخواهید که پیروزی و یا شکستتان معنا داشته باشد، باید کار حزبی و تشکیلاتی کنید وگرنه اگر موجی به وجود آید شرایط پایدار نخواهد بود. به نظر من اگر ما سالم به سمت جلو حرکت کنیم برنده میشویم.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه از تمامی اصلاحطلبان درخواست کرد: به جای آنکه به دنبال ایجاد وحدت در این جریان از طریق انصراف یکی از کاندیداها به نفع دیگری باشید، تلاش کنید تا مردم را نسبت به حضور در عرصه انتخابات ترغیب کنید. وی خاطرنشان کرد: ما باید تمام نیروهای خود را بر روی این متمرکز کنیم که مردم را به حضور در انتخابات تشویق کنیم.البته اکنون با توجه به نارضایتی مردم از برخی عملکردها زمینه مناسبی برای ترغیب حضور مردم در عرصه انتخابات ایجاد شده است. من با شهرستانها در تماس هستم، آنها هم به دنبال تغییر وضع موجود هستند.
به گزارش ایسنا به نقل از سحامنیوز، وی همچنین با اشاره به دغدغه و نگرانیهایی که نسبت به سلامت انتخابات وجود دارد گفت: ما آبرویمان را گذاشته و وارد عرصه انتخابات شدهایم و اجازه نخواهیم داد هر کسی هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد و در برابر هرگونه دخالتی از هر حوزهای که باشد برخورد میکنیم و شما نیز باید در زمینه صیانت از آرا تمام تلاش خود را به کار بندی
سخنگوی امور خارجه احتمال دیدار خاتمی و اوباما را رد کرد
کد خبر: ۱۳۸۸۰۱۱۷1283
حسن قشقاوی در واکنش به مواضع اخیر رئیس جمهور جدید آمریکا در خصوص فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران تاکید کرد که تکرار اتهامات گذشته آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران با شعار تغییر دولت جدید این کشور تناقض دارد.
به گزارش مهر، حسن قشقاوی سخنگوی وزارت امور خارجه پیش از ظهر امروز در نشست هفتگی خود با خبرنگاران داخلی و خارجی اخبار منتشر شده مبنی بر احتمال دیدار سید محمد خاتمی با باراک اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا در استانبول را تایید نکرد و گفت : طبق اطلاعی که سفارت جمهوری اسلامی ایران در آنکارا به من داده این است که در دستور کار سفر آقای خاتمی چنین دیداری قرار ندارد.
وی اجلاس ائتلاف تمدن ها درترکیه را فرصتی برای تبادل نظر نهادهای مختلف با یکدیگر دانست ویادآور شد: اطلاع من درباره دیدار آقای خاتمی و اوباما همان بود که عرض شد اما به هر حال باید دید در این اجلاس چه اتفاقی می افتد.
سخنگوی وزارت خارجه مواضع جنگ طلبانه اخیر برخی مقامات رژیم صهیونیستی علیه ایران را صرفا تبلیغات روانی خواند و گفت: جمهوری اسلامی ایران همواره برای دفاع از خود در مقابل هرگونه تهاجم احتمالی آمادگی داشته اما ما مواضع مذکور را در چارچوب های تبلیغاتی سابق ارزیابی می کنیم.
قشقاوی در بخش دیگری از سخنان خود در واکنش به مواضع اخیر باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در خصوص فعالیت های هسته ای ایران تاکید کرد : این اظهارات اجزای مختلفی داشت و امیدواریم بخش مرتبط با پذیرش حقوق هسته ای ایران در عمل هم محقق گشته و مکانیزم های آن به وضوح اعلام گردد.
وی افزود: نکته دیگری که در این اظهارات وجود داشت تکرار عبارت تهدید سلاح هسته ای ایران بود که نه در گزارشات آژانش تایید شده و نه در دکترین دفاعی ما جای دارد و جالب تر اینکه خود اوباما نیز در اظهاراتش آن را نفی کرده بود.
سخنگوی وزارت خارجه با تاکید بر اینکه تکرار اتهامات دولت های گذشته آمریکا از سوی اوباما با شعار تغییر دولت جدید این کشور درتناقض است گفت: دو محور دیگر سخنان رئیس جمهورجدید آمریکا مسئله ایده خلع سلاح جهانی است از سویی و مباحث موشکی از دیگر سو بود که ما معتقدیم محور نخست بسیار خوب بوده و ایران درباره آن همواره پیشتاز بوده است اما درباره محور دیگرشکی نیست که هیچ کس نمی تواند دستاوردهای فنی ایران درچارچوب قواعد شناخته شده بین المللی را به عنوان تهدید تلقی نماید.
قشقاوی در ادامه سخنان خود اخبار منتشر شده درباره توافق ایران با ناتو یا دولت آلمان برای انتقال مواد دارویی از طریق بندر چابهار به کشور افغانستان را تکذیب کرد و گفت: همانطور که مقامات غربی نیز اشاره کردند چنین توافقی صورت نگرفته اما استفاده از ظرفیت های بندری نقش های مختلف ایران برای کمک به همسایگانمان از جمله افغانستان چیز جدیدی نیست و همواره در دستوار کار ما قرار داشته است.
سخنگوی وزارت خارجه همچنین در این نشست خبری در واکنش به آزمایش موشکی کره شمالی و واکنش کشورهای مختلف نسبت به آن هرگونه ارتباط این موضوع با برنامه های موشکی ایران را قویا رد کرد و گفت: کره شمالی از سالها قبل به این فعالیت ها مشغول بوده و اقدام اخیر این کشور نیز اولین آزمایش موشکی آن نیست و این مسئله هیچ ارتباط به فعالیت های جمهوری اسلامی ایران ندارد.
وی در عین حال یادآور شد که تهران معتقد است تمام کشورها باید در منطقه حساس شرق آسیا در راستای تثبیت صلح و ثبات وضعیت در این منطقه اقدام نمایند.
قشقاوی همچنین از سفر ولید معلم وزیر خارجه سوریه در روز چهارشنبه به تهران خبر داد.
انصراف ضمنی شهردار تهران از نامزدی ریاست جمهوری
قالیباف از «بهشت» به «پاستور» نمی رود
کد خبر: ۱۳۸۸۰۱۱۷1300
محمدباقر
قالیباف که نزدیک به چهار سال است با رای شورای شهر دوم و
سوم کلید تهران را در دست گرفته است، روز ۱۲ فروردین خبرنگار خبرگزاری مهر را به ساختمان بهشت دعوت کرد تا خبر انصراف خود از
کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را برای انتشار به وی بسپارد. اما زمان انتشار آن را تا دیروز به تاخیر انداخت تا شاید وی همچنان امکان حضور در
رقابت های انتخاباتی را بیابد.شهردار در گفت وگوی خود ضمن تشریح کامل برنامه هایش برای اداره
کشور و تاکید بر این
مساله که «برای اداره بهینه کشور مدل و برنامه مدون دارم» به خبرنگار مهر گفت؛ «بنده هیچ گاه داوطلب مقام و مسوولیت نبوده ام و همواره بر اساس وظیفه عمل کرده ام و
کارنامه عملکردم نیز در پیشگاه ملت شریف ایران روشن است. لذا اگر چه برای اداره کشور و تحقق جامعه ارزشی و برخوردار یا به عبارتی زندگی برازنده
ایرانیان مدل طراحی شده و برنامه مدون دارم، اما حضور در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر «تحلیل» و تکلیفی استوار بود که در موقعیت فعلی
وجود ندارد. بنابراین با جمع بندی شرایط موجود «فعلاً» داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم.» وی همین فرصت را غنیمت شمرد و به محمود
احمدی نژاد و همراهانش که همواره قالیباف را به مدیریت نمایشی و تبلیغاتی اداره تهران متهم می کردند
پاسخ داد؛ «فقط امیدوارم
کسانی که در برابر تلاش شهرداری تهران برای خدمت بیشتر
و بهتر به شهروندان به اتهام انتخاباتی بودن مقاومت می
کردند، پاسخ خود را گرفته باشند.» با گفتن این جمله قالیباف هم از دور رقابت ها کناره گرفت
تا فضا برای رقابت
اصلاح طلبان با محمود احمدی نژاد فراهم شود.از زمان گرم
شدن تنور انتخابات توسط اصلاح طلبان تاکنون گمانه زنی
درباره نامزدهای اصولگرایان وجود داشته و هر کس از ظن خود نام نامزدی را مطرح می کرد. با توجه به سابقه رقابت محمود احمدی نژاد و
محمدباقر قالیباف در انتخابات نهم و ادامه این رقابت در زیر سایه شهرداری ایران و شهرداری تهران و نیز تحرکات معطوف به انتخاباتی بودن قالیباف،
احتمال نامزد شدن شهردار تهران همواره وجود داشت اما قالیباف تا زمان رسمی انصراف هرگاه در برابر این پرسش که آیا نامزد خواهید شد قرار می
گرفت، پاسخ را با واژگانی نظیر «بررسی می کنم» و «در حال ارزیابی شرایط هستم» تلویحاً
نظر خود را به عنوان
کسی که برای کسب صندلی دورخیز کرده است بیان می کرد. مضافاً با انصراف سیدمحمد خاتمی احتمال نامزدی
قالیباف قوت بیشتری گرفت اگرچه روزنامه تهران امروز، ارگان سیاسی قالیباف با عنوان بزرگ «دو روی یک
سکه» از نامزدی میرحسین
موسوی استقبال کرد. اشاره تیتر نخست تهران امروز به
رویکردهای موسوی و احمدی نژاد بود. در شرایط کنونی پرسش
این است که چرا قالیباف «فعلاً» از عرصه رقابت ها کناره گیری کرده است؟
شهردار تهران در مصاحبه خود با خبرگزاری مهر پاسخ روشنی
به این چرا نداده است. آنچه در لابه لای گفت وگو هم بیان شده، اشاره دارد به برنامه های رویایی و گاه متضاد قالیباف. اما تا زمان
انتشار اطلاعات جدید از این تصمیم می توان با یادآوری «سه شنبه به یادماندنی» یکی از علل این تصمیم
را به شرایطی مشابه
شرایط انتخابات گذشته که نیروهای اصولگرا در سه شنبه پیش
از رای گیری حمایت خود را از قالیباف به احمدی نژاد هدایت
کردند، عنوان کرد.
برخی که با دستگاه ذهنی و رفتار سیاسی قالیباف آشنایی دارند، ایجاد شرایطی شبیه آن سه شنبه اما پیش از شروع
رقابت ها را دور از ذهن نمی دانند که قالیباف را مجاب به چشم پوشی از صندلی سرخ پاستور کرده است.
در هر حال محمدباقر قالیباف که هنوز به ۵۰سالگی نرسیده زودتر از دیگر رجال سیاسی ایران خود را به عنوان یک مدعی مطرح کرده است. وی با گردآوری یارانش در مسجد امام صادق (ع) تهران و نیز پیشبرد برنامه هایش در شهرداری تهران و ایجاد یک حزب سیاسی بزرگ به نام پیشرفت و عدالت می تواند خود را برای یک دوره هشت ساله ریاست جمهوری آماده کند.
بنابراین اگر قید «فعلاً» قالیباف برای انصرافش را نادیده بگیریم، او رفت تا در سال ۱۳۹۲ خود را در معرض داوری مردم قرار دهد.
در يونان باستان، سقراط تاكيد
فراواني بر خردورزي داشت. روزي
شخصي نزد اين
فيلسوف بزرگ آمد و به او گفت
مي داني به تازگي راجع به
دوستت چه شنيده ام؟
سقراط پاسخ داد: صبر كن. قبل از
اينكه آن را برايم نقل كني، مي
خواهم امتحانياز تو بگيرم؛ امتحان 3 صافي
3 صافي؟
سقراط پاسخ داد: بلي. قبل از اينكه
هر چيزي را راجع به ديگران تعريف
كنيم بهتر است زماني را براي غربال كردن آن صرف نماييم
اين همان آزموني است كه من 3 صافي
مي نامم. اولين صافي، مربوط به
حقيقت است
آيا بررسي كرده اي كه آنچه
مي خواهي بگويي حقيقي است؟
نه. من فقط شنيده ام كه راجع به آن
صحبت مي كردند ...
بسيار خوب. پس نمي داني كه حقيقت
دارد يا نه
حال برويم سراغ صافي دوم كه
مربوط به خوبي است
آنچه كه راجع به
دوستم مي خواهي به من بگويي، چيز خوبي است؟
نه! بر عكس.
سقراط ادامه داد: پس مي خواهي
چيزهاي بدي را راجع به او برايم
تعريف كني و تو
حتي مطمئن نيستي كه آنها واقعيت
دارند. شايد بتواني در اين آزمون
موفق شوي زيرا
صافي ديگري باقي مانده كه مربوط
به لزوم انجام اين كار است. آيا
لازم است آنچه
را كه دوستم احتمالاً انجام داده
به من بگويي؟
نه. واقعاً نه.
سقراط اينطور نتيجه گيري كرد : پس
اگر آنچه را كه مي خواهي بگويي نه
واقعيت دارد، نه خوب است و نه
لازم و ضروريست، چرا مي خواهي آن
را برايم نقل كني؟